ارتش ضد ماسون - حضرت

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 19406
» بازديد ديروز : 449
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 19855
» بازديد سال : 19405
» بازديد کل : 284157
» اعضا : 47
» مطالب : 169

اجتماع مردمی عید بیعت در سالروز آغاز امامت امام عصر


تاریخ انتشار پست : 11 آبان 1398 بازدید : 61

اجتماع بزرگ‌ مردمی عید بیعت در سالروز آغاز امامت امام عصر

اجتماع بزرگ‌ مردمي عيد بيعت در سالروز آغاز امامت امام عصر

وعده ي ديدار ما :

پنجشنبه نهم ربيع الاول، مصادف با  16 آبان 98 ساعت 15:00

همزمان در سراسر کشور

جدول برنامه ها در سراسر کشور

ویژگی های ظاهری و رفتاری امام زمان عجل الله


تاریخ انتشار پست : 8 دی 1395 بازدید : 82

راى بيان اهميت صفات ظاهرى امام عصر(عج) مى توان به موارد زير اشاره كرد :

1- راهى روشن براى عموم مردم است تا امام زمان خود را بشناسند.

2- دليلى واضح براى رسوا كردن مدّعيان دروغين مهدويت است.

3- برهانى آشكار بر اثبات مهدويت شخصى (و ردّ مهدويت نوعى) است.

4- مدركى محكم بر اثبات مهدويت عينى و ردّ مهدويت معنوى (مهدى ساخته ذهنى در اثر فشارهاى جامعه) است[1].

5- روشى مؤثر براى محسوس كردن وجود امام زمان(عج) و ايجاد تعلق خاطر و عشق و محبت سرشار به آن حضرت(عج) است.

 

اوصاف و ويژگى هاى ظاهرى و جسمانى امام زمان(عج) در روايات به شرح زير بيان شده است.

 

1- چهره و سيماى مبارك

حضرت مهدى(عج) داراى صورتى زيبا و درخشنده است؛

الف. «المهدى من ولدى وجهُهُ كالقمر الدُّرّى»[2] ؛ «پيامبر (صلی الله علیه و آله)  فرمودند: «مهدى از فرزندان من است، صورتش همچون ماه تابان است...«.

ب. «... على خَدِّه الأيمن خالٌ»[3] ؛ «... بر گونه راستش خالى هست».

ج. «حَسَنُ الوجه... و نور وجههِ يَعلو سواد لحيته»[4] ؛ «مهدى صورتى نيكو دارد... درخشندگى چهره اش بر سياهى محاسنش غلبه مى كند»

د. «وجهُهُ كالدّينار و اَسنانه كالمنشار...»[5] «چهره اش مانند دينار گرد و گلگون و دندان هايش مانند شانه، ظريف و منظم است».

ه. «المهدى طاووس اهل الجنّة عليه جلابيبُ النّور»[6] ؛ «مهدى، طاووس بهشت است كه هاله اى از نور، او را احاطه كرده است»

و. «شابّ صبيحُ الوجه...»[7] ؛ «جوانى گشاده روى است»

ز. «شابٌ حسن الوجه»[8] «جوانى زيباروى است»

ح. «وجهُه كالكوكبٌ درّىٌّ»[9] ؛ «چهره اش مانند ستاره درخشان است»

ط. «مسنون الخدّين»[10] ؛ «مهدى داراى گونه هاى كم گوشت است»

ى. «سهل الخدّين على خدّة الأيمن خالٌ كأنّه فتات مسك على رضراضة عنبر»[11] ؛ «گونه هايى نرم با خالى در گونه راست دارد كه مانند دانه مشك بر روى عنبر است»

 

2- پيشانى و ابرو و چشم

حضرت مهدى(عج)، داراى پيشانى گشاده، صاف و روشن است. ابروى آن حضرت(عج) نيز باريك، كشيده و نزديك به هم - اما ناپيوسته - است. چشم هايش سياه و درشت و فرورفته و پلك هاى او درخشنده است.

الف. «المهدى منّى، اجلى الجبهَة اَقنى الأنف...»[12] ؛ «مهدى از من است، پيشانى باز و نورانى و بينى كشيده و باريك دارد»

ب. «اَكحَلُ العَينَين... كثُّ اللحية...»[13] ؛ «ديدگان مباركش سرمه كشيده... محاسن مباركش پر مو است...».

