ارتش ضد ماسون - با

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 19406
» بازديد ديروز : 449
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 19855
» بازديد سال : 19405
» بازديد کل : 284157
» اعضا : 47
» مطالب : 169

خبر شهادت سپهبد قاسم سلیمانی اتفاقی بود که علاوه بر مردم ایران، مردم منطقه و جهان را نیز شوکه کرد. شاید تنها کسی که شوکه نشد خود سپهبد سلیمانی بود که سال‌ها منتظر لحظه شهادت خود بود. چنین ویژگی‌های شخصیتی مانند صداقت، سلامت و نترس بودن حاج قاسم او را به نماد بین‌المللی مقاومت و چهره مبارزه با تروریسم تبدیل کرده بود. شهادت فرمانده سپاه قدس ایران علاوه بر مشکلاتی که برای آمریکا و متحدانش ایجاد خواهد کرد، باعث همدلی و اتحاد مردم ایران و ملت آزاده در منطقه و رونق بیشتر مقاومت خواهد بود. این فضا باعث می‌شود که آمریکا خود را در فضایی بسیار ملتهب علیه خود ببیند و به همین دلیل به انحراف ماجرا روی آورده است.





بقیه در ادامه مطلب


دلایل اثبات حیات امام عصر(عج) در طول یازده قرن!


تاریخ انتشار پست : 5 آذر 1398 بازدید : 87


نوع زندگى امام غايب(عج) را به طريق خرق عادت مى توان پذيرفت. البته خرق عادت، غير از محال است و از راه علم، هرگز نفى نمی شود؛ زيرا هرگز نمى توان اثبات كرد كه اسباب و عواملى كه در جهان كار مى كنند، تنها همان هایی اند كه ما می بینیم.

 

 

  پرسش درباره طول عمر حضرت مهدى(عج) و توجيهات مختلف در اين زمينه، همواره و از سوى افراد و گروه هاى مختلف مطرح بوده است. اين مسئله را مى توان از چشم اندازهاى مختلفى بررسى و از نظر علمى و تجربى، منطقى و عقلى، قرآنى، تاريخى و روايى بررسى نمود و طول عمر حضرت مهدى(عج) و ساير معمّرين را اثبات كرد.

براى اثبات اين انگاره، ابتدا دلايل مختلفى بر امكان يا وقوع «طول عمر» ارائه مى گردد؛ سپس اين مسئله در مورد حضرت مهدى(عج) تطبيق داده مى شود.

ابتدا گفتنى است كه براى مدت زندگى انسان، حدّى كه تجاوز از آن محال باشد، تعيين نشده است.

از طرف ديگر، پيرى معلول گذشت زمان نيست؛ بلكه معلول اختلالاتى است كه در اعضاى بدن حادث مى شود. چه بسا اگر اختلالى در اعضاى بدن يك فرد رخ ندهد، امكان دارد تا سال هاى متمادى با بدنى سالم و شاداب، زندگى كند.

پس بايد روشن شود كه مسئله طول عمر امام زمان(عج)، هرگز امرى بعيد يا غيرقابل قبول نيست و علم و دانش، نه تنها عمر طولانى را محال نمى داند؛ بلكه امكان آن را نيز به اثبات مى رساند. از نظر معارف اسلامى نيز، اين امر جزو مسلّمات بلكه حتى بديهيات است.

بقیه در ادامه مطلب

بهائیان قاتل در ایران چه کردند ؟


تاریخ انتشار پست : 15 بهمن 1395 بازدید : 96

بهائیان همواره در عرصه های حقوق بشری یکی از سوژه های تبلیغاتی دنیای غرب علیه ایران بوده اند گویا این جماعت، مظلومان و ساکتان تاریخ بوده و در حق انها ظلمی بزرگ رقم خورده است اما آنچه کمتر مورد بررسی و توجه قرار گرفته اعمال شنیع این فرقه در قالب ترور، آدمکشی، قتل و کشتار بوده است .




پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، بهائیان همواره در عرصه های حقوق بشری یکی از سوژه های تبلیغاتی دنیای غرب علیه جمهوری اسلامی بوده اند گویا این جماعت ،مظلومان و ساکتان تاریخ ایران بوده و در حق انها ظلمی بزرگ رقم خورده است شاید تاکنون فکر می کردید بهائیت ، یکی از فرقه های انحرافی است و توسط کانونهای استعماری ایجاد شده است .

سرسپردگی این دین ساختگی و انحرافی جای سوال و شک ندارد اما آنچه کمتر مورد بررسی و توجه قرار گرفته است اعمال شنیع این فرقه در قالب ترور ، آدمکشی ، قتل و کشتار بوده است . در این گزارش مروری بر اعمال تروریستی این گروه خواهیم داشت.

مفاسد آخر الزمان


تاریخ انتشار پست : 15 بهمن 1392 بازدید : 211
بسم الله الرحمن الرحیم


مفاسدی که در آستانه انقلاب حضرت مهدی (عج) فراگیر می شود , بسیار است. امام صادق (ع) در روایتی , نوع مفاسدی که در آخر الزمان رایج می شود و بعضی از آن ها جنبه اجتماعی و سیاسی و بعضی جنبه جنبه اخلاقی دارد را پیش بینی کرده است. حضرت می فرماید :


1- آنگاه که دیدی حق مرده است و اهل حق از میان رفتند.


2- ستم همه جا را فرا گرفته است.


3- قرآن فرسوده شده و بدعت هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است.


4- دین بی محتوا شده , همانند ظرفی که آن را واژگون می سازند.


5- اهل باطل بر اهل حق بزرگی می جویند.




6- و دیدی که شر آشکار است و از آن نهی نمی شود و هر که کار زشت انجام دهد معذورش می دارند.


7- فسق آشکار گردیده و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفاء می کنند.


8- شخص مومن سکوت اختیار کرده و سخنش را نمی پذیرند.


9- شخص فاسق دروغ می گوید و کسی دروغ و افترایش را بر او باز نمی گرداند.


10- بچه کوچک , مرد بزرگ را خوار می شمارد.




ادامه دارد...

شباهت حضرت مهدی (عج) با پیامبران و امام ها - قسمت 1


تاریخ انتشار پست : 9 بهمن 1392 بازدید : 178

بسم الله الرحمن الرحیم


در روایات ، شباهت هایی میان حضرت مهدی (عج) و انبیاء و ائمه آمده است :


شباهت به حضرت آدم (ع) : خداوند آدم علیه اسلام را خلیفه خود در زمین قرار داد.

شباهت به حضرت هابیل (ع) : نزدیکترین افراد ، هابیل را کشت. (یعنی برادرش) و همچنین نزدیک ترین افراد قصد کشتن امام قائم (عج) را نمود. (عموی حضرت ، جعفر کذّاب)

شباهت به حضرت شیث (ع) : حضرت شیث اجازه نیافت که علم خودش را آشکار کند ، حضرت نیز اجازه نیافته تا روز وقت معین

شباهت به حضرت نوح (ع) : عمر طولانی

شباهت به حضرت ادریس (ع) : ادریس (ع) به آسمان بالا برده شد ، حضرت مهدی (ع) را هنگام ولادت ، روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمان ها برد. ادریس (ع) نیز از قومش غایب شد.

شباهت به حضرت هود (ع) : حضرت نوح (ع) ، ظهور حضرت هود را بشارت داده بود و خداوند ، کافران را به وسیله او هلاک کرد.

شباهت به حضرت صالح (ع) : حضرت صالح مدتی از قومش غایب شد و وقتی بازگشت ، عده ای او را انکار کردند.

شباهت به حضرت ابراهیم (ع) : حضرت ابراهیم علیه السلام دوران حمل و ولادتش مخفیانه بود و رشد او در یک هفته ، به اندازه یک ماه بود و در یک ماه به اندازه یک سال. حضرت ابراهیم (ع) دو غیبت داشت.

شباهت به حضرت اسماعیل (ع) : خداوند به ولادت اسماعیل (ع) بشارت داد. و چشمه زمزم برای حضرت اسماعیل (ع) از زمین جوشید.

شباهت به حضرت اسحاق (ع) : پس از آن که ساره از بچه دار شدن مأیوس شده بود ، خداوند ولادت اسحاق را بشارت داد.






ادامه دارد ...
رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله در حدیثی گران بها پنج جایی که انسان مورد رحمت خداوند قرار می‌گیرد را بیان فرموده‌اند.

امام صادق(ع) از پدرش و ایشان از اميرالمومنين عليهم السلام روايت می‌كند که رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
 خداوند پدرى را كه به فرزندش در كار نيك كمك كند، رحمت نمايد،

 خداوند همسايه اى را كه به همسايه اش در كار نيك كمك كند، رحمت نمايد،

 خداوند رفيقى را كه در كار نيك به رفيقش كمك نمايد، رحمت نمايد،

 خداوند همدمى را كه در كار نيك به همدمش كمك كند، رحمت نمايد

 و خداوند مردى را كه در كار نيك به زمامدار خود كمك كند، رحمت نمايد.

احیای نیمه شعبان توسط جنبش مصاف


تاریخ انتشار پست : 29 خرداد 1392 بازدید : 174

بسم الله الرحمن الرحیم
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

اطلاعیه احیای نیمه شعبان

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=



«هر که شب عید(قربان،فطر) و شب نیمه شعبان را احیا کند، در روزی که دلها می میرد، دل او نمی میرد . »(میزان الحکمة)

جنبش مصاف در نظر دارد در شب نیمه شعبان دل های شما عاشقان و منتظران حضرت ولی عصر(عج) را گرد هم آورد تا با هم ، هم نوا شده ندبه بخوانیم و عهد ببندیم با مولایمان ...

همچون صادق آل محمد اشک بریزیم و بگوییم : « سرور من غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و زمین را بر من تنگ کرده و آسایش قلبی را از من ربوده... ( شیخ صدوق –کمال الدین )» و مانند بنی اسرائیل که با اشک چشم و تمنای دل 170 سال ظهور منجی شان را نزدیک کردند ، ظهورشان را نزدیک کنیم انشاا...

امید داریم که رحمت بی کران خداوند متعال شامل حال ما گردد و ما نیز در تعجیل ظهور مولایمان موثر باشیم.

 

 

سخنرانان :


آیت الله زابلی

استاد رائفی پور

 

مداح :

محمد صمیمی 

 

همرا با قرائت فرازهایی از دعای کمیل ،صلوات شعبانیه ،دعای ندبه

 

وعده ما در محل تجمع مهدی یاوران مصاف :

 

 مسجد صاحب الزمان واقع در خیابان آزادی - نبش خیابان بهبودی –  خیابان شاکری

زمان یک شنبه 2 تیر ماه  1392 – ساعت 23 الی 3 بامداد

 

به امید ظهور مولی و سرورمان که صد البته نزدیک است .

 

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

کتاب جنجال‌آفرین در دستان اوباما+عکس


تاریخ انتشار پست : 5 تیر 1391 بازدید : 141

بسم الله الرحمن الرحيم

اين روزها انتشار عکسي از باراک اوباما در پايگاه هاي اينترنتي براي رئيس جمهوري آمريکا و حتي دموکرات هاي اين کشور دردساز شده است.اين عکس را "مايکل مولنر" عکاس روزنامه نيويورک تايمز با دوربين هاي مجهز به لنزهاي تله گرفته است و در آن باراک اوباما در شرايطي ديده مي شود که در حال پياده شدن از هواپيما کتاب( جهان پس از آمريکا ) را به همراه دارد.در اين کتاب از پايان امپراتوري ماسوني آمريکا در جهان و موجوديت امپراتوري جديد در خاورميانه سخن به ميان آمده است که با ظهورش بر آمريکا و طفل نازپرورده اش اسرائيل کنترل خواهد داشت.
منبع : www.ANTI666.ir

[تصویر: KeTaBe_OBaMa.jpg]

آخرالزّمان، از زبان پیامبر(ص)


تاریخ انتشار پست : 24 اردیبهشت 1391 بازدید : 126

از علی(ع) پرسیده شد: آن زمان چه زمانی است؟ پاسخ گفته شد: «زمانی است که پست‌فطرتان همه جا را پر می‌کنند؛ بزرگواران کمیاب می‌شوند؛ روزگاری است که پادشاهان چون درّندگان، تهیدستان، طعمه آنانند؛ راستی غارت می‌شود و دروغ، فراوان می‌گردد. مردمانشان با زبان، تظاهر به دوستی دارند؛ امّا در دل، دشمن هستند. گناه همه جا را فرا می‌گیرد و علنی به گناه افتخار می‌کنند و اسلام را چون پوستینی واژگونه می‌پوشند.»



بقیه در ادامه مطلب ...

افتتاح سایت ANTI 666


تاریخ انتشار پست : 11 اردیبهشت 1391 بازدید : 319

بسم الله الرحمن الرحیم



نصر من الله و فتح قریب

امروز ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ همزمان با اذان ظهر سایت اصلی ANTI 666
افتتاح شد !

این قسمت از سایت که شامل قسمت های دانلود سخنرانی های اساتید بزرگواری چون : استاد رائفی پور ، استاد حسن عباسی و .... می باشد با تلاش بی وقفه دوستان راه اندازی شد !
قسمت اصلی سایت را میتوانید در آدرس :
   www.anti666.ir/main دنبال کنید !
با توجه به امکانات سایت و همچنین تالار گفتگوی قوی که خیلی وقت است که افتتاح شده است این سایت به زودی به یکی از قوی ترین و پربازدید ترین سایت های مهدویت و دشمن شناسی تبدیل خواهد شد !

به امید ظهور مولا و سرورمان که صد البته نزدیک است !

خدایی که روزی نائب امام زمان بود !


تاریخ انتشار پست : 6 فروردین 1391 بازدید : 147
خدایی که روزی نائب امام زمان بود !

در شب پنجم جمادی الاولی علی محمد شیرازی ملقب به باب ادعای خود را برای شخصی به نام ملا حسین بشرویی مطرح نمود. 18 نفر از افراد شیخی پس ازفوت سید کاظم رشتی به دنبال یافتن جانشین او و رکن رابع ایمان بر آمدند. به این 18نفر حروف حی می گویند. در این میان ملا حسین بشرویی در شیراز با جناب باب ملاقات می کند و یک شب را در نزد او می ماند و در آن شب که شب پنجم جمادی الاولی سال 1260 بودباب ادعای بابیت خود را برای او بیان می کند. بهاییان هر ساله چنین شبی را به عنوان شب مبعث نقطه اولی (از القاب باب) جشن می گیرند. مقاله ای که در ادامه می آید به بررسی ادعای آن شب جناب باب و هم چنین ادعاهای دیگری را که ایشان در عمر خود نمودندمی پردازد.


طبق اسناد بهائیان و بابیان، جناب علی‌محمد باب درطول زندگی کوتاه خود ادعاهای گوناگونی را مطرح کرد. اولین ادعایی که او نمود در سال1260 هجری قمری ادعای بابیت بود. اما پس از آن که در شیراز مورد بازخواست قرارگرفت، ادعای خود را پس گرفت. پس از مدتی تا سال 1264 باز هم همین ادعای بابیت خودرا در قلعه ماکو ذکر می کرد. در همان سال هنگامی که او را به تبریز برای حضور درمجلس ولیعهد آوردند، برای یکی از مریدانش ادعای بعدی خود را که ادعای قائمیت باشد ، مطرح ساخت. با این حال هنگامی که در مجلس ولیعهد حاضر شد، ابتدا ادعاهای خویش را تأیید کرد، ولی وقتی که او را تنبیه کردند دست از هرگونه ادعا شست و توبه نام های خطاب به شاه آن زمان نوشت. (گفتنی است دست خط توبه نامه این خدای دروغین در کتابخانه مجلس موجود است) اما پس از مدتی باز ادعای مهدویت کرد و این بار ادعای پیامبری نیز نمود و آیین جدیدی را درست کرد و احکامی را نوشت. او در اواخر عمر نیزدر چهریق در یکی از نوشته‌هایش ادعای خدایی مطرح کرد. این ادعاهای گوناگون مطالب مختلفی را روشن می سازد.



در این مقاله به بیان تاریخچه ی ادعاهای گوناگون و توبه هایی که از آن ادعاها نموده است می پردازیم. اولین نکته مهم این استکه بر خلاف آنچه که بهائیان ادعا می کنند که باب امام دوازدهم شیعیان بود که آمد وپس از او دوره ی اسلام به پایان رسید، ادعای نادرستی است، زیرا که خود جناب باب دراولین ادعای خود، خویشتن را باب امام زمان علیه السلام معرفی می کند. نکته ی دیگرخود ادعاهای متناقض و توبه های ایشان است که این نشان دهنده ی عدم صحت ادعاهایایشان است.

لازم به ذکر است که ادعاهای ایشان که در این مقاله ذکر می شودکاملاً از کتاب های معتبر بهاییان آورده شده است و به همین دلیل برای بهاییان نیزقابل قبول خواهد بود.


 

پیش از ادعا:


بررسی تاریخ باب نشان می‌دهد که علی محمد شیرازی در فکر فرصت مناسبی برای ادعای بابیت خویش بوده است. عبد الحسین آیتی در کتاب کواکب الدریه(1) جلد 1 صفحه 35 و 36 در مورد داعیه‌ی جناب باب نوشتند:

«نگارنده ... مکتوبی به خط خود نقطه اولی یافت که مورخ بود به تاریخ هزار ودویست و پنجاه و نه مطابق سال وفات سید رشتی، یعنی یک سال قبل از ظهور داعیه نقطه اولی... که از بوشهر به شیراز به حال سابق الذکر خود نگاشته ... مفادش این است: به طلاب بگویید که هنوز امر بالغ نشده و موقع نرسیده لهذا اگر کسی غیر از تبعیت ازفروعات و معتقدات اسلامیه را به من نسبت دهد من و اجداد طاهرینم در دنیا و آخرت از او ناخشنود خواهیم بود.

ظاهراً در سال 1260 هجری قمری، موقعیت برای ادعای جنابعلی محمد شیرازی فراهم می‌شود. در حقیقت این سال سرآغاز بیان ادعاهای مختلف ایشان است.


 

ادعای اول : بابیت

 

پس از وفات سید کاظم، در شب پنجم جمادی الاولی سال 1260 هجری قمری، جناب علی محمد شیرازی ، دعوی خویش را به یکی از شیخیان به نام ملا حسین بشرویی (از مردم بشرویه‌ی خراسان) اظهار کرد. خلاصه این جریان چنین است:جمعی از طلاب شیخی که به دنبال گم شده‌ی خود بودند، به شیراز می‌آیند و از میان ایشان ملا حسین بشروئی با جناب باب برخورد می‌کند. او بر اساس سابقه‌ی آشنایی قبلی در حوزه‌ی درس سید رشتی(2)، به منزل او می‌رود و در آن‌جا جناب علی محمد که اشتیاق شدید وی را به شناختن جانشین سید کاظم رشتی می‌بیند- خود را صاحب آن مقام و باب امام عصر معرفی می‌کند و چون بشروئی برهان و تأییدی می‌خواهد، جناب علی محمد به درخواست وی، همان‌جا در تفسیر نخستین آیات سوره‌ی یوسف مطالب مختصری می‌نویسد و ملاحسین با دیدن آن نوشته، بابیت او را می‌پذیرد.بهترین راه برای آگاهی بر ادعای جناب باب و سبب پذیرش ملاحسین ، مطالعه ی همان سطور از تفسیر سوره ی یوسف استکه به نظر بهائیان، اول و اعظم و اکبر جمیع کتب باب به شمار می آید(3). اشراق خاوری در کتاب رحیق مختوم، تمامی آن بخش را که سورة الملک نام دارد، آورده و در این جابخشی از آن را از ص 22 (یا ص 34 چاپ جدیدتر) می آوریم:"اللهُ قَد قَدَّرَ أنیَخرُجَ ذلِکَ الکِتابَ فی تَفسیرِ أحسَنِ القَصَصِ مِن عِندِ مُحَمَّدِ بنِالحَسَنِ بنِ عَلیِّ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عَلیِّ بنِ مُوسَی بنِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدبنِ عَلیِّ بنِ الحُسَینِ بنِ عَلیِّ بنِ أبی طالِبٍ عَلی عَبدِهِ لِیَکُونَ حُجَّةَ اللهِ مِن عِندِ الذِّکرِ عَلَی العالَمینَ بَلیغاً "

خداوند مقدر کرده است که آن کتاب را در تفسیر بهترین قصه‌ها (داستان حضرت یوسف علی نبینا و آله وعلیه السلام) از نزد محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفربن محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب بر بنده اش خارج سازد تا حجت خدا از نزد ذکر بر جهانیان به گونه ای بلیغ باشد.

بنابراین جناب علی محمد در آغاز کار، خود رابنده و باب و ذکر امام غائب می‌دانست و مقامش را دنباله‌ی مقامات شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی عنوان می‌کرد. او مدعی بود که مکتوباتش از او نیست، بلکه از جانب حضرت امام زمان به او رسیده و همین اظهار نزدیکی کامل و ارتباط وافر با وجود مقدس امام عصر کافی بود تا ملاحسین و امثال او را سرسپرده و مرید گرداند.



 

باز پسگرفتن ادعای بابیت:


طبق کتاب تلخیص تاریخ نبیل،هنگامی که جناب علی محمد در سال 1261 از حجاز به بوشهر باز گشت، از آنجا به یکی از مریدانش به نام ملا صادق خراسانی نوشت که باید در اذان نماز جمعه این جمله را زیاد کند(4) : "أشهد أنّ علیاً قبل نبیل باب بقیة الله" یعنی: شهادت می‌دهم که علی محمد ، باب امام زمان است. عدد نبیل به حساب ابجد برابر عدد محمد است. (برخی از اوقات دراسامی به جای محمد، نبیل می‌نویسند. کلمه‌ی قبل را هم برای تطویل و ابهام اسم،اضافه کرده‌اند). این عبارت داعیه‌ی باب را به خوبی روشن می‌کند. ملا صادق چنین کردو این کار- که به منزله‌ی نوعی بدعت و شعاری تبلیغاتی به شمار می‌آمد- در شیراز غوغایی به پا کرد و مردم خواستار تنبیه مسبب واقعه شدند.

حاکم شیراز، نظام الدوله حسین خان آجودان باشی، ملا صادق را دستگیر کرد وچون او گناه را به گردن باب انداخت و آثار او را ارائه داد، نظام الدوله جناب بابرا از بوشهر احضار نمود. ایشان را به شیراز آوردند و در مجلسی با حضور امام جمعه و حاکم شیراز، مورد بازخواست قرار گرفت. در آغاز مجلس، میان نظام الدوله و سید باب گفتگوی تندی واقع شد و سوء تفاهم پیش آمد، به نحوی که نظام الدوله فرمان داد تا یک سیلی محکم به او زدند؛ ولی امام جمعه وساطت کرد و او را پهلوی خود نشاند، سپس درباره‌ی ادعایش پرسید.

 

"حضرت فرمودند: من نه وکیل قائم موعود هستم و نه واسطه‌ی بین امام غائب و مردم هستم. امام جمعه گفت کافی است." و قرار بر این شد که باب در مسجد وکیل شیراز برای رفع هیجان عمومی این اقرار را تکرار کند. روز جمعه جناب علی محمد بر فراز منبر رفت و با این عبارات بر خود و مریدانش لعنت فرستاد و گفتار پیشین خود را پس گرفت:"لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند ... لعنت خدا بر کسی که مرا منکر امامت امیرالمؤمنین و سایر ائمه ی اطهار بداند. " (5)


 

ادامه ادعای بابیت:

 

آنچه از آثار جناب باب در ایام حبس در قلعه ماکو برمی‌آید، وی همچنان داعیه‌ی بابیت داشتو خود را بنده و مطیع فرمان حضرت حجت می‌خواند. بنا به نوشته‌ی شوقی در پاورقی ص199 مطالع الأنوار عربی، جناب باب در اواخر آن زمان، در آغاز سال 1264 از ماکو نامه‌ای به محمد شاه می‌نویسد. بخشی از آن نامه در همین پاورقی آمده است. ترجمه برخی از قسمت های آن نامه را در اینجا می‌آوریم:

"خدا را شاهد می‌گیرم که وحدانیت او و نبوت حبیب او و ولایت خلفای رسول او ظاهر نمی‌شود مگر به مرآت چهارم که پرتوی از سه مرآت قبلی است و خدا مرا از طینتی پاک آفرید و به این مقام رسانید... و من تو را به این مطلب آشنا می‌کنم برای اینکه از فرمان مولای بزرگوارت بقیةالله سرپیچی نکرده باشم ... به جان خودم سوگند اگر اطاعت فرمان حجت الله- که روح منو دیگر موجودات فدایش باد- واجب نبود هر آینه تو را به این گفتار آگاه نمی‌ساختم"
همان طور که از این نامه برمی‌آید، جناب باب در آن ایام خود را شیعه‌ی حضرت امیر و مطیع حضرت حجت و رکن و مرآت رابع ایمان(6)، می‌دانسته و به وجود بقیة الله معتقد بوده است.


 

ادعای دوم : قائمیت


ادعای دومی که جناب باب نمود در زمان ولیعهدی ناصرالدین شاه ( شعبان 1264 ) پس از واقعه بدشت بود. با شروع فتنه بابیت در کشور برای آنکه کاوش بیشتری در عقاید باب گردد، او را از چهریق به تبریز احضار کردند. در نخستین روزهای ورود به تبریز، جناب علی محمد براییکی از بابیان به نام شیخ علی ترشیزی (ملقب به عظیم) دعوی قائمیت کرد:"در شبدوم پس از وصول به تبریز حضرت باب جناب عظیم را احضار فرمودند و علناً در نزد او اظهار قائمیت نمودند." (7)



 

ادعای سوم : توبه از هر گونه ادعا!


پس از ادعای قائمیت، جناب علی محمد در مجلسی با حضور ولیعهد و چند تن از ندیمانش و برخی از علمای درباری تبریز مورد بازجویی قرار گرفت. متن نامه‌ی ولیعهد به محمد شاه که حاوی وقایع جلسه‌ی مزبور است، و متن توبه نامه‌ی باب و پاسخ علما به او در کتاب کشف الغطاء آمده است : "اول حاج ملا محمود پرسید که: «مسموع می‌شود که تو می‌گویی من نائب امام هستم و بابم و بعضی کلمات گفته‌ای که دلیل بر امام بودن بلکه پیغمبری توست.» گفت: «بلی حبیب من ، قبله‌ی من ، نایب امام هستم و باب امام هستم و آنچه گفته‌ام و شنیده‌ای راست است. اطاعت من بر شما لازم است ... به خدا قسم کسی که از صدر اسلام تاکنون انتظار او را می‌کشید ، من‌ام.» ... بعد از آن مسائلی چند از فقه و سایر علوم پرسیدند. جواب گفتن نتوانست ... چون مجلس گفتگو تمام شد، جناب شیخ الاسلام را احضارکرده ، باب را چوب مضبوط زده ، تنبیه معقول نمود و توبه و بازگشت و از غلط‌های خود انابه و استغفار کرد و التزام پا به مهر سپرد که دیگر این غلط‌ها نکند..." (8)بنابراین باب پس از گذشتن یک هفته از ادعای مهدویت، به سبب تنبیه کمی که از او به عمل آمد (11 ضربه چوب به کف پای وی زده شد(9)) دست از کلیه‌ی ادعاها برداشتبه نظر می رسد ادعا کردن و پس از تنبیه توبه کردن از خصوصیات این شخص است. صرف همین مسأله می تواند ردّی بر ادعاها یا حتی سلامت عقل ایشان باشد.


 

ادعای چهارم  : نبوت


پس از این ماجرا جناب باب باز هم ادعاهای خویش را مطرح ساخت و در اواخرسال 1264 علاوه بر آغاز زمزمه ی مهدویت، با نوشتن کتاب بیان احکام شریعت اسلام را نسخ کرد و خویشتن را پیامبر خواند. به همین دلیل جناب عبد البها نیز ایشان را به عنوان پیامبری در کنار پیامبران بزرگ خداوند مطرح ساخته است:

"آن مظاهر نبوت کلیه که بالاستقلال اشراق نموده اند مانند حضرت ابراهیم، حضرت موسی ، حضرت عیسی و حضرت محمد و حضرت اعلی و جمال مبارک." (10)


 

ادعای پنجم : الوهیت و خدایی


سرانجام جناب باب در آخرین نوشته اش به نام لوح هیکل الدین مقام الوهیت را مدعی شد:


« إنَّ عَلیِّاً قَبلَ نَبیل ذاتُ اللهِ وَ کَینُونیَّتُهُ! » (11)


همانا علی قبل نبیل [= علی محمد] ذات و خودِ خداست.


جالب آن است که جناب علی محمّد باب، از سوی میرزا حسین علی، بها الله،به «ربّ اعلی » [= پروردگار برتر!] نامیده شده است.

 

آنچنان که دیدید او در ابتدا ادعای بابیت امام زمان راکرد ، اما در مجلس بازخواست ادعای خود را پس گرفت. پس از آن باز هم ادعای بابیت داشت تا هنگامی که در تبریز برای یکی از مریدان خود ادعای قائمیت کرد. پس از مدت کوتاهی ، هنگامی که او را تنبیه نمودند از تمام ادعاهای خود توبه نمود. با این حال بعد از آنهم باز ادعای قائمیت نمود و ادعای پیامبری نیز کرد و احکام اسلام را نسخ کرد. همچنین در اواخر عمر خود نیز در یکی از نوشته هایش ادعای خدایی نیز نمود.

حال باید پرسید که جناب علی محمد شیرازی، باب آخرین حجت خدا بود، یا خود او قائم منتظربود؟ اگر چنین است، پس نمی توان نبوت او را پذیرفت. و اگر الوهیت او را بپذیریم، پس ایشان نه پیامبر بود، نه قائم و نه باب امام زمان؛ بلکه خدایی بود در زندان

دسته :

خسته نباشید!


تاریخ انتشار پست : 22 دی 1390 بازدید : 437

بسم الله الرحمن الرحیم

صهیونیستها به خواب شبشان هم نمی دیدند ترفندهای جریانات فرقه ساز آخر الزمانی شان در ایران خنثی شود،و نتوانند همچون دیگر کشورهای عربی  مدعیان دروغینی همچون " احمد حسن الیمانی " را علم کنند.

کلیپ سوتی

مصاحبه فارس با استاد رائفی پور


تاریخ انتشار پست : 11 مهر 1390 بازدید : 1197

قربانی بعدی : خبرنگار ضد ماسون


تاریخ انتشار پست : 14 مرداد 1390 بازدید : 465

امروز با خبر شدیم که وبلاگ خبرنگار ضد ماسون فیلتر شد و طبق گفته خود محمد حسن سنگ تراش حکم جلب او نیز گرفته شده است !!! 

خبرنگار ضد ماسون در پیغامی در وبلاگ اینجانب نوشت : حکم جلب خبرنگار ضد ماسون توسط قاضی بنی حسینی از شعبه چهارم بازپرسی صادر شد این حکم به خاطر خبر: ابلیسک های بهشت زهرا(س) می باشد لطفا این خبر را در گوگل سرچ نمایید گفتنی است این ابلیسک به همت خبرنگار ضد ماسون و همکاری بنیاد شهید و سپاه تخریب شد و نماد جدیدی جای آن ساخته شد ولی در این بین یک ان جی او از محمد حسن سنگ تراش شکایت کرده و وبلاگ خبرنگار ضد ماسون را فیلتر کردند و حکم جلب وی را گرفتند. خبرنگار ضد ماسون به تازگی به اسناد پر سرو صدایی در رابطه با نفوذ ماسون ها در بعضی از ادارات و رسانه ها دسترسی پیدا کرده و بنا بود در سفر خود به سوریه از نقشه های ترکیه و... رمزگشایی نماید. در ماه رمضان وی را دعا نموده و این مطلب را به دست دیگران برسانید... 

  

اقدام چه کسی اشتباه بوده ؟ آیا خراب کردن ابلیسک اشتباه است ؟!!!

تا کی باید چنین اقداماتی را تحمل کرد ؟ تا کی باید نشست و نگاه کرد و فقط محکوم کرد ؟!!! 

قبلاْ به فیلتر کردن رضایت می دادند و حالا به حکم جلب افراد رسیده است ! 

 

ما پیگیر این ماجرا خواهیم بود. 

  

                                

 

تعبیر کابالیستی از گونیا و پرگار


تاریخ انتشار پست : 1 مرداد 1390 بازدید : 2804

کابالیست ها اعتقاد دارند که در خلقت 10 ماده یا شی وجود داشته که از ترکیب این ده چیز خلقت به وجود آمده (خدایی در کار نیست!) که به این ده ماده سفیروت گفته می شود. آنها اعتقاد دارند هر کدام از این مواد دارای جنسیتی هستند (مذکر یا مؤنث). 

در این میان آنها آسمان را مذکر و زمین را مؤنث می دانند ! 

کابالیست ها می گویند وقتی مذکر آسمانی با مؤنث زمین جفت ، آنگاه آن ملکوت خدایی اتفاق می افتد ! و عصر طلایی شروع می شود. لازم به ذکر است که آن ها این عمل را مقدس می دانند. 

حال ما ارتباط این مسئله را با گونیا و پرگار بررسی می کنیم.  

 

 

 

در نماد گونیا و پرگار میبینیم که گونیا در قسمت پایین و نماد زمین و پرگار در قسمت بالا و نماد آسمان می باشد. به طوری که از ترکیب و جفت شدن این دو با هم تولید اتفاق می افتد. حرف G وسط هم به گفته کابالیست ها نشان از کلمه generation به معنی تولید و ... است. 

 

سخنی که در این میان از همه مضحک تر است این است که آنان معتقدند شیطان جلوی این امر مقدس !!! را گرفته و ما برای اینکه کمک کنیم این امر انجام شود باید شیطان را سرگرم کنیم این طور که باید خود را شیفته و فریفته او جلوه بدهیم. 

این امر کم کم به باعث شروع شیطان پرستی شد...

جوزپه گاریبالدی


تاریخ انتشار پست : 5 فروردین 1390 بازدید : 242
جوزپه گاریبالدی (به ایتالیایی: Giuseppe Garibaldi) :
 یکی از مبارزان اصلی میهنی در جنگ استقلال ایتالیا بر ضد اتریشیها بوده است.به او به خاطر خدمات نظامی‌اش در آمریکای جنوبی و اروپا لقب قهرمان دو جهان را داده‌اند. گاریبالدی همچنان فرمانده‌ی جنگ‌های یگانگی ایتالیا بوده است. وی یک قهرمان ملی ایتالیا به حساب می‌آید.

 فراماسون درجه 33 (استاد اعظم) در گرند لژ Grand Orient of Palerma وی زاده ۴ ژوئیه ۱۸۰۷ (میلادی) در شهر نیس و درگذشته به تاریخ ۲ ژوئن ۱۸۸۲ (میلادی) در «کاپررا» بود. از یک خانواده ماهیگیر برخاسته و در نیروی دریائی سلطنتی ساردنی- پیمونت خدمت کرد. وی ابتدا در راه وحدت ایتالیا و ضد اتریش و بعدأ ضد دولت پادشاهی ناپل وحکومت پاپ مبارزه کرد. در سال ۱۸۳۳ (میلادی) به سازمان مخفی «ایتالیای جوان» و مؤسس آن جوزپه ماسینی پیوست. گاریبالدی در سال ۱۸۳۴ (میلادی) پس از یک قیام ناکام، دستگیر و به اعدام محکوم شد اما توانست از طریق فرانسه به آمریکای جنوبی فرار کند و با شرکت در جنگهای آزادی خواهی آن دیار به تجارب نوینی در مبارزات چریکی دست یابد. با شروع انقلاب سال ۱۸۴۸ (میلادی) گاریبالدی به ایتالیا بازگشت و با یک گروه چریکی در لمباردی علیه سربازان اطریش به مقابله پرداخت و سرانجام با پشتیبانی از انقلابیون ایتالیا و فراخوانی جمهوری روم در فوریه ۱۸۴۹ (میلادی)، در مقابل اشغالگران فرانسوی و سربازان بوربونی، شجاعانه ایستادگی نمود اما مجبور به عقب نشینی و فرار مجدد به آمریکا شد. در سال ۱۸۵۴ (میلادی) با پذیرفتن شرایطی، اجازه بازگشت به پیمونت را دریافت نمود و در جزیره کاپررا به کشاورزی مشغول شد. پس از اندک زمانی به جنبش رهائی بخش ایتالیا پیوست. گاریبالدی در سال ۱۸۶۰ (میلادی) با همکاری کاوور از آزادیخواهان ایتالیا، جزیره سیسیل را از زیر سلطه بوربون‌ها آزاد نمود. در جنگ بین فرانسه و آلمان در سال ۱۸۷۰- ۱۸۷۱ (میلادی) گاریبالدی در حمایت از جمهوری نوخاسته فرانسه و علیه ارتش آلمان شرکت نمود. وی حتی برای مدت کوتاهی عضو اتحادیه ملی فرانسه بود. گاریبالدی دوش به دوش کاوور، ماسینی و امانوئل دوم از شخصیت‌های اصلی «ریسورجیمنتو»† می‌باشد. او شکوه پیروزی و موفقیت انقلابی را مدیون جوشش و تحرک جسورانه اش می‌باشد که باعث تهیج احساسات و مشوق مبارزان داوطلب و فداکارش† بود. او از نظر سیاسی دارای موضعی متزلزل و ناپایدار بود و هیچگاه نتوانست بین پادشاه و ماسینی یکی را انتخاب نماید. چندین بار از روند سیاسی حکومت ملی و جوان و نوپای ایتالیا سرخورده و ناامید شد و سرانجام به اتفاق طرفداران خود در مجلس ایتالیا، به چپ‌ترین جناح موجود پیوست.
دسته : شخصیت های ماسونی ,
برچست ها :

چند نکته :


تاریخ انتشار پست : 24 بهمن 1389 بازدید : 159

سلام به همه دوستان و دشمنان ارتش ضد ماسون !!! لازم دونستم چند تا نکته را یاد آوری کنم.   

1-اول از همه تشکر ویژه از همه کسانی که سر میزنن و همچنین کسانی که نظرات خوب و سازنده میدن.

2-در پست هایی که از کلمه یهود و یهودیان استفاده میشه ، منظور یهودیان واقعی و پیروان حقیقی حضرت موسی (ع) نیستند بلکه منظور کسانی هستند که نام خود را یهودی گذاشتند اما بویی از یهودیت واقعی نبردند همچنین منظور صهیونیست ها می باشد. 

3- در برخی موارد دوستان پیشنهاد داده بودند که در مورد فراماسونری در ایران بنویسم که خیلی شایع شده اما لازمه بگم که چون می خوام مطالبم جدید باشه یعنی تو وبلاگ دیگه بهش اشاره نشده باشه و اینکه اصلاً از کپی ، پیست خوشم نمیاد مگر در موارد خاص ! این جور موضوعات کمتر نوشته میشه تا وبلاگم تکمیل کننده وبلاگ های در خصوص فراماسونری باشه. مثلاً درباره فراماسونری در ایران و معماری ماسونی دوست خوبم ماسون یاب مطالب جالبی مینویسه که دیگه لازم نمیبینم که من هم تو وبلاگم بزنم. 

 نکات دیگه ای که به نظرم بیاد باز هم در همین پست اضافه خواهد شد. 

در آخر هم بازم تشکر می کنم از حضور گرمتون تو وبلاگ خودتون. 

به امید ظهور مولایمان که صد البته نزدیک است.

دسته :
تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد