ارتش ضد ماسون - مهدویت

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 2
» بازديد ديروز : 4
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 279
» بازديد سال : 2397
» بازديد کل : 263361
» اعضا : 47
» مطالب : 169

حوادث ماه رجب


تاریخ انتشار پست : 29 بهمن 1398 بازدید : 10

ثابت ماندن خورشيد و خسوف ماه در شب بدر (نيمه ماه)


از علايم غير حتمی سال ظهور ثابت ماندن خورشيد و حركت نكردن آن از ظهر تا هنگام عصر يكی از روزهای ماه رجب است. همچنين در شب بدر اين ماه، خسوف و ماه گرفتگی رخ خواهد داد.


از امام پنجم(ع) در مورد اين آيه (اگر بخواهيم از آسمان بر آنها آيه‏ای نازل می‌‏كنيم) پرسيدند حضرت فرمودند:
«ثابت ماندن خورشيد از ظهر تا هنگام عصر... كه اينها در زمان سفيانی است و به دنبال آن، او و قوم و پيروانش هلاك خواهند شد.»



اين نشانه به خوبی از خروج و شورش سفيانی در ماه رجب حكايت می‏كند؛ چرا كه اين علامت در زمان او اتّفاق می‏افتد. سكون خورشيد در آسمان هر چند برای مدّت كمی رخ می‌دهد، ولی معجزه‏ای عجيب از ناحيه خداوند متعال است. مردم از طولانی شدن ناگهانی مدّت روز، تابش نامتعارف و بيش از حد گرما و حرارت خورشيد به زمين از اين واقعه باخبر می‏شوند. پديد آمدن چنين نشانه‏ای‌آسمانيی در ماه رجب خبر از هلاكت و درهم كوبيده شدن سفيانی و سپاهيان و حزب و پيروانش می‌‏دهد.


از جمله ديگر حوادث ماه رجب، خسوف و ماه گرفتگی در شب بدر اين ماه است؛ام سعيد اخمسيه به امام صادق(ع) عرض می‌كند:
«يابن رسول‏الله،(ع) فدايتان شوم! نشانه‏ای از خروج و #قيام_حضرت_مهدی(ع) به من مرحمت كنيد. حضرت فرمودند:
‏ام‏سعيد! وقتي ماه در شب بدر ماه رجب گرفته شود و خسوف رخ دهد، مردی پس از آن خروج كند و به دنبال آن حضرت مهدی(ع) قيام خواهند كرد.»

دلایل اثبات حیات امام عصر(عج) در طول یازده قرن!


تاریخ انتشار پست : 5 آذر 1398 بازدید : 19


نوع زندگى امام غايب(عج) را به طريق خرق عادت مى توان پذيرفت. البته خرق عادت، غير از محال است و از راه علم، هرگز نفى نمی شود؛ زيرا هرگز نمى توان اثبات كرد كه اسباب و عواملى كه در جهان كار مى كنند، تنها همان هایی اند كه ما می بینیم.

 

 

  پرسش درباره طول عمر حضرت مهدى(عج) و توجيهات مختلف در اين زمينه، همواره و از سوى افراد و گروه هاى مختلف مطرح بوده است. اين مسئله را مى توان از چشم اندازهاى مختلفى بررسى و از نظر علمى و تجربى، منطقى و عقلى، قرآنى، تاريخى و روايى بررسى نمود و طول عمر حضرت مهدى(عج) و ساير معمّرين را اثبات كرد.

براى اثبات اين انگاره، ابتدا دلايل مختلفى بر امكان يا وقوع «طول عمر» ارائه مى گردد؛ سپس اين مسئله در مورد حضرت مهدى(عج) تطبيق داده مى شود.

ابتدا گفتنى است كه براى مدت زندگى انسان، حدّى كه تجاوز از آن محال باشد، تعيين نشده است.