ج. «اَزَجُّ، اَبلَجُ، اَدعَج، اَعيُنُ، اَشَمُّ الأنف اَقنى اَجَلى»[14] ؛ «ابروهاى كشيده، صورتى نيكو، ديدگان مشكى، بينى باريك و نيكو خميده، و پيشانى باز و درخشان دارد»

د. «مُشرِفُ الحاجبين، غائرُ العينين»[15] ؛ «او بلند ابرو است و چشمانى فرو رفته  دارد».

 

3- قامت و رنگ بدن و صورت

امیرالمومنین امام على (علیه السلام) فرموده اند: «يخرجُ رَجُلٌ مِن وُلدى فى آخِرِ الزّمان ابيضُ اللون مُشرَبٌ بالحُمرَة مُبدَحُ البَطنِ عَريضُ، عَظيمُ مُشاشِ المنكبين، بِظَهرِه شامَّتانِ : شامَّةٌ على لَونِ جِلده و شامَّةٌ على شبهِ شامّة النبى»[159] ؛ «مردى از فرزندان من در آخرالزمان ظهور مى كند كه صورتى نقره فام و چهره اى گلگون دارد. شكمش پهن، ران هايش پر گوشت و شانه هايش عريض است. در پشت او دو علامت هست كه يكى به رنگ پوست و ديگرى شبيه مهر نبوّت است».

 

4- سر و مو

امام على (علیه السلام) فرموده اند: «حَسَنُ الوَجه، حَسَنُ الشِعر يَسيلُ شعرُه على مِنكَبَيه...»[16] ؛ «چهره اى زيبا و موهايى جاذب دارد كه بر شانه هايش فرو ريخته است».

«بشعر قطط»[17] ؛ «مويش كمى مجعّد است».

 

5- در سيماى جوانان

امام رضا (علیه السلام)  فرموده است: «علامَتهُ اَن يكون شيخ السنّ شاب المنظر حتى اَنَّ الناظِرَ اِلَيه لَيَحسبه ابن اربعين سنة اَو دونَها و اِنّ مِن علاماتِهِ اَن لا يَهرِمَ بمرور الايام و الليالى حتى يأتى اَجَلُه»[18] ؛ «نشانه مهدى آن است كه در سن پيرى است؛ ولى جوان به نظر مى آيد. هر كسى او را ببيند، گمان مى كند كه چهل سال يا كمتر دارد. يكى ديگر از نشانه هاى او اين است كه با گذشت زمان، تا هنگام رسيدن اجل، اثر پيرى در او مشاهده نمى شود.»

 

6- اوصاف اخلاقى و درونى

1- امام حسين (علیه السلام)  مى فرمايند: «تَعرِفون المهدى بالسَّكينةِ و الوقارِ و بمَعرِفَةِ الحَلالِ و الحَرامِ و بِحاجَةِ النّاسِ اليه و لا يحتاجُ الى احد»[19] ؛ «مهدى را با سكينه و وقار، شناخت حلال و حرام، نياز همگان به او و بى نيازى او از همه خواهيد شناخت.»

2- در روايت ديگرى آمده است: «يكونُ اَولى بالنّاسِ من اَنفُسِهِم و اَشفَقَ عليهم من آبائِهم و اُمّهاتهم و يكونَ اَشَدّ الناس تَواضُعا للّهِ عَزَّ و جَلَّ و يكونُ اخَذَ النّاسِ بِما يَأمُرُ به و اَكَفَّ النّاس عَمّا يَنهى عنه»[20] ؛ «او براى مردم از خودشان اولى تر، از پدر و مادرشان مهربان تر و در برابر خدا، از همه متواضع تر است. آنچه به مردم فرمان مى دهد، خود بيش از ديگران به آن عمل مى كند و آنچه مردم را از آن نهى مى كند، خود بيش از همگان از آن پرهيز مى كند».

3- دلالته فى خصلتين: فى العلم و استجابَةِ الدَّعوةِ و كلِّ ما أخبَرَ بِهِ من الحوادثِ الّتى تَحدُثُ قبلَ كونِها فذلك بعَهد معهود اليه من رسول الله (صلی الله علیه و آله) توارَثَه عن آبائه عنه (علیه السلام) »[21]؛ «مهدى، دو نشانه بارز دارد كه با آنها شناخته مى شود: دانش بيكران و استجابت دعا. آنچه از رويدادها پيش از وقوع آنها سخن بگويد، به صورت پنهانى است كه توسط پدران خود، از رسول خدا(ص)، به ارث برده است»

4- امام رضا (علیه السلام)  فرموده است: «... يكونُ اَعلَمُ النّاس و اَحكَمُ النّاس و اَتقى النّاس و اَسخَى النّاس و اَعبَدُ النّاس... و يكونُ مُحَدِّثا»[22] ؛ «... او داناترين مردم و حكيم ترين، پرهيزگارترين، بردبارترين، سخى ترين و عابدترين آنان است و فرشتگان با او سخن مى گويند».

İmage

سوال 3: آیا جایز است که اسم ولقب خاص امام زمان علیه السلام در مجامع عمومی گفته شود؟

پاسخ: حضرت مهدي(ع) همنام با پيامبر(ص) و هم کنیه با آن وجود شريف است. نام آن حضرت « م ح م د » و کنیه ی او ابوالقاسم است. در بعضي احاديث معتبر، تصريح به اين نام در مجالس عمومي منع شده است. (1)

پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «لا يسمه باسمه ظاهراً قبل قيامه الا كافر به؛ در آشكارا نام او را تا قبل از قيام او، جز كافر به او نمي‌برد.» (2)

امام باقر(ع) نيز فرموده است: «لا يسميحتي يظهر امره؛نام او نبايد برده شود تا اينكه امر (قيام) او آشكار شود.» (3)

از امام رضا(ع) نقل شده است: «لا يسمي باسمه بعد غيبة احد حتي يراه و يعلن باسمه فليسمه كل الخلق؛ كسي نام او را پس از غيبت او نبرد تا زماني كه او را ببيند و نامش آشكار شود و تمام مردم نام او را ببرند.» (4)

امام حسن عسكري(ع) مي‌فرمايد: «لا يحل لاحد ان يسميه و يكنيه بكنيته الي ان يظهر الله دولته و سلطنته؛ براي هيچ كس حلال نيست كه نام و كنيه ی او را ببرد تا وقتي كه خدا دولت و حكومتش را آشكار سازد.» (5)
بر اساس اين دسته از روايات ـ كه نامبردن آن حضرت تا زمان ظهور منع شده است ـ بسياري از عالمان شيعه تصريح و تلفظ نام شريف آن حضرت را حرام دانسته‌اند و لذا براي اينكه اين نام تلفظ  نشود در نوشته‌ها به صورت «م‌ح‌م‌د» مي‌نويسند اگر چه نوشتن به صورت «محمد» حرام نيست.

البته برخي از عالمان شيعه (مانند خواجه نصير طوسي) تلفظ نام اصلي را هم جايز دانسته‌اند و از زمان شيخ بهايي به بعد در اين مسأله بين عالمان شيعه اختلاف نظر و رأي پديد آمد. (6)

گروهي از عالمان شيعه (مانند شيخ مفيد،شيخ صدوق، علامه طبرسي، محقق داماد، مرحوم مجلسي،محدث نوري و ...) به زبان آوردن نام اصلي حضرت را حرام دانسته‌اند.

گروه ديگر از عالمان شيعه (مانند شيخ انصاري، شيخ حر عاملي و ...) ذكر نام اصلي حضرت مهدي(ع) را حرام ندانسته و روايات منع را مربوط به زمان غيبت صغري مي‌دانند كه جان آن حضرت از طرف حكومت وقت در خطر بوده‌است. اين گروه در تاييد نظر خود، روايات و زياراتی را كه در آن ها نام اصلي حضرت مهدي(ع) تصريح شده است ذكر مي‌كنند.

از آنجا كه بيشتر روايات، نام بردن را تا زمان ظهور ممنوع شمرده‌اند؛ لذا بسياري از عالمان شيعه ذكر و تلفظ نام شريف حضرت مهدي(ع) را سزاوار نمي‌دانند و مي‌فرمايند بهتر است تصريح به نام اصلي آن وجود شريف نشود.

برخي نيز معتقدند حرمت ذكر نام حضرت درجايي است كه مخالفان و دشمنان اهل بيت و امام زمان(ع) حضور دارند.

گفتني است تلفظ نام و كنيه ی مخصوص حضرت مهدي(ع) در اين موارد بدون اشكال است:

1.در نوشته‌ها: حتي كساني كه ذكر نام محمد را حرام مي‌دانند، نوشتن آن در كتاب‌ها را حرام ندانسته‌اند.

2.به صورت اشاره و رمز: مي‌توان گفت نام آن حضرت مانند نام رسول خدا و كنيه ی او مانند كنيه ی رسول خدا است و نيز مي‌توان به صورت رمز  م ح م د تلفظ نمود.

3.در دعا و مناجات در غير مجالس عمومي.

4.ذكر نام آن حضرت به صورت پنهاني و در قلب. (7)

[تصویر:  yellow_bouquet.gif]پی نوشت ها:

1.ترجمه، مكيال المكارم، ج2،ص188
2.مستدرك الوسائل، ج12، ص285
3.كافي،ج1، ص525
4.مستدرك،ج12، ص285
5.مستدرك،ج12،ص285
6.مكيال المكارم، ج2، ص190
7.ترجمه مكيال المكارم، ج2، ص188

نام ها و القاب حضرت مهدی (عج)


تاریخ انتشار پست : 9 مرداد 1393 بازدید : 122
بسم الله الرحمن الرحیم

İmage

سوال 2: حضرت صاحب الزمان (عج) مسمّا به چه نامها و القابی هستند و کنیه ی ایشان چیست؟

İmage پاسخ: در احادیث رسول اكرم صلى الله علیه و آله و ائمه ی معصومین علیهم السلام القاب متعددى براى امام مهدى عجل الله فرجه الشریف ذكر شده است. در این میان مى توان به القابى مانند « القائم، المنتظر، المهدى، الحجه، المنصور، الخلف الصالح، صاحب الزمان، بقیه الله و ...» اشاره كرد. البته نام خاص ایشان، نام پیامبر (ص) است،اما طبق روایات نباید تا زمان ظهور، ایشان را به این نام صدا کرد. البته مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه ی امام عصر عليه السلام با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى عليه السلام ذكر می كند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباطهاى شخصى و استحسانهاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اينصورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. کنیه ی ایشان نیز، همان کنیه ی پیامبر یعنی ابوالقاسم است.

منبع

ولادت امام زمان (عج) در چه تاریخی است ؟


تاریخ انتشار پست : 8 مرداد 1393 بازدید : 144
بسم الله الرحمن الرحیم


İmage

این مجموعه توسط تیم مدیریت و کاربران فعال در سایت

ANTI666.IR 

گرد آوری شده است...

--------------------------------------------------------------------------------------

İmage


سوال 1: ولادت با سعادت امام زمان علیه السلام به اجماع اکثر روایات در چه تاریخی است؟

İmageپاسخ: در مورد تاريخ تولّد امام مهدي (عج) چهارقول وجود دارد:

اول:اين قول که معروف ترين و مستندترين قول است، تاريخ تولّد آن حضرت را نيمه ی شعبان سال 255 هـجری قمری مي داند. ثقة الإسلام کليني مي نويسد:

«وُلد ـ عليه السلام ـ للنصف من شعبان سنةَخمس و خمسين و مئتين؛ امام مهدي ـ عليه السلام ـ در نيمه ی شعبان سال دويست و پنجاه و پنج هجري قمري متولد شده است.» (1)

علامه مجلسي در بحارالأنوار نيز همين تاريخ را ذکر مي کند. (2)

از شهيد اوّل (ره) نيز نقل شده است که:
«ولد ـ عليه السلام ـ بسّر مَنْ رأي يومَ الجمعة ليلا خامس عشر شعبان سنة خمس و خمسين و مأتين؛ امام مهدي ـ عليه السلام ـ در سامرا، جمعه شب،در پانزدهم شعبان 255 هـ.ق به دنيا آمد.» (3)
ابن خلکان، يکي از علماي اهل سنّت نيز همين تاريخ را تاريخ ولادت امام مهدي عليه السلام مي داند. (4)

دوم:در برخي از مآخذ، تاريخ تولّد حضرت مهدي (عج) سال 256 هجري ضبط شده است. کتاب کمال الدين (5) شيخ صدوق و الغيبة (6) شيخ طوسي، از جمله ی اين منابع است.
سوم:ابو جعفر محمّد بن جرير طبري، تاريخ ولادت امام مهدي عليه السلام را سال 257 هـ.ق دانسته است. (7)
چهارم:برخي مانند علي بن عيسي اربلي (8) و ابن اَبي الثلج بغدادي (9) تاريخ ولادت امام مهدي (عج) را سال 258 هـ.ق ذکر کرده اند.
همان گونه که از شهيد اوّل نقل شد، مکان ولادت آن حضرت، شهر سامراء است (10) که در نزديکي شهر بغداد قرار دارد. اين شهر، بعد از شهادت امام رضا عليه السلام در دوره ی حکومت معتصم عباسي بنا گرديد.
[تصویر:  yellow_bouquet.gif]پی نوشت ها:

1.محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي، ترجمه جواد مصطفوي، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، ج2، ص449

2.مجلسي،محمدباقر، بحارالأنوار، ج51، ص2

3.همان،ج51، ص28

4.همان،ج51، ص24

5.کمال الدين، صدوق، قم، انتشارات جامعه مدرسين، 1405ق، ص432

6.شيخ طوسي، الغيبة، ص139 و 147
7.محمد بن جرير طبري، دلائل الامامه، قم، منشورات رضي، چاپ سوم، ص271 و 272

8.علي بن عيسي اربلي، کشف الغّمه، تبريز، مکتبة بني هاشمي، 1381ق، ج3، ص227
9.ابنابي الثلج بغدادي، تاريخ الائمه، قم، مکتبة بصيرتي، ص15

10.بحارالأنوار،همان، ج51، ص28


شباهت حضرت مهدی (عج) با پیامبران و امام ها - قسمت 1


تاریخ انتشار پست : 9 بهمن 1392 بازدید : 178

بسم الله الرحمن الرحیم


در روایات ، شباهت هایی میان حضرت مهدی (عج) و انبیاء و ائمه آمده است :


شباهت به حضرت آدم (ع) : خداوند آدم علیه اسلام را خلیفه خود در زمین قرار داد.

شباهت به حضرت هابیل (ع) : نزدیکترین افراد ، هابیل را کشت. (یعنی برادرش) و همچنین نزدیک ترین افراد قصد کشتن امام قائم (عج) را نمود. (عموی حضرت ، جعفر کذّاب)

شباهت به حضرت شیث (ع) : حضرت شیث اجازه نیافت که علم خودش را آشکار کند ، حضرت نیز اجازه نیافته تا روز وقت معین

شباهت به حضرت نوح (ع) : عمر طولانی

شباهت به حضرت ادریس (ع) : ادریس (ع) به آسمان بالا برده شد ، حضرت مهدی (ع) را هنگام ولادت ، روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمان ها برد. ادریس (ع) نیز از قومش غایب شد.

شباهت به حضرت هود (ع) : حضرت نوح (ع) ، ظهور حضرت هود را بشارت داده بود و خداوند ، کافران را به وسیله او هلاک کرد.

شباهت به حضرت صالح (ع) : حضرت صالح مدتی از قومش غایب شد و وقتی بازگشت ، عده ای او را انکار کردند.

شباهت به حضرت ابراهیم (ع) : حضرت ابراهیم علیه السلام دوران حمل و ولادتش مخفیانه بود و رشد او در یک هفته ، به اندازه یک ماه بود و در یک ماه به اندازه یک سال. حضرت ابراهیم (ع) دو غیبت داشت.

شباهت به حضرت اسماعیل (ع) : خداوند به ولادت اسماعیل (ع) بشارت داد. و چشمه زمزم برای حضرت اسماعیل (ع) از زمین جوشید.

شباهت به حضرت اسحاق (ع) : پس از آن که ساره از بچه دار شدن مأیوس شده بود ، خداوند ولادت اسحاق را بشارت داد.






ادامه دارد ...

شاهكار پاسخ امام علي (عليه السلام) : علم بهتر است يا ثروت


تاریخ انتشار پست : 16 خرداد 1391 بازدید : 103


- یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟

- حضرت علی(ع) در پاسخ فرمودند : علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.

مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همانطور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:

- اباالحسن! سؤالی دارم، میتوانم بپرسم؟

امام در پاسخ آن مرد گفتند: بپرس!

مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟

- علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ میکند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.

نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست. در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد ...

و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم ، دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار !

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش مینشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:

- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

حضرت علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم میشود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده میشود.

نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.

حضرت علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل میدانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد میکنند.

با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم میخواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد. همهمهای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را میپرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت علی و گاهی به تازهواردها دوخته میشد.

در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:

- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

امام فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه میشود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش میماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمیگفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفتزده شده بودند که … نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل میکند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان میشود.

نگاههای متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را میکشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبهرو چشم دوخت. مردم که فکر نمیکردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:

- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ نگاههای متعجب مردم به عقب برگشت.

با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند: علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی میکنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضعاند. فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بیصدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامیکه آنان مسجد را ترک میکردند، صدای امام را شنیدند که میگفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من میپرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی میدادم.

=-=-=-=-=

اول به صفای دل ولی را بشناس         آنـگـاه محـمـد و عـلـی را بـشناس

کـن دیـده ز انـوار ولایــت روشـن          زین جلوه خداوند جلی را بشناس  (عباس فرات)

شهادت حضرت رسول (ص) نه رحلت !!!


تاریخ انتشار پست : 1 بهمن 1390 بازدید : 242

یکی از مظلومیت های حضرت رسول این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمی شود. و معمولا می گویند رحلت حضرت رسول !!!

کتاب های سیره و حدیث ، مرگ رسول خدا بوسیله سم را تایید کرده اند و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده اند از جمله:
ابن سعد می گوید در روایتی آمده است: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مسموم درگذشت و شصت و سه ساله بود. این قول ابن عبده است.(۱)
شیخ مفید می گوید: او در مدینه روز دوشنبه دوشب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری درگذشت درحالیکه شصت و سه سال داشت.(۲)

علامه حلی شهادت رسول خدا را به وسیله سم ذکر می کند.(۳)

در کتاب جامع الرواه آمده است: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مدینه مسموم درگذشت.(۴)

شیخ طوسی می گوید: رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری مسموم درگذشت.(۵)

بیهقی از عبدالله بن مسعود روایت کرده است که وی گفت: اگر ۹بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده اشت برایم محبوبتر است از اینکه یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است به جهت اینکه خداوند او را پیامبر شهید قرار داده است.(۶)

حاکم نیشابور کشته شدن رسول خدا را تایید کرده است. آنجا که می گوید: شعبی گفته است: بخدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سم کشته شدند و عمر و عثمان و علی بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن علی با سم و حسین بن علی با شمشیر کشته شد.(۷)

ابن مسعود کشته شدن پیامبر در سنه ۱۱هجری تایید و تاکید کرده است.(۸)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید می شود.(۹)

و همچنین فرمودند: هیچ کس از ما(اهل بیت) نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود.(۱۰)

"""پس شهادت حضرت رسول توسط سم قطعی است."""

=-=-=-=-=

اسناد:
۱- المجدد فی الانساب. محمد بن محمد علوی ص۶

۲-المقنعه شیخ مفید ص۴۵۶و منتهی المطلب حلی ج۲ص۸۸۷

3- منتهی المطلب حلی ج۲ص۸۸۷

  ۴- جامع الرواه محمد علی اردبیلی ج۲ص۴۶۳

  ۵- تهذیب الاحکام ج۶ص۱و بحار الانوار ج۲۲ص۵۱۴

  ۶- السیره النبویه ابن کثیر دمشقی ج۴ص۴۴۹

  ۷- المستدرک. ج۳ص۶۰

  ۸- السیره نبویه ابن کثیر ج۴ص۴۴۹و البدایه و النهایه ج۶ص۳۱۷و۳۲۲

  ۹-بصائر الدرجات ص۱۴۸و بحارالانوار ج۱۷ص۴۰۵و ج۴۰ص۱۳۹

  ۱۰- کفایه الاثر- خراز قمی ص ۱۶۲و وسائل الشیعه ج۱۴ص۲و بحارالانوار ج۴۵ص۱و من لایحضره الفقیه ج۴ص

هیئت عاشقان حضرت عیسی (ع) در فیلیپین !!!


تاریخ انتشار پست : 12 دی 1390 بازدید : 490

اون دسته از کسانی که به قمه زنی گیر میدن و ما را خشونت طلب می دونن !

 
 

تصاویر +۱۶ ! 

در ادامه مطلب

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد