X
ارتش ضد ماسون

یا صاحب الزمان ! ما جمعه را به عشق شما تعطیل کرده ایم ...

رقص شمشیر تاجر اسلام‌ستیز در دیار پدرخوانده تروریست‌ها

دونالد ترامپ در حالی هدف از نخستین سفر خارجی خود به ریاض را متحدکردن جهان علیه تروریسم و مقابله با ایران عنوان کرده است که به اذعان تحلیلگران سیاسی، عربستان سعودی خاستگاه وهابیت و افراط‌گرایی و پدر معنوی تروریست‌ها است.
 
ترامپ و ملک سلمان رقص شمشیر تاجر اسلام‌ستیز در دیار پدرخوانده تروریست‌ها
 
 

ادامه مطلب را دنبال کنید ...

ادامه مطلب
برچسب ها : ----------
rss نوشته شده در 1 خرداد 1396 و در ساعت 03:32 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

دانلود قسمتی از سخنرانی روایت عهد ، تحلیل انتخابات 96 ، اصول گرایی و اصلاح طلبی

rss نوشته شده در 4 اردیبهشت 1396 و در ساعت 03:43 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

تحریف تاریخ جاسوسی با کمک «نیکول کیدمن» +تصاویر

غربی‌ها صد سال قبل با کمک جاسوس زن انگلیسی به نام "گرترود بل" معروف به ملکه صحرا با تجزیه منطقه غرب آسیا، مرزهای جدیدی میان ملت‌ها کشیدند؛ امری اکنون غرب با کمک داعش در حال انجام آن است.
اکثر اخباری که از دهه‌های گذشته از رسانه‌ها در رابطه با منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) منتشر شده، همیشه از آشوب و جنگ خبر داده و این منطقه اکنون نیز به علت درگیری‌های مسلحانه به یکی از ناامن‌ترین نقاط جهان تبدیل شده است. مردم جهان آنقدر نام غرب آسیا یا خاورمیانه را در کنار مفاهیمی مانند کشتار و خونریزی شنیده‌اند که به سختی این سوال برایشان مطرح می‌شود که از چه زمانی و چگونه این منطقه به داغ‌ترین نقطه در تحولات جهان امروز تبدیل گشته است؟ بازخوانی تاریخ و بررسی نقش زنان و مردان جاسوس غربی می‌تواند تا حدودی به این سوال پاسخ دهد.



[تصویر:  1881439.jpg]
 از چه زمانی و چگونه منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) به داغ‌ترین نقطه در تحولات جهان امروز تبدیل گشته است؟
 
فاتح اصلی جنگ جهانی اول، معمار جدید غرب آسیا
جنگ جهانی اول که در سال 1914 شروع و در 1918 به پایان می‌رسد، در تعریف غرب آسیا یا خاورمیانه جدید نقش اساسی دارد؛ این جنگ بین ملل مختلف به بهانه قتل " آرشیدوک فرانسوا فردیناند" ولیعهد امپراتوری اتریش و مجارستان و فرمانده کل نیروهای مسلح، به همراه همسرش هنگام دیدار از شهر (سارایوو) در یوگسلاوی فعلی در روز بیست وهشتم ژوئن 1914 شروع شد.
در این جنگ امپراتوری‌های تزار روسیه، آلمان، اتریش – مجارستان، عثمانی و انگلیس به همراه دیگر کشورها با یکدیگر به جنگ پرداختند که در پایان جنگ فقط امپراتوری انگلیس باقی ماند و امپراتوری روسیه به دلیل انقلاب بلشویکی 1917 و سه امپراتوری دیگر به علت شکست نظامی، در پایان جنگ از بین رفته بودند.
[تصویر:  1881441.jpg]
جنگ جهانی اول به بهانه قتل " آرشیدوک فرانسوا فردیناند" ولیعهد امپراتوری اتریش و مجارستان شروع شد
در طول این چهار سال جنگ، که بیش از 20 میلیون نفر کشته و معلول به‌طور مستقیم برجای گذاشت و به استناد کتاب «قحطی بزرگ و نسل‌کشی در ایران» نوشته حمد قلی مجد، حدود هشت میلیون کشته در ایران به‌طور غیرمستقیم (بر اثر قحطی و انتشار بیماری‌های واگیردار) برجای گذاشت، انگلیس و متحدانش به عنوان فاتحان جنگ، مرزهای جدیدی که به خون میلیون‌ها انسان رنگین شده بود، در دنیا می‌کشند و کشورهای جدید تاسیس می‌کنند.
یکی از مناطقی که توسط انگلیس و متحدانش آن را با ترسیم مرزهای جدید بین خود تقسیم کردند، سرزمین‌های تحت تسلط امپراتوری عثمانی بود؛ در واقع با سقوط حکومت عثمانی، این امپراتوری به بیش از 18 کشور تجزیه شد و خاورمیانه جدید در 100 سال پیش توسط انگلیسی‌ها بوجود آمد.
 
[تصویر:  1881444.jpg]
 یکی از مناطقی که توسط انگلیس و متحدانش آن را با ترسیم مرزهای جدید بین خود تقسیم کردند، سرزمین‌های تحت تسلط امپراتوری عثمانی بود. نقشه مناطق تحت حکومت عثمانی را نشان می‌دهد
 
نقش استراتژیک نفوذی‌های انگلیس در تجزیه عثمانی و ایجاد خاورمیانه جدید
انگلیس قبل از جنگ جهانی عواملی را روانه سرزمین‌های حکومت عثمانی کرده بود تا علاوه بر کسب اطلاعات، تجزیه از درون این امپراتوری را کلید بزند که اکنون با گذشت بیش از 100 سال از جنگ جهانی اول، نقش جاسوسانی چون ادوارد لورنس، گرترود بل و همفر به تدریج در این رابطه آشکار شده است.
همفر که در اقدامی بر پایه سیاست‌های استعماری انگلیس دست به توطئه مذهبی زد و با کمک به محمدبن‌عبدالوهاب، پایه‌های مذهب جعلی وهابیت را بنا نهاد تا تکفیری‌های تروریست امروزی از دل آن بیرون بیایند و منطقه را به هرج و مرج بکشند.
توماس ادوارد لورنس افسر نظامی – اطلاعاتی انگلیس نیز یکی از مشهورترین جاسوسان عملیاتی انگلیس در عمق خاک عثمانی بود؛ وی با عنوان باستان‌شناس و علاقه‌مند به تاریخ بین‌النهرین وارد سرزمین‌های عربی شد. علاوه بر مطالعه و تحقیق گسترده در خصوصیات قومیت‌ها و ارتباط با بزرگان و روئسای قبایل عرب، زمینه‌های شورش اعراب بدوی و صحرانشین را ضدحکومت عثمانی را رقم زد. لورنس در قامت مستشار نظامی قبایل را آرایش نظامی داد و قبایل را در کنار هم در خدمت اهداف استعماری انگلیس قرار داد. در واقع لورنس موفق شد اعراب را ترغیب به قیام مسلحانه و برضد عثمانی سازماندهی کند و با کمک آنان عثمانی را براند. لورنس فرهنگ اعراب را مطالعه می‌کرد و نه تنها زبان عربی را بلکه لهجه‌های قبایل مختلف را هم آموخته بود. او لباس عربی می‌پوشید و با مردان قبایل بیابانی زندگی می‌کرد و به همین دلیل لقب لورنس عربستان به او داده شد.
[تصویر:  1881442.jpg]
 توماس ادوارد لورنس (سمت چپ) معروف به لورنس عربستان افسر نظامی – اطلاعاتی انگلیس، یکی از مشهورترین جاسوسان عملیاتی انگلیس در عمق خاک عثمانی بود
اما یکی دیگر از نفوذی‌های بسیار مهم انگلیس در عمق سرزمین‌های عربی حکومت عثمانی، خانمی به نام "گرترود بل" (Gertrude Bell) بود که کمتر در رابطه با او در رسانه‌ها صحبت شده است. گرترود بل شاگرد نخست تاریخ اکسفورد، جغرافیادان، ادیب، عکاس، نقاش، باستان شناس، بیابان‌گرد و کوهنورد بود و در 1913 و یک سال پیش از آغاز جنگ جهانی اول ماموریت پیدا کرد تا در سفری دشوار و خطرناک و در پوشش پژوهش باستان‌شناسی به صحرای نجد عربستان برود و برای ارزیابی قدرت آل رشید حاکم حجاز تا منطقه حائل که تا حالا پای هیچ اروپایی به آن منطقه باز نشده بود، سفر کند.
[تصویر:  1881443.jpg]
"گرترود بل" یکی دیگر از نفوذی‌های بسیار مهم انگلیس در عمق سرزمین‌های عربی حکومت عثمانی بود که کمتر در رابطه با او در رسانه‌ها صحبت شده است
او در تصمیم‌گیری انگلیس بعد از جنگ جهانی برای منطقه، نقش اصلی را بر عهده داشت: جابجایی حمایت انگلیس در عربستان از آل رشید به آل سعود. زمانی که توماس لورنس در حال انجام ماموریت خود در جدا کردن حجاز از عثمانی و تشکیل کشور عربستان بود، "بل" نیز در حال برنامه‌ریزی و اجرای طرح تجزیه کشور و مستقل عراق بود.
دو سال پیش در همین رابطه نشریه آمریکایی دیلی بیست در گزارشی با عنوان «گرترود عربستان، زنی که عراق را تاسیس کرد»، به شرح فعالیت این مامور اطلاعانی و جاسوس انگلیسی پس از 100 سال می‌پردازد.
[تصویر:  1881447.jpg]
 گرترود بل در میان نظامیان انگلیسی در منطقه
دیلی بیست به ماجرایی اشاره می‌کند که به یک‌صد سال پیش و چند ماه پیش از آغاز جنگ جهانی اول، باز می‌گردد و می‌نویسد بغداد در محاصره یک رژیم وفادار به ترک‌های عثمانی بود، و مقامات ترک در قسطنطنیه با بی‌میلی به گرترود بل، یک زن ۴۵ ساله بریتانیایی که پس از گذراندان ماه‌ها در یکی از ممنوعه‌ترین صحراهای جهان همراه با دسته کوچکی از مردان وارد بغداد شده بود، اجازه دادند به سفر صحرایی خود ادامه دهد.
آنها بر این باور بودند که او یک باستان‌شناس و اندیشمند غربی بوده و مانند دیگر کاوشگران بریتانیایی است که آنها پیش از آن دیده بودند. اما آن گونه که درگزارش دیلی بیست می‌خوانیم، خانم گرترود در حقیقت جاسوس بود و روئسای انگلیسی‌اش به او گفته بودند اگر به درد سر بیافتد، آنها مسئول نخواهند بود.
[تصویر:  1881440.jpg]
 نشریه آمریکایی دیلی بیست در گزارشی با عنوان «گرترود عربستان، زنی که عراق را تاسیس کرد»، به شرح فعالیت این مامور اطلاعانی و جاسوس انگلیسی پس از 100 سال می‌پردازد
کمتر از ۱۰ سال بعد، گرترود به بغداد بازگشت، در انتخابات دست کاری کرد، یک پادشاه وفادار به بریتانیا را برتخت نشاند، دولت را تجدید سازمان کرد، و مرزهای نقشه عراق امروز را مشخص ساخت.
در واقع بل با همکاری دیگر عوامل انگلیس، خاندان هاشمی را از حجاز به اردن کوچ داد و پس از جنگ جهانی اول، دو پسر حسین الهاشمی (معروف به شریف حسین) یعنی فیصل و عبدالله را به پادشاهی دو کشور عراق و اردن رساند. پس از آنکه در ۲۳ اوت ۱۹۲۱ فیصل در مراسمی در مرکز بغداد به عنوان پادشاه عراق منصوب شد، "بل" در جایی نوشت: «ما تاج را بر سر پادشاه خود گذاشتیم».
[تصویر:  1881445.jpg]
مراسم  تاج گذاری "فیصل اول" پسر حسین الهاشمی (معروف به شریف حسین) که با هدایت گرترود بل به عنوان  نخستین پادشاه عراق منصوب شد
[تصویر:  1881446.jpg]
"عبدالله اول"، برادر فیصل اول و پسر دیگر پسر حسین الهاشمی (معروف به شریف حسین)، که با هدایت گرترود بل به عنوان نخستین پادشاه اردن هاشمی منصوب شد
 
فیلم ملکه صحرا و تصویر انحرافی از گرترود بل جاسوس
سال گذشته میلادی "ورنر هرتزوک" کارگردان خوب آلمانی فیلم «ملکه‌ صحرا» را بر اساس زندگی گرترود بل (1868 تا 1926 میلادی) که نقش او را نیکول کیدمن بازی می‌کرد، ساخت. این فیلم یک درام عاشقانه به مخاطب عرضه می‌کند تا جلوی هر تصویر دیگری از گرترود بل که همان جاسوسی است، گرفته شود. استفاده از نیکول کیدمن نیز برای ارائه چهرای بسیار مهربان و لطیف، و عاشق زیبایی‌های دنیا از گرتورد بل در همین راستا صورت گرفته است.
با این حال در سکانس ابتدایی فیلم نشان داده می‌شود که چطور چرچیل و دیگر مسئولان انگلیسی در حال کشیدن مزها و مناطق جدید تحت حکمرانی خود در کشور تجزیه شده عثمانی هستند است؛ در این سکانس از گرترود اسم برده می‌شود که او از همه بهتر این منطقه و مردمش را می‌شناسد.
[تصویر:  1881448.jpg]
فیلم «ملکه‌ صحرا» یک درام عاشقانه به مخاطب عرضه می‌کند تا جلوی هر تصویر دیگری از گرترود بل که همان جاسوسی است، گرفته شود
جالب آنکه گرترود اولین سفر جدی خود را به ایران و تهران داشته که در این سفر زبان فارسی را یاد می‌گیرد و به شعر حافظ نیز علاقه زیادی نشان می‌دهد. البته متاسفانه هرتزوک با اینکه در این فیلم از موسیقی آواز ایرانی استفاده کرده، اما مردم ایران را با لباس‌هایی عربی به نمایش درمی‌آورد و فضای بازار ایران را نیز شبیه کشورهای عربی نمایش می‌دهد که بسیار جای تعجب دارد.
«ملکه‌ صحرا» به طرز خیلی ناشیانه‌ای اصرار دارد که بگوید گرترود جاسوس نیست و سه بار در فیلم، نیکول کیدمن این دیالوگ را که "من جاسوس نیستم" را به زبان می‌آورد و همچنین در ابتدای فیلم، گرترود و لارنس عربستان را باستان‌شناس معرفی می‌کند.
 
[تصویر:  1881450.jpg]
تناقض اصلی «ملکه‌ صحرا» نیز در اصرار گرترود در سفرهایش به مناطق مختلف اعراب مبنی بر دیدار با امیران و یا شیخ‌های هر قوم و قبیله است که هیچوقت علت و ارتباط این ملاقات‌های او در فیلم پاسخ داده نمی‌شود
جالب آنکه در اواخر فیلم رابطه عاشقانه میانه سفیر انگلیس در دمشق و گرترود را به تصویر می‌کشد که در طول سفر با یکدیگر با نامه در ارتباط هستند و گرترود خاطراتش را برای او می‌نویسد؛ در این خاطرات گرترود می‌خواهد که اطلاعات استراتژیک بدست آمده از "ابن رشید" و "ابن سعود" را در اختیار کنسولگری قرار دهد!
تناقض اصلی «ملکه‌ صحرا» نیز در اصرار گرترود در سفرهایش به مناطق مختلف اعراب مبنی بر دیدار با امیران و یا شیخ‌های هر قوم و قبیله است که هیچوقت علت و ارتباط این ملاقات‌های او در فیلم پاسخ داده نمی‌شود.
البته در آخر فیلم از زبان فیصل و عبدالله گفته می‌شود که گرترود بل در نقش یک عرب‌شناس، آنها را پادشاه اردن و عراق کرد و در نوشته آخر فیلم آمده است که گرترود بل مرزهای پاداشاهی آنها را محدود کرد و با راهنمایی او، انگلیس به "ابن سعود" کمک کرد که حکومت عربستان را بدست بگیرد.
[تصویر:  1881449.jpg]
«ملکه‌ صحرا» به طرز خیلی ناشیانه‌ای اصرار دارد که بگوید گرترود جاسوس نیست و سه بار در فیلم، نیکول کیدمن این دیالوگ را که "من جاسوس نیستم" را به زبان می‌آورد 
 
چرا غرب همچنان به‌دنبال تجزیه بیشتر غرب آسیا است؟
100 سال پیش غرب به سردمداری انگلیس، حکومت عثمانی را که به اسم اسلام حکومت می‌کرد را برنتابیدند و تجزیه کردند و اکنون پس از یک قرن، غرب این بار به سردمداری آمریکا دوباره احساس خطر کرده و دنبال تجزیه بیشتر این کشورهای منطقه هستند تا هسته مقاومت اسلامی که این بار رهبری آن به دست ایران است، کوچک شود و در صورت امکان از بین برود. خاورمیانه جدید که از 100 سال پیش صورت گرفته، گام دومی دارد که اکنون به‌وسیله تکفیری‌هایی که به دست خود غرب ساخته شده، در حال اجرا شدن است.
[تصویر:  1881451.jpg]
خاورمیانه جدید که از 100 سال پیش صورت گرفته، گام دومی دارد که اکنون به‌وسیله تکفیری‌هایی که به دست خود غرب ساخته شده، در حال اجرا شدن است 
غرب نگاه گالیوری به جهان و طرح تجزیه غرب آسیا را شروع کرده است که مشرق گزارشی تصویری با عنوان «نگاهی به استراتژی گالیوری آمریکا» در این رابطه منتشر کرده است. با توجه به این نگاه، غرب نمی‌خواهد قدرت بزرگی  در منطقه غرب آسیا وجود داشته باشد و به همین دلیل از یک قرن پیش تا کنون به دنباله کوچک‌تر کردن مداوم کشورهای این منطقه است.
در این گام جدید، برای تجزیه کشورهایی مانند عراق و سوریه و لبنان، به مانند 100 سال پیش که از شورشی‌ها و بادیه‌نشین‌ها استفاده کردند، بازهم از این عناصر مانند تکفیری‌ها برای پیشبرد تحقق اهداف استعماری در حال بهره بردن هستند. نیروهای خشن و بی‌رحمی که بر اساس نظام بدوی تربیت قبیله‌ای که با پول به راحتی خریداری می‌شوند و کمی هم از آموزه‌های وهابیت تاثیر پذیرفته‌اند، به نیابت از استعمارگران هر جنایتی را انجام می‌دهند.
[تصویر:  1881452.jpg]
 تکفیری که از تلاش‌های جاسوسان انگلیس و مثلث ادوارد لورنس، گرترود بل و چرچیل (عکس بالا) بیرون آمده، اکنون بار دیگر برای غرب به دنبال کشیدن مرزهای جدید آغشته به خون میلیون‌ها انسان بی‌گناه بین ملت‌های منطقه هستند
در واقع مدل جنگ نیابتی را غرب صد سال قبل با نیروهای "ابن سعود" راه انداختند و الان هم با نیروهای تکفیری ادامه می‌دهند. این گروه‌های تکفیری مثل یک قرن پیش با اجرای همان خونریزی‌ها و کشتارها در حال اجرای سیاست‌های قدرت‌های بزرگ مانند انگلیس و آمریکا هستند؛ تکفیری که از تلاش‌های جاسوسان انگلیس و مثلث ادوارد لورنس، گرترود بل و چرچیل بیرون آمده و اکنون با خونریزی شبیه صد سال پیش، بار دیگر به دنبال کشیدن مرزهای جدید آغشته به خون میلیون‌ها انسان بی‌گناه بین ملت‌های منطقه هستند.

برچسب ها : -----
rss نوشته شده در 4 اردیبهشت 1396 و در ساعت 12:42 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

مسلمان شدن دختر روس

ژووا یک دختر روسی است که مسلمان شده و حجاب را برگزیده است. او می‌گوید: "حجاب را عاقلانه و با عشق کامل انتخاب کردم" و معتقد است مشکل نسل جدید ایران ناآشنایی با اسلام است. حجاب را عین آزادی می‌خواند و می‌گوید: حجاب مانع دخالت در حریم خصوصی من می‌شود.



ادامه مطلب
برچسب ها :
rss نوشته شده در 17 بهمن 1395 و در ساعت 01:18 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

رونمایی از طرح جایگزین ترامپ/ دسترسی به اماکن نظامی ایران

«دولت ترامپ به جای پاره کردن توافق هسته ای، درحال بررسی است که چگونه می توان اجرای آن را سخت و تشدید کرد و درباره شرایط کلیدی آن دوباره مذاکره نمود ...»
 
ترامپ رونمایی از طرح جایگزین ترامپ/ دسترسی به اماکن نظامی ایران
 
 
ادامه مطلب
برچسب ها : -------
rss نوشته شده در 16 بهمن 1395 و در ساعت 04:42 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

ماجرای خواندنی شیعه شدن یک دختر انگلیسی

اولین باری که در مورد اسلام شنیدم، هنگامی بود که با مرد مسلمانی نامزد کردم. البته او چندان اهل نماز و انجام فرایض نبود. من از دین او خوشم آمده بود، لذا تحقیقاتم را شروع کردم. تنها چیزی که از اسلام می‌دانستم به اطلاعاتی محدود می‌شد که از رسانه‌ها دریافت کرده بودم و نگاه خیلی مثبتی به  اسلام نداشتم.


اگرچه خیلی زود متوجه شدم بیش از چیزی که  تصور می‌کردم اسلام پر بار بود. من فهمیدم تمام چیزهایی که از اسلام می‌دانستم کاملا غلط بوده است، اما با دینی مواجه شده بودم که دارای عقایدی کاملا منطقی، زیبا، عادلانه و معجزه‌آسا بود. من خدایی شایسته پرستش و مهربان، و پیامبری با یک قلب ناب و زیبا پیدا کرده بودم. 


به همین دلیل با همین اندک تحقیق تصمیم گرفتم مسلمان شوم. خواندن نماز و قرآن را فرا گرفتم. روزه می‌گرفتم، نسبت به قبل سخاوتمند‌تر شده بودم، خوردن الکل و گوشت خوک را کنار گذاشتم. خیلی خوشحال بودم و احساس کردم آماده‌ام که شهادتین را بر زبان جاری کنم.


اما اتفاق‌هایی در راه بود. اول اینکه نامزدم را از دست دادم. او به شکل فزاینده‌ای شروع به بد رفتاری کرده بود و من نمی‌توانستم آن را تحمل کنم. به همین خاطر خیلی شکسته شده بودم. چندین بار سعی کردم در مسجد، دوستانی برای خودم پیدا کنم اما رفتار توأم با بی‌احترامی برخی از آن‌ها نسبت به من باعث شد احساس کنم حضور من چندان برایشان خوشایند نیست. رفتارشان خیلی به من ضربه می‌زد و من دلیل آن را نمی‌دانستم. 


من تنها شده بودم و از خدا عصبانی بودم که چرا این اتفاقات برای من رخ می‌دهد. خیلی ترسیده بودم زیرا فکر می‌کردم دیگر نمی‌توانم از اسلام پیروی کنم. به همین دلیل مذبوحانه دنبال بهانه‌ای برای ترک عقایدم می‌گشتم. تمام چیزهایی را که فرا گرفته بودم را نادیده انگاشتم و اسلام را نیز کنار گذاشتم. استغفرالله حرفای ناپسندی نسبت به خدا و پیامبر(ص) بر زبان راندم.


به مسیحیت روی آوردم. دوستان مسیحی زیادی داشتم و همین باعث این تصمیم شد. در ذهنم همه مسلمانان مانند نامزد قبلی‌ام و افراد داخل مسجد بودند اما در مقابل، مسیحیان همگی افراد خوب و مهربانی بودند. اینها توجیهاتی بود که برای پذیرفتن مسیحیت تراشیده بودم و حدود یک سال هم به عنوان یک مسیحی زندگی شادی داشتم.


اما بار دیگر ورق برگشت. دلم برای اسلام تنگ شد. دلم برای شور و هیجان ماه رمضان، یادگیری زبان عربی و بالاتر از همه برای به خاک افتادن در مقابل خداوند. من باردیگر انتخابم را مورد مداقه قرار دادم و پی بردم که خیلی با خداوند و اسلام از سر انصاف رفتار نکردم. بخاطر معدود اشخاص نادانی که چیزی از اسلام نمی‌دانستند اسلام را ترک کرده بودم. می‌دانستم اگر پیامبر(ص) زنده بود حتما آن‌ها را مواخذه می‌کرد. پی بردم که هیچگاه حضرت عیسی(ع) را به عنوان خدا از صمیم قلب قبول نکرده‌ام. ایشان را واقعا دوست داشتم اما واقعا غیرمنطقی بود که او را خدا بپندارم. تنها دلیلم برای پذیرفتن مسیحیت این بود که جایی برای رفتن نداشتم.


به همین دلیل روزی بعد از تماشای یک سخنرانی در مورد اسلام احساس کردم نیاز دارم نماز بخوانم. وضو گرفته و دو رکعت نماز خواندم. بعد به خاطر اشتباهات فراوانم خدا را می‌خواندم و از خدا می‌خواستم مرا ببخشد که به او اعتماد نکردم و مرتکب گناهان بزرگی شدم. بعد از مدت‌ها قلبا احساس کردم در مسیر صحیح گام برمی دارم.


نامزد سابقم و دوستانش حرف‌های منزجر کننده‌ای نسبت به شیعیان گفته بودند. اما روزی که در حال دیدن کلیپ در یوتیوب بودم به شکل تصادفی سخنرانی دکتر سیدعمار ناکشاوانی را دیدم. وقتی متوجه شدم ایشان عالم شیعی هستند می‌خواستم متوقفش کنم اما بخش بزرگی از من مانع شد. مقدمه چینی‌ها و استدلال‌های ایشان برایم بیگانه اما تاثیرگذار بود و باعث شد کلیپ‌های بیشتری از ایشان ببینم. مجموعه‌ای بود مربوط به تصورات غلط نسبت به شیعیان و متوجه شدم تمام چیزهایی که می‌دانستم دروغ بوده است. نمی‌توانستم باور کنم اعتقادات اهل بیت(ع) چقدر منطقی و صحیح است. اهل بیت(ع) بیش از هر چیز که تا آن‌وقت از اسلام یاد گرفته بودم مرا تحت تاثیر قرار دادند. بعد مجموعه‌ای پیرامون چهارده معصوم دیدم و عاشق یاد گرفتن آن‌ها شدم. برای مثال وقتی فهمیدم امام کاظم(ع) با آنکه در زندان‌ها تحت شکنجه بودند هیچگاه از خدا دست نکشیدند یاد می‌گرفتم که من هم مشکلاتم را تحمل کنم.


آشنا شدن با سرنوشت حضرت زهرا(س) و امام حسین(ع) آخرین تکه پازل شیعه شدن من بود. قبلا اسم امام حسین(ع) را شنیده بودم. واقعا بی‌شرمانه است شهیدی را که پیامبر(ص) با شنیدن داستان کربلا برایش گریه کرده است، یک شهید معمولی بدانیم. اما چیزی که بیش از همه مرا شوکه کرد اتفاقاتی بود که برای حضرت زهرا(س) رخ داده بود. وقتی متوجه شدم که اموالش را غصب کرده و به خانه‌اش حمله کرده‌اند، از خودم شرمنده بودم که می‌پنداشم ایشان به خاطر غم و اندوه فوت کرده است.


بدین شکل من اسلام را دوباره یافتم و احساس خوشبختی می‌کنم. من قصد ندارم اسمم را به طور رسمی عوض کنم اما اسم زینب را به عنوان نام خودمانی خودم انتخاب کردم. زیرا ایشان را خیلی دوست دارم و با شنیدن داستان حضرت زینب(س)  به شدت گریه می‌کنم و هیچ گاه لحظات کربلا را فراموش نخواهم کرد و دوست دارم مانند ایشان که یاور و کمک امام حسین(ع) بودند من نیز یکی از یاران امام زمان(عج) باشم.


بار اول فقط به خاطر یک مرد می‌خواستم مسلمان شوم ولی این بار فقط و فقط برای خدا. الحمدلله


برچسب ها : ----
rss نوشته شده در 16 بهمن 1395 و در ساعت 08:22 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

بهائیان قاتل در ایران چه کردند ؟

بهائیان همواره در عرصه های حقوق بشری یکی از سوژه های تبلیغاتی دنیای غرب علیه ایران بوده اند گویا این جماعت، مظلومان و ساکتان تاریخ بوده و در حق انها ظلمی بزرگ رقم خورده است اما آنچه کمتر مورد بررسی و توجه قرار گرفته اعمال شنیع این فرقه در قالب ترور، آدمکشی، قتل و کشتار بوده است .




پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، بهائیان همواره در عرصه های حقوق بشری یکی از سوژه های تبلیغاتی دنیای غرب علیه جمهوری اسلامی بوده اند گویا این جماعت ،مظلومان و ساکتان تاریخ ایران بوده و در حق انها ظلمی بزرگ رقم خورده است شاید تاکنون فکر می کردید بهائیت ، یکی از فرقه های انحرافی است و توسط کانونهای استعماری ایجاد شده است .

سرسپردگی این دین ساختگی و انحرافی جای سوال و شک ندارد اما آنچه کمتر مورد بررسی و توجه قرار گرفته است اعمال شنیع این فرقه در قالب ترور ، آدمکشی ، قتل و کشتار بوده است . در این گزارش مروری بر اعمال تروریستی این گروه خواهیم داشت.

ادامه مطلب
برچسب ها : --------
rss نوشته شده در 15 بهمن 1395 و در ساعت 07:40 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

ویژگی های ظاهری و رفتاری امام زمان عجل الله

راى بيان اهميت صفات ظاهرى امام عصر(عج) مى توان به موارد زير اشاره كرد :

1- راهى روشن براى عموم مردم است تا امام زمان خود را بشناسند.

2- دليلى واضح براى رسوا كردن مدّعيان دروغين مهدويت است.

3- برهانى آشكار بر اثبات مهدويت شخصى (و ردّ مهدويت نوعى) است.

4- مدركى محكم بر اثبات مهدويت عينى و ردّ مهدويت معنوى (مهدى ساخته ذهنى در اثر فشارهاى جامعه) است[1].

5- روشى مؤثر براى محسوس كردن وجود امام زمان(عج) و ايجاد تعلق خاطر و عشق و محبت سرشار به آن حضرت(عج) است.

 

اوصاف و ويژگى هاى ظاهرى و جسمانى امام زمان(عج) در روايات به شرح زير بيان شده است.

 

1- چهره و سيماى مبارك

حضرت مهدى(عج) داراى صورتى زيبا و درخشنده است؛

الف. «المهدى من ولدى وجهُهُ كالقمر الدُّرّى»[2] ؛ «پيامبر (صلی الله علیه و آله)  فرمودند: «مهدى از فرزندان من است، صورتش همچون ماه تابان است...«.

ب. «... على خَدِّه الأيمن خالٌ»[3] ؛ «... بر گونه راستش خالى هست».

ج. «حَسَنُ الوجه... و نور وجههِ يَعلو سواد لحيته»[4] ؛ «مهدى صورتى نيكو دارد... درخشندگى چهره اش بر سياهى محاسنش غلبه مى كند»

د. «وجهُهُ كالدّينار و اَسنانه كالمنشار...»[5] «چهره اش مانند دينار گرد و گلگون و دندان هايش مانند شانه، ظريف و منظم است».

ه. «المهدى طاووس اهل الجنّة عليه جلابيبُ النّور»[6] ؛ «مهدى، طاووس بهشت است كه هاله اى از نور، او را احاطه كرده است»

و. «شابّ صبيحُ الوجه...»[7] ؛ «جوانى گشاده روى است»

ز. «شابٌ حسن الوجه»[8] «جوانى زيباروى است»

ح. «وجهُه كالكوكبٌ درّىٌّ»[9] ؛ «چهره اش مانند ستاره درخشان است»

ط. «مسنون الخدّين»[10] ؛ «مهدى داراى گونه هاى كم گوشت است»

ى. «سهل الخدّين على خدّة الأيمن خالٌ كأنّه فتات مسك على رضراضة عنبر»[11] ؛ «گونه هايى نرم با خالى در گونه راست دارد كه مانند دانه مشك بر روى عنبر است»

 

2- پيشانى و ابرو و چشم

حضرت مهدى(عج)، داراى پيشانى گشاده، صاف و روشن است. ابروى آن حضرت(عج) نيز باريك، كشيده و نزديك به هم - اما ناپيوسته - است. چشم هايش سياه و درشت و فرورفته و پلك هاى او درخشنده است.

الف. «المهدى منّى، اجلى الجبهَة اَقنى الأنف...»[12] ؛ «مهدى از من است، پيشانى باز و نورانى و بينى كشيده و باريك دارد»

ب. «اَكحَلُ العَينَين... كثُّ اللحية...»[13] ؛ «ديدگان مباركش سرمه كشيده... محاسن مباركش پر مو است...».

ج. «اَزَجُّ، اَبلَجُ، اَدعَج، اَعيُنُ، اَشَمُّ الأنف اَقنى اَجَلى»[14] ؛ «ابروهاى كشيده، صورتى نيكو، ديدگان مشكى، بينى باريك و نيكو خميده، و پيشانى باز و درخشان دارد»

د. «مُشرِفُ الحاجبين، غائرُ العينين»[15] ؛ «او بلند ابرو است و چشمانى فرو رفته  دارد».

 

3- قامت و رنگ بدن و صورت

امیرالمومنین امام على (علیه السلام) فرموده اند: «يخرجُ رَجُلٌ مِن وُلدى فى آخِرِ الزّمان ابيضُ اللون مُشرَبٌ بالحُمرَة مُبدَحُ البَطنِ عَريضُ، عَظيمُ مُشاشِ المنكبين، بِظَهرِه شامَّتانِ : شامَّةٌ على لَونِ جِلده و شامَّةٌ على شبهِ شامّة النبى»[159] ؛ «مردى از فرزندان من در آخرالزمان ظهور مى كند كه صورتى نقره فام و چهره اى گلگون دارد. شكمش پهن، ران هايش پر گوشت و شانه هايش عريض است. در پشت او دو علامت هست كه يكى به رنگ پوست و ديگرى شبيه مهر نبوّت است».

 

4- سر و مو

امام على (علیه السلام) فرموده اند: «حَسَنُ الوَجه، حَسَنُ الشِعر يَسيلُ شعرُه على مِنكَبَيه...»[16] ؛ «چهره اى زيبا و موهايى جاذب دارد كه بر شانه هايش فرو ريخته است».

«بشعر قطط»[17] ؛ «مويش كمى مجعّد است».

 

5- در سيماى جوانان

امام رضا (علیه السلام)  فرموده است: «علامَتهُ اَن يكون شيخ السنّ شاب المنظر حتى اَنَّ الناظِرَ اِلَيه لَيَحسبه ابن اربعين سنة اَو دونَها و اِنّ مِن علاماتِهِ اَن لا يَهرِمَ بمرور الايام و الليالى حتى يأتى اَجَلُه»[18] ؛ «نشانه مهدى آن است كه در سن پيرى است؛ ولى جوان به نظر مى آيد. هر كسى او را ببيند، گمان مى كند كه چهل سال يا كمتر دارد. يكى ديگر از نشانه هاى او اين است كه با گذشت زمان، تا هنگام رسيدن اجل، اثر پيرى در او مشاهده نمى شود.»

 

6- اوصاف اخلاقى و درونى

1- امام حسين (علیه السلام)  مى فرمايند: «تَعرِفون المهدى بالسَّكينةِ و الوقارِ و بمَعرِفَةِ الحَلالِ و الحَرامِ و بِحاجَةِ النّاسِ اليه و لا يحتاجُ الى احد»[19] ؛ «مهدى را با سكينه و وقار، شناخت حلال و حرام، نياز همگان به او و بى نيازى او از همه خواهيد شناخت.»

2- در روايت ديگرى آمده است: «يكونُ اَولى بالنّاسِ من اَنفُسِهِم و اَشفَقَ عليهم من آبائِهم و اُمّهاتهم و يكونَ اَشَدّ الناس تَواضُعا للّهِ عَزَّ و جَلَّ و يكونُ اخَذَ النّاسِ بِما يَأمُرُ به و اَكَفَّ النّاس عَمّا يَنهى عنه»[20] ؛ «او براى مردم از خودشان اولى تر، از پدر و مادرشان مهربان تر و در برابر خدا، از همه متواضع تر است. آنچه به مردم فرمان مى دهد، خود بيش از ديگران به آن عمل مى كند و آنچه مردم را از آن نهى مى كند، خود بيش از همگان از آن پرهيز مى كند».

3- دلالته فى خصلتين: فى العلم و استجابَةِ الدَّعوةِ و كلِّ ما أخبَرَ بِهِ من الحوادثِ الّتى تَحدُثُ قبلَ كونِها فذلك بعَهد معهود اليه من رسول الله (صلی الله علیه و آله) توارَثَه عن آبائه عنه (علیه السلام) »[21]؛ «مهدى، دو نشانه بارز دارد كه با آنها شناخته مى شود: دانش بيكران و استجابت دعا. آنچه از رويدادها پيش از وقوع آنها سخن بگويد، به صورت پنهانى است كه توسط پدران خود، از رسول خدا(ص)، به ارث برده است»

4- امام رضا (علیه السلام)  فرموده است: «... يكونُ اَعلَمُ النّاس و اَحكَمُ النّاس و اَتقى النّاس و اَسخَى النّاس و اَعبَدُ النّاس... و يكونُ مُحَدِّثا»[22] ؛ «... او داناترين مردم و حكيم ترين، پرهيزگارترين، بردبارترين، سخى ترين و عابدترين آنان است و فرشتگان با او سخن مى گويند».


برچسب ها : ----
rss نوشته شده در 8 دی 1395 و در ساعت 11:50 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

پله پله تا ازدواج / معیارهای انتخاب همسر 1

بسم الله الرحمن الرحیم


معیارهای انتخاب همسر

برای انتخاب همسر باید معیارهایی داشته باشیم. یعنی دختر و پسر ، باید ملاک ها و میزان هایی داشته باشند و بدانند « چه همسری می خواهند ؛ با چه مشخصات و صفاتی» ؟

این اصل کار است. مانند کسی که می خواهد مسافرت کند ، باید ابتدا مقصد و هدف خود را معین نماید ، آنگاه سفر کند ، اما اگر فقط بداند که نیاز به مسافرت دارد اما مکان و مقصد و هدفی را در نظر نگیرد ، سرگردان می شود و به بیراهه می رود.

معیارها و ملاک ها و خصوصیات و صفاتی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود ، دو نوع است :

الف ) آنها که رکن و اساسند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتماً لازمند.

ب) آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کامل تر شدن زندگی اند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگی دارند.

اینک به بررسی این معیارها و ملاک ها و صفات و مشخصات می پردازیم :



اول : تدین

(از ارکان اساسی و حتمی)

İmage

انسانی که دین ندارد ، هیچ ندارد ؛ هر چه هم داشته باشد ، هیچ محسوب می شود. انسان بی دین ، در حقیقت مرده متحرک است. کسی که پایبند به دین ، که اصلی ترین مسأله زندگی است ، نباشد ، هیچ تضمینی وجود ندارد که پایبند به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک باشد.


انسان دیندار هرگز نمی تواند با همسر بی دین کنار بیاید و با هم زندگی سعادتمندانه ای داشته باشند. انسان متدین ، ممکن است بتواند نقص های دیگر همسرش را تحمل کند ، اما نقص بی دینی و لاابالی گری او را هرگز نمی تواند تحمل نماید.

بله ، اگر هر دو بی دین بوده و یا نسبت به قوانین دینی بی توجه و بی قید باشند ، ممکن است بتوانند یکدیگر را تحمل کنند و در کنار هم زندگی نمایند ؛ اما زندگی آنان هرگز زندگی سعادتمندانه ای نخواهد بود. «سعادت» بدون «دیانت» محال است. قطعاً مجال است. بله ، ممکن است چیزهایی را به عنوان سعادت پذیرفته باشند و خود را سعادتمند بپندارند ، اما این پندار ، جهل مرکب ااست ؛ یعنی بدبختند ولی خیال می کنند خوشبختند.


به هر حال انسان متدین ، همسری متدین می خواهد. اگر یکی متدین باشد و دیگری بی دین و بی قید ، خوشبخت نخواهد شد.


البته منظور از متدین بودن معنای حقیقی آن است ؛ یعنی : پایبندی کامل به اسلام ؛ اسلام را با جان و دل پذیرفتن و به آن عمل کردن ؛ نه تدین سطحی و بی ریشه و بی عمل




پرتویی از کلام پیامبر (ص)


شخصی ، برای گرفتن راهنمایی درباره انتخاب همسر ، خدمت پیغمبر اکرم (ص) آمد. حضرت به او فرمودند :
بر تو باد که همسر دیندار بگیری.


هم ایشان در جای دیگر ، خطاب به همه انسان ها در طول تاریخ ، دستور اکید می دهند که :
بر شما باد که همسر دیندار انتخاب کنید.


و باز در موردی دیگر می فرمایند :
«کسی که با زنی به خاطر ثروتش ازدواج کند ، خداوند او را به حال خودش وا می گذارد و کسی که (فقط) به خاطر زیبایی اش با او ازدواج کند ، در او امور ناخوشایند خواهد دید ! و کسی که به خاطر دین و ایمانش با او ازدواج کند ، خداوند همه آن (امتیازات) را برایش فراهم خواهد کرد.»


در وسط حدیث ، نکته ظریفی وجود دارد ؛ و آن این که اگر (فقط) به خاطر زیبایی با او ازدواج کند ، « رأی فیها ما یکره» در او امور ناخوشایند می بیند. شاید منظور از امور ناخوشایند این باشد که : همسر زیبای بی دین ، زیبایی اش باعث ننگ و بدنامی خواهد شد و همین زیبایی که انگیزه اصلی در ازدواج با او بود ، موجب بدبختی و بی آبرویی می شود !


سوال و ایراد :


در اینجا این سوال و ایراد پیش می آید که : اگر «متدین بودن» ملاک و معیار اصلی خوشبختی است ، پس چرا ما ، متدین های فراوانی را می بینیم که زندگی خوبی ندارند و زندگی شان آشفته و آشوب زده است ؟


جواب :


اولاً : منظور از تدین ، تدین حقیقی است. یعنی کسی را متدین می گوییم که در همه اعمال ، گفتار ، اخلاق و همه امور زندگی تابع اسلام باشد. چنین انسانی ، حتماً شایسته خواهد بود. اسلام ، قانون خداوند است برای سعادت بشر ، که اگر همانگونه که خداوند فرموده است عمل شود ، به طور حتم ، سعادت را به دنبال خواهد داشت. اسلام ، فقط بعضی از اعمال ظاهری انسان نیست که هر کس آنها را انجام داد ، متدین حقیقی باشد.


ثانیاً : ممکن است اشکال از جای دیگر باشد. یعنی : متدین حقیقی باشند ؛ اما صفات و مشخصات دیگر را که شرط سعادت و زندگی مشترک است نداشته باشند. مثلاً : هماهنگی و همشأنی فکری و اخلاقی و جسمی نداشته باشند. زیرا متدین بودن هر چند معیار اصلی است ، اما معیارهای دیگری نیز وجود دارد که در انتخاب همسر باید مراعات شود.


ثالثاً : ممکن است مشکل و نقص از طرف دیگر باشد. یعنی : شما ممکن است فقط یکی از دو همسر را بشناسید که متدین است ، اما دیگری را نشناسید و از روحیات او کاملاً خبر نداشته باشید ؛ شاید او متدین حقیقی نباشد و ریشه مشکل آنجا باشد.


رابعاً : ممکن است یکی از آن دو ، یا هر دوی آنان ، دارای بیماری های عصبی و روحی و روانی باشند. این بیماری ها ، مشکلات فراوانی در زندگی مشترک ایجاد می کنند. متدین ها نیز در اثر عواملی دچار بیماری ها و عقده های روانی و عصبی می شوند.


به هر حال ، متدین و مومن بودن ، شرط و صفت اساسی همسر شایسته است و باید قبل از ازدواج در این باره کاملاً تخقیق و بررسی شود.




از ثمره های تدین


این خصوصیت و صفت ، ثمره های فراوان دیگر را در بر دارد. به این معنی که : تدین مانند اصل و ریشه ای است که ثمره ها و شاخه های فراوانی دارد. مانند :


1) عفت : آدم دیندار ، حتماً با عفت است. اگر نباشد ، دیندار نیست.


2) حجاب : حجاب از ثمره ها و میوه های درخت تدین است و حجاب تنها مخصوص دختران و زنان نیست ؛ بلکه پسران و مردان نیز باید حجاب داشته باشند. منتهی ، میان حجاب زن و مرد تفاوت هایی وجود دارد که آن هم به خاطر جذاب تر بودن زن و تفاوت های جسمی و جنسی بین آن دو می باشد.


3) نجابت


4) حیا : « لادین لمن لا حیاء له » کسی که حیا ندارد ، دین ندارد. پس کسی که حیا دارد ، دین هم دارد و کسی که دین دارد ، حیا هم دارد.




اما جوانان غیر مندین چه کنند ؟


آنچه تا کنون درباره این معیار و صفت اول (تدین) بیان شد ، بیشتر مربوط به متدین ها بود ؛ پس غیر متدین ها چه کنند ؟


جواب :


اولاً : آن ها هم متدین شوند و همانند دینداران عمل کنند. دین و ایمان ، مایه سعادت دنیا و آخرت اسنان است ؛ پس ، بر هر انسان عاقلی واجب است که این مایه سعادت را به دست آورد. در این راه ، هرچه تحقیق ، مطالعه ، مشورت و بررسی انجام گیرد ، ارزش دارد. همانگونه که عقل حکم می کند که : اسنان ، برای تامین زندگی مادی باید تلاش کند ؛ همان طور نیز حکم می کند که برای یافتن راه سعادت ابدی باید تلاش کرد.


ثانیاً : بعضی از صفات و خصوصیات متدین ها را باید غیر متدین ها نیز داشته باشند. انسانی که از نظر عقیده و عمل ، پایبند و معتقد به دین و ایمان نیست ، باز هم باید در انتخاب همسر ، بعضی از صفات متدین ها را در نظر بگیرد.


مثلاً عفت ، نجابت و پاکی جنسی را همسر غیر متدین نیز باید داشته باشد و گرنه مصیبت و مشکلات فراوانی در زندگی شان له وجود می آید ؛ زیرا حتی غیر متدین ها نیز نمی توانند بی عفتی و ناپاکی و هرزگی همسرشان را قبول کنند. (مگر اینکه به کلی از انسانیت ساقط شده باشند ، که آنها از بحث ما خارجند.)


انسان به هر اندازه که عفیف و نجیب و پاک باشد به همان اندازه متدین است ؛ هر چند که خودش متوجه نبوده و معتقد به دین نباشد. عفت و نجابت و پاکی و اصولاً هر صفت و خصوصیتی که کمال محسوب می شود ، جزئی از دین است.




به هر حال ، هیچ چیزی نمی تواند مجوز ازدواج با افرادر بی عفت و نا نجیب و هرزه و ناپاک گردد.


پس ، افراد غیر متدین و بی ایمان برای انتخاب همسر ، در مورد این معیار اول (تدین) ، لااقل به عفت و نجابت و پاکی جنسی آن عمل کنند.


برچسب ها : -------------
rss نوشته شده در 8 آذر 1394 و در ساعت 04:59 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع راهکارهای مقابله با نفوذ (روایت عهد 48)

چهل و هشتمین همایش از سلسله همایش‌های روایت عهد shia muslim

سم الله الرحمن الرحیم

چهل و هشتمین همایش از
سلسله همایش‌های روایت عهد

ورود برای عموم آزاد می باشد.

موضوع: آخرین تکاپوی کفر(راهکارهای مقابله با نفوذ)

سخنران: استاد علی اکبر رائفی پور

زمان: پنجشنبه 5 آذر 1394

ساعت شروع مراسم :13:30

مکان: میدان ونک خیابان ملاصدرا - خیابان شیخ بهایی جنوبی - سالن اجتماعات مسجد حضرت بقیه الله الاعظم (عج)



مسیر شماره 1 :
ایستگاه مترو شهید همت
از ضلع شمالی اتوبان شهید همت به وسیله اتوبوس و یا تاکسی به سمت غرب حرکت کرده و در ایستگاه اتوبوس شیخ بهایی پیاده شده و خیابان شیخ بهایی را به سمت شمال به مسافت 120 متر حرکت نموده و درسمت چپ خیابان به مسجد بقیه الله الاعظم خواهیم رسید.

مسیر شماره دو:
ایستگاه مترو حقانی به ضلع شمالی اتوبان حقانی رفته و با خودروهای عبوری به میدان ونک می رسیم. بعد از پیاده شدن به ضلع غربی میدان رفته و در ابتدای خیابان ملاصدرا با خودرو های گذری تا چهارراه شیخ بهایی آمده و بعد از پیاده شدن داخل خیابان شیخ بهایی به سمت جنوب شده و پس از 351 متر به مسجد خواهیم رسید.

برچسب ها : ----------
rss نوشته شده در 3 آذر 1394 و در ساعت 05:30 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

سری کلیپ های پیروزی های مقاومت / قمست اول خانه عنکبوت

بسم الله الرحمن الرحیم


سری کلیپ های پیروزی های مقاومت

در این کلیپ ها خواهیم دید اطلاعاتی در مورد جنگ های بین حزب الله و اسرائیل

پیروزی حق بر باطل

[تصویر:  moghavemat.jpg]
قسمت اول :

خانه عنکبوت

در این کلیپ به پیروزی های حزب الله در جنگ 33 روزه و وقایع مهم در آن زمان اشاره شده.

با دیدن این کلیپ خیلی از واقعیت های ناگفته را خواهید دید.


دانلود با کیفیت پایین


دانلود با کیفیت بالا



کاری از تیم کلیپ سازی سایت ANTI666.IR


برچسب ها : --------
rss نوشته شده در 26 آبان 1394 و در ساعت 07:21 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

دانلود کلیپ از رم تا خدا به مناسبت شهادت مهدی آنیلی

rss نوشته شده در 26 آبان 1394 و در ساعت 07:12 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

دانلود اینفوگرافی اعتیاد به وب

rss نوشته شده در 25 اردیبهشت 1394 و در ساعت 01:18 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

آیا جایز است که اسم ولقب خاص امام زمان علیه السلام در مجامع عمومی گفته شود؟

İmage

سوال 3: آیا جایز است که اسم ولقب خاص امام زمان علیه السلام در مجامع عمومی گفته شود؟

پاسخ: حضرت مهدي(ع) همنام با پيامبر(ص) و هم کنیه با آن وجود شريف است. نام آن حضرت « م ح م د » و کنیه ی او ابوالقاسم است. در بعضي احاديث معتبر، تصريح به اين نام در مجالس عمومي منع شده است. (1)

پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «لا يسمه باسمه ظاهراً قبل قيامه الا كافر به؛ در آشكارا نام او را تا قبل از قيام او، جز كافر به او نمي‌برد.» (2)

امام باقر(ع) نيز فرموده است: «لا يسميحتي يظهر امره؛نام او نبايد برده شود تا اينكه امر (قيام) او آشكار شود.» (3)

از امام رضا(ع) نقل شده است: «لا يسمي باسمه بعد غيبة احد حتي يراه و يعلن باسمه فليسمه كل الخلق؛ كسي نام او را پس از غيبت او نبرد تا زماني كه او را ببيند و نامش آشكار شود و تمام مردم نام او را ببرند.» (4)

امام حسن عسكري(ع) مي‌فرمايد: «لا يحل لاحد ان يسميه و يكنيه بكنيته الي ان يظهر الله دولته و سلطنته؛ براي هيچ كس حلال نيست كه نام و كنيه ی او را ببرد تا وقتي كه خدا دولت و حكومتش را آشكار سازد.» (5)
بر اساس اين دسته از روايات ـ كه نامبردن آن حضرت تا زمان ظهور منع شده است ـ بسياري از عالمان شيعه تصريح و تلفظ نام شريف آن حضرت را حرام دانسته‌اند و لذا براي اينكه اين نام تلفظ  نشود در نوشته‌ها به صورت «م‌ح‌م‌د» مي‌نويسند اگر چه نوشتن به صورت «محمد» حرام نيست.

البته برخي از عالمان شيعه (مانند خواجه نصير طوسي) تلفظ نام اصلي را هم جايز دانسته‌اند و از زمان شيخ بهايي به بعد در اين مسأله بين عالمان شيعه اختلاف نظر و رأي پديد آمد. (6)

گروهي از عالمان شيعه (مانند شيخ مفيد،شيخ صدوق، علامه طبرسي، محقق داماد، مرحوم مجلسي،محدث نوري و ...) به زبان آوردن نام اصلي حضرت را حرام دانسته‌اند.

گروه ديگر از عالمان شيعه (مانند شيخ انصاري، شيخ حر عاملي و ...) ذكر نام اصلي حضرت مهدي(ع) را حرام ندانسته و روايات منع را مربوط به زمان غيبت صغري مي‌دانند كه جان آن حضرت از طرف حكومت وقت در خطر بوده‌است. اين گروه در تاييد نظر خود، روايات و زياراتی را كه در آن ها نام اصلي حضرت مهدي(ع) تصريح شده است ذكر مي‌كنند.

از آنجا كه بيشتر روايات، نام بردن را تا زمان ظهور ممنوع شمرده‌اند؛ لذا بسياري از عالمان شيعه ذكر و تلفظ نام شريف حضرت مهدي(ع) را سزاوار نمي‌دانند و مي‌فرمايند بهتر است تصريح به نام اصلي آن وجود شريف نشود.

برخي نيز معتقدند حرمت ذكر نام حضرت درجايي است كه مخالفان و دشمنان اهل بيت و امام زمان(ع) حضور دارند.

گفتني است تلفظ نام و كنيه ی مخصوص حضرت مهدي(ع) در اين موارد بدون اشكال است:

1.در نوشته‌ها: حتي كساني كه ذكر نام محمد را حرام مي‌دانند، نوشتن آن در كتاب‌ها را حرام ندانسته‌اند.

2.به صورت اشاره و رمز: مي‌توان گفت نام آن حضرت مانند نام رسول خدا و كنيه ی او مانند كنيه ی رسول خدا است و نيز مي‌توان به صورت رمز  م ح م د تلفظ نمود.

3.در دعا و مناجات در غير مجالس عمومي.

4.ذكر نام آن حضرت به صورت پنهاني و در قلب. (7)

[تصویر:  yellow_bouquet.gif]پی نوشت ها:

1.ترجمه، مكيال المكارم، ج2،ص188
2.مستدرك الوسائل، ج12، ص285
3.كافي،ج1، ص525
4.مستدرك،ج12، ص285
5.مستدرك،ج12،ص285
6.مكيال المكارم، ج2، ص190
7.ترجمه مكيال المكارم، ج2، ص188

برچسب ها : -----
rss نوشته شده در 17 مرداد 1393 و در ساعت 09:10 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

پربازدیدترین مطالب


آخرین مطالب نوشته شده


Copyright © 2010 by http://ArmyAnti-Mason.samenblog.com