از طرف ديگر، پيرى معلول گذشت زمان نيست؛ بلكه معلول اختلالاتى است كه در اعضاى بدن حادث مى شود. چه بسا اگر اختلالى در اعضاى بدن يك فرد رخ ندهد، امكان دارد تا سال هاى متمادى با بدنى سالم و شاداب، زندگى كند.

پس بايد روشن شود كه مسئله طول عمر امام زمان(عج)، هرگز امرى بعيد يا غيرقابل قبول نيست و علم و دانش، نه تنها عمر طولانى را محال نمى داند؛ بلكه امكان آن را نيز به اثبات مى رساند. از نظر معارف اسلامى نيز، اين امر جزو مسلّمات بلكه حتى بديهيات است.

بقیه در ادامه مطلب

ویژگی های ظاهری و رفتاری امام زمان عجل الله


تاریخ انتشار پست : 8 دی 1395 بازدید : 69

راى بيان اهميت صفات ظاهرى امام عصر(عج) مى توان به موارد زير اشاره كرد :

1- راهى روشن براى عموم مردم است تا امام زمان خود را بشناسند.

2- دليلى واضح براى رسوا كردن مدّعيان دروغين مهدويت است.

3- برهانى آشكار بر اثبات مهدويت شخصى (و ردّ مهدويت نوعى) است.

4- مدركى محكم بر اثبات مهدويت عينى و ردّ مهدويت معنوى (مهدى ساخته ذهنى در اثر فشارهاى جامعه) است[1].

5- روشى مؤثر براى محسوس كردن وجود امام زمان(عج) و ايجاد تعلق خاطر و عشق و محبت سرشار به آن حضرت(عج) است.

 

اوصاف و ويژگى هاى ظاهرى و جسمانى امام زمان(عج) در روايات به شرح زير بيان شده است.

 

1- چهره و سيماى مبارك

حضرت مهدى(عج) داراى صورتى زيبا و درخشنده است؛

الف. «المهدى من ولدى وجهُهُ كالقمر الدُّرّى»[2] ؛ «پيامبر (صلی الله علیه و آله)  فرمودند: «مهدى از فرزندان من است، صورتش همچون ماه تابان است...«.

ب. «... على خَدِّه الأيمن خالٌ»[3] ؛ «... بر گونه راستش خالى هست».

ج. «حَسَنُ الوجه... و نور وجههِ يَعلو سواد لحيته»[4] ؛ «مهدى صورتى نيكو دارد... درخشندگى چهره اش بر سياهى محاسنش غلبه مى كند»

د. «وجهُهُ كالدّينار و اَسنانه كالمنشار...»[5] «چهره اش مانند دينار گرد و گلگون و دندان هايش مانند شانه، ظريف و منظم است».

ه. «المهدى طاووس اهل الجنّة عليه جلابيبُ النّور»[6] ؛ «مهدى، طاووس بهشت است كه هاله اى از نور، او را احاطه كرده است»

و. «شابّ صبيحُ الوجه...»[7] ؛ «جوانى گشاده روى است»

ز. «شابٌ حسن الوجه»[8] «جوانى زيباروى است»

ح. «وجهُه كالكوكبٌ درّىٌّ»[9] ؛ «چهره اش مانند ستاره درخشان است»

ط. «مسنون الخدّين»[10] ؛ «مهدى داراى گونه هاى كم گوشت است»

ى. «سهل الخدّين على خدّة الأيمن خالٌ كأنّه فتات مسك على رضراضة عنبر»[11] ؛ «گونه هايى نرم با خالى در گونه راست دارد كه مانند دانه مشك بر روى عنبر است»

 

2- پيشانى و ابرو و چشم

حضرت مهدى(عج)، داراى پيشانى گشاده، صاف و روشن است. ابروى آن حضرت(عج) نيز باريك، كشيده و نزديك به هم - اما ناپيوسته - است. چشم هايش سياه و درشت و فرورفته و پلك هاى او درخشنده است.

الف. «المهدى منّى، اجلى الجبهَة اَقنى الأنف...»[12] ؛ «مهدى از من است، پيشانى باز و نورانى و بينى كشيده و باريك دارد»

ب. «اَكحَلُ العَينَين... كثُّ اللحية...»[13] ؛ «ديدگان مباركش سرمه كشيده... محاسن مباركش پر مو است...».

ج. «اَزَجُّ، اَبلَجُ، اَدعَج، اَعيُنُ، اَشَمُّ الأنف اَقنى اَجَلى»[14] ؛ «ابروهاى كشيده، صورتى نيكو، ديدگان مشكى، بينى باريك و نيكو خميده، و پيشانى باز و درخشان دارد»

د. «مُشرِفُ الحاجبين، غائرُ العينين»[15] ؛ «او بلند ابرو است و چشمانى فرو رفته  دارد».

 

3- قامت و رنگ بدن و صورت

امیرالمومنین امام على (علیه السلام) فرموده اند: «يخرجُ رَجُلٌ مِن وُلدى فى آخِرِ الزّمان ابيضُ اللون مُشرَبٌ بالحُمرَة مُبدَحُ البَطنِ عَريضُ، عَظيمُ مُشاشِ المنكبين، بِظَهرِه شامَّتانِ : شامَّةٌ على لَونِ جِلده و شامَّةٌ على شبهِ شامّة النبى»[159] ؛ «مردى از فرزندان من در آخرالزمان ظهور مى كند كه صورتى نقره فام و چهره اى گلگون دارد. شكمش پهن، ران هايش پر گوشت و شانه هايش عريض است. در پشت او دو علامت هست كه يكى به رنگ پوست و ديگرى شبيه مهر نبوّت است».

 

4- سر و مو

امام على (علیه السلام) فرموده اند: «حَسَنُ الوَجه، حَسَنُ الشِعر يَسيلُ شعرُه على مِنكَبَيه...»[16] ؛ «چهره اى زيبا و موهايى جاذب دارد كه بر شانه هايش فرو ريخته است».

«بشعر قطط»[17] ؛ «مويش كمى مجعّد است».

 

5- در سيماى جوانان

امام رضا (علیه السلام)  فرموده است: «علامَتهُ اَن يكون شيخ السنّ شاب المنظر حتى اَنَّ الناظِرَ اِلَيه لَيَحسبه ابن اربعين سنة اَو دونَها و اِنّ مِن علاماتِهِ اَن لا يَهرِمَ بمرور الايام و الليالى حتى يأتى اَجَلُه»[18] ؛ «نشانه مهدى آن است كه در سن پيرى است؛ ولى جوان به نظر مى آيد. هر كسى او را ببيند، گمان مى كند كه چهل سال يا كمتر دارد. يكى ديگر از نشانه هاى او اين است كه با گذشت زمان، تا هنگام رسيدن اجل، اثر پيرى در او مشاهده نمى شود.»

 

6- اوصاف اخلاقى و درونى

1- امام حسين (علیه السلام)  مى فرمايند: «تَعرِفون المهدى بالسَّكينةِ و الوقارِ و بمَعرِفَةِ الحَلالِ و الحَرامِ و بِحاجَةِ النّاسِ اليه و لا يحتاجُ الى احد»[19] ؛ «مهدى را با سكينه و وقار، شناخت حلال و حرام، نياز همگان به او و بى نيازى او از همه خواهيد شناخت.»

2- در روايت ديگرى آمده است: «يكونُ اَولى بالنّاسِ من اَنفُسِهِم و اَشفَقَ عليهم من آبائِهم و اُمّهاتهم و يكونَ اَشَدّ الناس تَواضُعا للّهِ عَزَّ و جَلَّ و يكونُ اخَذَ النّاسِ بِما يَأمُرُ به و اَكَفَّ النّاس عَمّا يَنهى عنه»[20] ؛ «او براى مردم از خودشان اولى تر، از پدر و مادرشان مهربان تر و در برابر خدا، از همه متواضع تر است. آنچه به مردم فرمان مى دهد، خود بيش از ديگران به آن عمل مى كند و آنچه مردم را از آن نهى مى كند، خود بيش از همگان از آن پرهيز مى كند».

3- دلالته فى خصلتين: فى العلم و استجابَةِ الدَّعوةِ و كلِّ ما أخبَرَ بِهِ من الحوادثِ الّتى تَحدُثُ قبلَ كونِها فذلك بعَهد معهود اليه من رسول الله (صلی الله علیه و آله) توارَثَه عن آبائه عنه (علیه السلام) »[21]؛ «مهدى، دو نشانه بارز دارد كه با آنها شناخته مى شود: دانش بيكران و استجابت دعا. آنچه از رويدادها پيش از وقوع آنها سخن بگويد، به صورت پنهانى است كه توسط پدران خود، از رسول خدا(ص)، به ارث برده است»

4- امام رضا (علیه السلام)  فرموده است: «... يكونُ اَعلَمُ النّاس و اَحكَمُ النّاس و اَتقى النّاس و اَسخَى النّاس و اَعبَدُ النّاس... و يكونُ مُحَدِّثا»[22] ؛ «... او داناترين مردم و حكيم ترين، پرهيزگارترين، بردبارترين، سخى ترين و عابدترين آنان است و فرشتگان با او سخن مى گويند».

İmage

سوال 3: آیا جایز است که اسم ولقب خاص امام زمان علیه السلام در مجامع عمومی گفته شود؟

پاسخ: حضرت مهدي(ع) همنام با پيامبر(ص) و هم کنیه با آن وجود شريف است. نام آن حضرت « م ح م د » و کنیه ی او ابوالقاسم است. در بعضي احاديث معتبر، تصريح به اين نام در مجالس عمومي منع شده است. (1)

پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «لا يسمه باسمه ظاهراً قبل قيامه الا كافر به؛ در آشكارا نام او را تا قبل از قيام او، جز كافر به او نمي‌برد.» (2)

امام باقر(ع) نيز فرموده است: «لا يسميحتي يظهر امره؛نام او نبايد برده شود تا اينكه امر (قيام) او آشكار شود.» (3)

از امام رضا(ع) نقل شده است: «لا يسمي باسمه بعد غيبة احد حتي يراه و يعلن باسمه فليسمه كل الخلق؛ كسي نام او را پس از غيبت او نبرد تا زماني كه او را ببيند و نامش آشكار شود و تمام مردم نام او را ببرند.» (4)

امام حسن عسكري(ع) مي‌فرمايد: «لا يحل لاحد ان يسميه و يكنيه بكنيته الي ان يظهر الله دولته و سلطنته؛ براي هيچ كس حلال نيست كه نام و كنيه ی او را ببرد تا وقتي كه خدا دولت و حكومتش را آشكار سازد.» (5)
بر اساس اين دسته از روايات ـ كه نامبردن آن حضرت تا زمان ظهور منع شده است ـ بسياري از عالمان شيعه تصريح و تلفظ نام شريف آن حضرت را حرام دانسته‌اند و لذا براي اينكه اين نام تلفظ  نشود در نوشته‌ها به صورت «م‌ح‌م‌د» مي‌نويسند اگر چه نوشتن به صورت «محمد» حرام نيست.

البته برخي از عالمان شيعه (مانند خواجه نصير طوسي) تلفظ نام اصلي را هم جايز دانسته‌اند و از زمان شيخ بهايي به بعد در اين مسأله بين عالمان شيعه اختلاف نظر و رأي پديد آمد. (6)

گروهي از عالمان شيعه (مانند شيخ مفيد،شيخ صدوق، علامه طبرسي، محقق داماد، مرحوم مجلسي،محدث نوري و ...) به زبان آوردن نام اصلي حضرت را حرام دانسته‌اند.

گروه ديگر از عالمان شيعه (مانند شيخ انصاري، شيخ حر عاملي و ...) ذكر نام اصلي حضرت مهدي(ع) را حرام ندانسته و روايات منع را مربوط به زمان غيبت صغري مي‌دانند كه جان آن حضرت از طرف حكومت وقت در خطر بوده‌است. اين گروه در تاييد نظر خود، روايات و زياراتی را كه در آن ها نام اصلي حضرت مهدي(ع) تصريح شده است ذكر مي‌كنند.

از آنجا كه بيشتر روايات، نام بردن را تا زمان ظهور ممنوع شمرده‌اند؛ لذا بسياري از عالمان شيعه ذكر و تلفظ نام شريف حضرت مهدي(ع) را سزاوار نمي‌دانند و مي‌فرمايند بهتر است تصريح به نام اصلي آن وجود شريف نشود.

برخي نيز معتقدند حرمت ذكر نام حضرت درجايي است كه مخالفان و دشمنان اهل بيت و امام زمان(ع) حضور دارند.

گفتني است تلفظ نام و كنيه ی مخصوص حضرت مهدي(ع) در اين موارد بدون اشكال است:

1.در نوشته‌ها: حتي كساني كه ذكر نام محمد را حرام مي‌دانند، نوشتن آن در كتاب‌ها را حرام ندانسته‌اند.

2.به صورت اشاره و رمز: مي‌توان گفت نام آن حضرت مانند نام رسول خدا و كنيه ی او مانند كنيه ی رسول خدا است و نيز مي‌توان به صورت رمز  م ح م د تلفظ نمود.

3.در دعا و مناجات در غير مجالس عمومي.

4.ذكر نام آن حضرت به صورت پنهاني و در قلب. (7)

[تصویر:  yellow_bouquet.gif]پی نوشت ها:

1.ترجمه، مكيال المكارم، ج2،ص188
2.مستدرك الوسائل، ج12، ص285
3.كافي،ج1، ص525
4.مستدرك،ج12، ص285
5.مستدرك،ج12،ص285
6.مكيال المكارم، ج2، ص190
7.ترجمه مكيال المكارم، ج2، ص188

نام ها و القاب حضرت مهدی (عج)


تاریخ انتشار پست : 9 مرداد 1393 بازدید : 113
بسم الله الرحمن الرحیم

İmage

سوال 2: حضرت صاحب الزمان (عج) مسمّا به چه نامها و القابی هستند و کنیه ی ایشان چیست؟

İmage پاسخ: در احادیث رسول اكرم صلى الله علیه و آله و ائمه ی معصومین علیهم السلام القاب متعددى براى امام مهدى عجل الله فرجه الشریف ذكر شده است. در این میان مى توان به القابى مانند « القائم، المنتظر، المهدى، الحجه، المنصور، الخلف الصالح، صاحب الزمان، بقیه الله و ...» اشاره كرد. البته نام خاص ایشان، نام پیامبر (ص) است،اما طبق روایات نباید تا زمان ظهور، ایشان را به این نام صدا کرد. البته مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه ی امام عصر عليه السلام با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى عليه السلام ذكر می كند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباطهاى شخصى و استحسانهاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اينصورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. کنیه ی ایشان نیز، همان کنیه ی پیامبر یعنی ابوالقاسم است.

منبع

ولادت امام زمان (عج) در چه تاریخی است ؟


تاریخ انتشار پست : 8 مرداد 1393 بازدید : 130
بسم الله الرحمن الرحیم


İmage

این مجموعه توسط تیم مدیریت و کاربران فعال در سایت

ANTI666.IR 

گرد آوری شده است...

--------------------------------------------------------------------------------------

İmage


سوال 1: ولادت با سعادت امام زمان علیه السلام به اجماع اکثر روایات در چه تاریخی است؟

İmageپاسخ: در مورد تاريخ تولّد امام مهدي (عج) چهارقول وجود دارد:

اول:اين قول که معروف ترين و مستندترين قول است، تاريخ تولّد آن حضرت را نيمه ی شعبان سال 255 هـجری قمری مي داند. ثقة الإسلام کليني مي نويسد:

«وُلد ـ عليه السلام ـ للنصف من شعبان سنةَخمس و خمسين و مئتين؛ امام مهدي ـ عليه السلام ـ در نيمه ی شعبان سال دويست و پنجاه و پنج هجري قمري متولد شده است.» (1)

علامه مجلسي در بحارالأنوار نيز همين تاريخ را ذکر مي کند. (2)

از شهيد اوّل (ره) نيز نقل شده است که:
«ولد ـ عليه السلام ـ بسّر مَنْ رأي يومَ الجمعة ليلا خامس عشر شعبان سنة خمس و خمسين و مأتين؛ امام مهدي ـ عليه السلام ـ در سامرا، جمعه شب،در پانزدهم شعبان 255 هـ.ق به دنيا آمد.» (3)
ابن خلکان، يکي از علماي اهل سنّت نيز همين تاريخ را تاريخ ولادت امام مهدي عليه السلام مي داند. (4)

دوم:در برخي از مآخذ، تاريخ تولّد حضرت مهدي (عج) سال 256 هجري ضبط شده است. کتاب کمال الدين (5) شيخ صدوق و الغيبة (6) شيخ طوسي، از جمله ی اين منابع است.
سوم:ابو جعفر محمّد بن جرير طبري، تاريخ ولادت امام مهدي عليه السلام را سال 257 هـ.ق دانسته است. (7)
چهارم:برخي مانند علي بن عيسي اربلي (8) و ابن اَبي الثلج بغدادي (9) تاريخ ولادت امام مهدي (عج) را سال 258 هـ.ق ذکر کرده اند.
همان گونه که از شهيد اوّل نقل شد، مکان ولادت آن حضرت، شهر سامراء است (10) که در نزديکي شهر بغداد قرار دارد. اين شهر، بعد از شهادت امام رضا عليه السلام در دوره ی حکومت معتصم عباسي بنا گرديد.
[تصویر:  yellow_bouquet.gif]پی نوشت ها:

1.محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي، ترجمه جواد مصطفوي، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، ج2، ص449

2.مجلسي،محمدباقر، بحارالأنوار، ج51، ص2

3.همان،ج51، ص28

4.همان،ج51، ص24

5.کمال الدين، صدوق، قم، انتشارات جامعه مدرسين، 1405ق، ص432

6.شيخ طوسي، الغيبة، ص139 و 147
7.محمد بن جرير طبري، دلائل الامامه، قم، منشورات رضي، چاپ سوم، ص271 و 272

8.علي بن عيسي اربلي، کشف الغّمه، تبريز، مکتبة بني هاشمي، 1381ق، ج3، ص227
9.ابنابي الثلج بغدادي، تاريخ الائمه، قم، مکتبة بصيرتي، ص15

10.بحارالأنوار،همان، ج51، ص28


مفاسد آخر الزمان


تاریخ انتشار پست : 15 بهمن 1392 بازدید : 201
بسم الله الرحمن الرحیم


مفاسدی که در آستانه انقلاب حضرت مهدی (عج) فراگیر می شود , بسیار است. امام صادق (ع) در روایتی , نوع مفاسدی که در آخر الزمان رایج می شود و بعضی از آن ها جنبه اجتماعی و سیاسی و بعضی جنبه جنبه اخلاقی دارد را پیش بینی کرده است. حضرت می فرماید :


1- آنگاه که دیدی حق مرده است و اهل حق از میان رفتند.


2- ستم همه جا را فرا گرفته است.


3- قرآن فرسوده شده و بدعت هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است.


4- دین بی محتوا شده , همانند ظرفی که آن را واژگون می سازند.


5- اهل باطل بر اهل حق بزرگی می جویند.




6- و دیدی که شر آشکار است و از آن نهی نمی شود و هر که کار زشت انجام دهد معذورش می دارند.


7- فسق آشکار گردیده و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفاء می کنند.


8- شخص مومن سکوت اختیار کرده و سخنش را نمی پذیرند.


9- شخص فاسق دروغ می گوید و کسی دروغ و افترایش را بر او باز نمی گرداند.


10- بچه کوچک , مرد بزرگ را خوار می شمارد.




ادامه دارد...

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد