X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



فارسی وان یک یهودی صهیونیست فراماسون !!!

یا صاحب الزمان ! ما جمعه را به عشق شما تعطیل کرده ایم ...

فارسی وان یک یهودی صهیونیست فراماسون !!!

الوعده ، وفا. 

اولین پست ارسالی به ایمیل وبلاگ توسط خانم مهدیان نوشته شد همچنان منتظر مقالات شما دوستان خواهم بود. طبق وعده داده شده این مقاله در وبلاگ منتشر شد. 

در این پست مطلبی از تأسیس کنندگان شبکه صهیونی ، ماسونی فارسی وان نوشته می شود ... 


 

آقای کیث مرداک و خانم الیزابت جوی گرین در سال 1928 میلادی با هم ازدواج کردند.انها صاحب 4 فرزند شدند:3دختر و یک پسر که سال1931 به دنیا آمد و اسمش را رابرت گذاشتند.

پدر خانواده روزنامه نگار کهنه کاری بود که تجربه سالها خبر نگاری برای بخش سیاسی "عصر ملبورن" استرالیا را داشت. "مرداک" پدر که در تاسیس انجمن روزنامه نگاران استرالیا مشارکت کرده بود،سال1933سردبیر روزنامه "سیدنی مورینگ هرالد" و بعد ها مدیر گروه روزنامه ای "هرالد اندویکلی تایمز" استرالیا شد.

رابرت در سن 10 سالگی با اصرار مادر به مدرسه "گیلانگ گرامر" فرستاده شد،ولی ... 

                                                           به ادامه مطلب بروید...

آقای کیث مرداک و خانم الیزابت جوی گرین در سال 1928 میلادی با هم ازدواج کردند.انها صاحب 4 فرزند شدند:3دختر و یک پسر که سال1931 به دنیا آمد و اسمش را رابرت گذاشتند.

پدر خانواده روزنامه نگار کهنه کاری بود که تجربه سالها خبر نگاری برای بخش سیاسی "عصر ملبورن" استرالیا را داشت. "مرداک" پدر که در تاسیس انجمن روزنامه نگاران استرالیا مشارکت کرده بود،سال1933سردبیر روزنامه "سیدنی مورینگ هرالد" و بعد ها مدیر گروه روزنامه ای "هرالد اندویکلی تایمز" استرالیا شد.

رابرت در سن 10 سالگی با اصرار مادر به مدرسه "گیلانگ گرامر" فرستاده شد،ولی هرگز از تحصیل درین مدرسه راضی نبود.

او هر طور بود دوره 7 ساله مدرسه را طی کرد و البته درین مدت بیشتر روزنامه نگاری و حال و هوای چاپ خانه او را جادو کرده بود.

رابرت نو جوان در مدرسه مجله ای به نام "ایف" راه انداخت و این آغاز راهی بود که کمتر از 60 سال بعد به راه اندازی بیش از 50 روزنامه ختم شد.

وی اولین کار جدی خود در حرفه روزنامه نگاری را در حین تحصیل در دانشگاه "آکسفورد" و در روزنامه "دیلی اکسپرس" در شهر لندن از سال 1950 شروع کرد

وی دو سال بعد(هنگامی که پدرش فوت کرد)تحصیل را موقتا نیمه کاره رها کرد و به استرالیا بازگشت تا چرخ روزنامه "آدلاید نیوز" را بعنوان ارثیه پدری بچرخاند....

و این شروعی برای گام های بعدی وی بود...او توانست کمتر از دوسال مالک همه بخش های روزنامه شود و بلافاصله بخشی از روزنامه" سیدنی قبل" را هم خرید...

در طی مدت زمان کوتاهی هر دو روزنامه کوچک به سوددهی رسیدند...آن روزها مرداک جوان فقط23 سالش بود!

سال 1958 سال طلایی زندگی او به شمار میرود.....او بایک سرمایه گذاری کوچک در روزنامه "ساندی تایمز" سودی کلان حاصلش شد و  فهمید تا میتواند باید روزنامه بخرد.....

سپس تصمیم گرفت خود را به روزنامه محدود نکند و به این ترتیب 25 درصد سهام ایستگاه شبکه 9استرالیا در سیدنی و ملبورن و ایستگاه تلوزیونی

 wollangong

 را به نام خودش سند زد.

او که حالا چندین و چند روزنامه و شبکه تلوزیونی داشت تصمیم گرفت چند تایی هم شرکت انتشاراتی داشته باشد...و با خرید24درصد شرکت انتشاراتیwellington که بعدها منتقل و به بزرگترین شرکت رسانه ای "زلاندنو" تبدیل شد،آغاز کرد....

حاصل اینهمه تجربه و خرید و فروش در تمام این سال ها این است که مرداک دیگر بیشتر ا ز هر چیزی به شبکه ماهواره ای در سرتاسر دنیا فکر میکند.

حال یک نفر با اینهمه پول چقدر میتواند نفوذ داشته باشد؟

1.سال 1986مرداک انتشار الکترونیکی روزنامه های خود را در انگلیس،آمریکا،و استرالیا آغاز کرد.این اقدام در انگلیس باعث شد تا 6000کارمند رسانه های انگلیسی از کار اخراج شوند و بهانه ای برای شورش سندیکاها بود که مدتی لندن را با بحران سیاسی مواجه کرد و محبوبیت مارگات تاچر نخست وزیر وقت را کاهش داد.

این موضوع به پرونده وایپینگ معروف است.

2.بر طبق گزارش نیویورک تایمز در پاییز 2003،قانونی در کنگره به تصویب رسید که بر اساس آن مالکیت شرکت ها بر تلوزیون های محلی که در 35 درصد منازل آمریکایی ها قابل دریافت است محدود میشد.

ایستگاه فاکس متعلق به مرداک در 39 درصد خانه ها قابل یافت بود...و این برای آنها مشکل ساز بود!اما مرداک با استفاده از لابی های قوی ای که داشت،رایزنی هایش را آغاز کرد تا در پایان با حمایت کاخ سفید در جلسه ای که در  نیمه شب برگزار شد رهبران کنگره را راضی کرد که درصد به 39 تغییر کند.

3.مجله "نیویورکر" هم مدتی قبل در ویژه نامه ای درباره مرداک نوشت که چگونه وی در انتخابات شهرداری نیویورک در سال 1977با حمایت از نامزدی که در نظر سنجی ها شکست خورده اعلام شده بود نقش به سزایی داشت...

"اد کوچ" که تا سال 1989 شهردار ماند گفته بود حمایت "نیویورک پست" نتیجه رقابت انتخاباتی مرا تغییر داد و من بدون مرداک پیروز نمیشدم.هم چنین این مجله عنوان کرد چطور نخست وزیر آینده انگلیس سال1995،14هزار کیلومتر راه را برای شرکت در یکی از نشست های "نیوز کورپوریشن" طی و نظر مرداک را به خود جلب کرد.

4.در استرالیا و در سال1972 بعد از موافقت "ویتلم" رهبر حزب کاگر استرالیا مبنی بر اتخاذ یک سیاست حامی اسراییل،همه رسانه های مرداک برای موفقیت ویتلم به کار افتادند.اما مدتی بعد وی با خلف وعده و فتح باب مذاکره با اعراب از اعطای امتیاز بهره برداری معدن به "هری اوپنهایمر" رییس شرکت عظیم "انگلو-آمریکن" و" کارتل طلا" و "الماس دیبرس" خود داری کرد.

مرداک هم با همان ابزاری که وی را به قدرت رسانده بود او را از قدرت برکنار و "باب هوک" یکی از طرفداران سرسخت صهیونیسم را جایگزین وی کرد.

پول و نفوذ مرداک زمینه را برای اثر گذاری او در جریان مختلف اقتصادی و البته سیاسی فراهم کرده.اما او چگونه فکر میکند،با چه کسی موافق و یا مخالف است.واقعیت این است که مرداک هیچ جور خاصی فکر نمیکند و تقریبا طرفدار هیچ کسی نیست.مرور روابط او با اشخاص نشان میدهد که او همیشه جایی می ایستد که باد  به نفع یکی از صدها شبکه اش بوزد.

رابرت مرداک با اینهمه احوال اما همیشه به یک چیز وفا دار بوده:صهیونیسم!

"من یک مسیحی ارتدوکس هستم"...این را خود مرداک گفته و البته کسی نیست که نداند او یک یهودی متعصب است.

در دوران نوجوانی جایی که او تصمیم گرفت برای نام فامیلی اش عنوان مرداک که از نام اول پدر بزرگ مادری اش گرفته و ریشه یهودی دارد استفاده کرد.

البته وی خیلی زود به این نتیجه رسید که بهتر است یهودی بودنش را جایی جار نزند و حتی پنهان کند!

یک قاعده مرسوم بین یهودی های پر نفوذ که دینشان را کتمان کنند.

با این حال ملاحظات غیر قابل انکاری برای صهیونیسم بودن مرداک وجود دارد.حمایت های بی دریغ و سخاوتمندانه او از صهیونیسم باعث شده که خیلی ها ادعای مسیحی بودنش را جدی نگیرند.

"جورج پتاکی" فرماندار نیویورک یک بار گفته بود هیچ روزناکمه ای در ایالات متحده بیش از نیویورک پست(متعلق به مرداک)حامی و پشتیبان اسراییل نیست.

علاوه بر این مرداک عضو فعال بسیاری از سازمان های صهیونیستی از جمله لیگ ضد افترا،اتحادیه استیناف یهودی و موزه یهود در نیویورک،مرکز یادبود کوره های آدم سوزی است.

 همچنین موفق به کسب جایزه بشردوست سال از  دست کسانی چون "هنری کیسینجر" یهودی شده است.و همزمان اشکارا از شاخه صهیونیست "راست افراطی "و افرادی مانند "بنیامین نتانیاهو" و "اریل شارون" حمایت میکند.

هم چنین در مراسم جمع اوری کمک مالی برای موزه یهود-مرگز یادبود قربانیان کوره های ادم سوزی-در 29 اوریل2001گفته بود:"من همیشه به اینده اسراییل معتقد بوده و از اهداف جامعه بین الملل یهود طرفداری کرده ام."

اما او چرا باید یهودی بودنش را کتمان کند؟

اولین دلیلش یک استراتژی قدیمی صهیونیست هاست که بر اساس آن افرادی را انتخاب میکند تا با بودجه صهیونیست ها ولی به نام شخصی افراد،رسانه های گروهی جهان را به زیر سیطره صهیونیسم بکشانند.این افراد صهیونیست بودنشان را کتمان میکنند تا بعنوان فردی بی طرف و غیر متعصب تبلیغات موثرتری داشته باشند.

دلیل دیگر هم به منفعت طلبی او باز میگرد.مرداک ادای یک مسیحی ارتدوکس را در می آورد تا جلب نظر اکثریت مسیحی آمریکا آسان تر باشد.

یک نفر مگر چقدر پول میخواهد؟اینهمه پول به چه کار یک نفر میتواند بیاید؟رابرت مرداک حالا با اینمهمه ثروت به چیزی غیر از پول فکر میکند.او میخواهد سبک زندگی مردم دنیا هر چه بیشتر جوری باشد که رسانه های او تبلیغ میکنند.بیش از 130 روزنامه او در دنیا که محتوای خیلی از آنها تمرکز بر 3 موضوع است:روابط نا مشروع جنسی،حوادث و ورزش به سمت ادبیات عامه پسند و مبتذل سوق داده شده است.

شبکه های تلوزیونی وی هدف اصلی خود را جوانان قرار داده اند.به این دلیل روی مسایل جنسیتی،روابط آزاد اجتماعی،سرگرمی و ورزش تاکید ویژه ای دارند.

او حالا آنقدر نفوذ دارد که حتی انگلیسی ها را هم نگران کرده است.BBC که از پول دریافتی بینندگان داخلی و بودجه دولتی تغذیه میشود در برابر شبکه ثروتمندی مانند

SKY

 که سود آن تنها چهار ماهه نخست دو برابر کل بودجه سالانه BBCدر سال پیش اعلام شده هیچ بختی برای رقابت ندارد.

منتقدان و روشنفکران انگلیس  که میدانند مرداک برای  پول بیشتر و تسلط گسترده تر بر رسانه ها از هیچ کاری کاری فرو گذار نمیکند،همچنان نگران اقدامات او هستند.

او سراغ هر قومی و فرهنگی با نسخه مخصوصی میرود.

همه این ها برای این بود که بدانید چه کسی و چرا برای ترویج فارسی وان تلاش میکند،یک یهودی پولدار که فرکانس شبکه هایش تقریبا همه جا هست...

او پس از دو بار ازدواج که هر دو به طلاق ختم شد در نهایت با معاون مدیر استار تی وی خانم "وندی دنگ"31ساله و اهل چین، ازدواج کرد....و اکنون دارای سه فرزند از وی است....هنوز از هم جدا نشده اند..و یا اگر این اتفاق افتاده دست کم کسی خبر ندارد...

شبکه طلوع متعلق به یک سرمایه دار افغانی به نام سعد محسنی ست...

محسنی یک مهاجر است که سال ها در استرالیا-مقر اصلی روبرت مرداک-بانکداری میکرد!و سال2003 به افغانستان برگشت و شبکه طلوع را که تا آن زمان فقط در شهر کابل قابل دریافت بود، گسترش داد.

سعد محسنی حالا چند شبکه تلوزیونی، چند ایستگاه رادیویی و مجموعه شبکه های ارائه اینترنت را در افغانستان دارد.

او میخواهد پایش را از افغانستان بیرون بگذارد و برای خودش یک رابرت کوچولو باشد....و این کار را با ایران شروع کرد...با فارسی وان... 

---------------------------------------------------- 

نویسنده : خانم س.ز.مهدیان 

دانشجو رشته معماری


برچسب ها :
rss نوشته شده در 15 بهمن 1389 و در ساعت 10:52 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

پربازدیدترین مطالب


آخرین مطالب نوشته شده


Copyright © 2010 by http://ArmyAnti-Mason.samenblog.com