در فیلم جدید مومیایی، تام کروز به سرزمین نینوا میرود و در آنجا زنی که در «حرم» مدفون شده و او را با نام «آمنت» صدا میزند، از یک خواب اهریمنی بیدار میکند.

مواجهه «تمدن غربی» با «تمدن شرقی» را میتوان در بعضی فیلمها و ازجمله در فیلم جن گیر (ویلیام فرید کین) مشاهده کرد. جایی که کشیش «لنکستر مرین» (مکس فون سیدو) در مقابل مجسمه عظیم شیطان (پازوزو) در صحرای نینوا ایستاده است و صدای خشن پارس سگها توجه پدر مرین را جلب میکند. این سبک مواجه با اهریمن همواره برخواسته از شرق، در سالهای اخیر موتیف روایی دنبالهداری است که در اغلب آثار سینمایی غرب، امتداد تولید پیدا کرده است. سبکی که فریدکین در جنگیر بنا گذاشت، کاملا مبنای بصری داشت و هیچ تفسیر و تبیین محتوایی به قاب عکسهای فیلم اضافه نمیشد.
اما قبل از فیلم جنگیر و تاثیر جهانیاش برای تفهیم این موضوع کلان آخرالزمانی که اهریمن از شرق برخواهد خواست، «نینا ویلکاکس پوتنام» و «ریچادر شایر» داستانی 9 صفحهای را تحت عنوان «کاگلیوسترو» در مورد کاهن جادوگری مصری که 3000 سال با تزریق نیترات عمر میکند را به نگارش درآوردند. «جان ال. بلیدستون» فیلمنامهنویس سرشناس هالیوودی بر اساس این داستان نه صفحهای، فیلمنامه «مومیایی» را به نگارش درآورد و قصصهای که اهریمن باستانی در شرق خفته و روزی بیدار میشود را فرمولیزه کرد.