یا صاحب الزمان ! ما جمعه را به عشق شما تعطیل کرده ایم ...

تحریف تاریخ جاسوسی با کمک «نیکول کیدمن» +تصاویر

غربی‌ها صد سال قبل با کمک جاسوس زن انگلیسی به نام "گرترود بل" معروف به ملکه صحرا با تجزیه منطقه غرب آسیا، مرزهای جدیدی میان ملت‌ها کشیدند؛ امری اکنون غرب با کمک داعش در حال انجام آن است.
اکثر اخباری که از دهه‌های گذشته از رسانه‌ها در رابطه با منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) منتشر شده، همیشه از آشوب و جنگ خبر داده و این منطقه اکنون نیز به علت درگیری‌های مسلحانه به یکی از ناامن‌ترین نقاط جهان تبدیل شده است. مردم جهان آنقدر نام غرب آسیا یا خاورمیانه را در کنار مفاهیمی مانند کشتار و خونریزی شنیده‌اند که به سختی این سوال برایشان مطرح می‌شود که از چه زمانی و چگونه این منطقه به داغ‌ترین نقطه در تحولات جهان امروز تبدیل گشته است؟ بازخوانی تاریخ و بررسی نقش زنان و مردان جاسوس غربی می‌تواند تا حدودی به این سوال پاسخ دهد.



[تصویر:  1881439.jpg]
 از چه زمانی و چگونه منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) به داغ‌ترین نقطه در تحولات جهان امروز تبدیل گشته است؟
 
فاتح اصلی جنگ جهانی اول، معمار جدید غرب آسیا
جنگ جهانی اول که در سال 1914 شروع و در 1918 به پایان می‌رسد، در تعریف غرب آسیا یا خاورمیانه جدید نقش اساسی دارد؛ این جنگ بین ملل مختلف به بهانه قتل " آرشیدوک فرانسوا فردیناند" ولیعهد امپراتوری اتریش و مجارستان و فرمانده کل نیروهای مسلح، به همراه همسرش هنگام دیدار از شهر (سارایوو) در یوگسلاوی فعلی در روز بیست وهشتم ژوئن 1914 شروع شد.
در این جنگ امپراتوری‌های تزار روسیه، آلمان، اتریش – مجارستان، عثمانی و انگلیس به همراه دیگر کشورها با یکدیگر به جنگ پرداختند که در پایان جنگ فقط امپراتوری انگلیس باقی ماند و امپراتوری روسیه به دلیل انقلاب بلشویکی 1917 و سه امپراتوری دیگر به علت شکست نظامی، در پایان جنگ از بین رفته بودند.
[تصویر:  1881441.jpg]
جنگ جهانی اول به بهانه قتل " آرشیدوک فرانسوا فردیناند" ولیعهد امپراتوری اتریش و مجارستان شروع شد
در طول این چهار سال جنگ، که بیش از 20 میلیون نفر کشته و معلول به‌طور مستقیم برجای گذاشت و به استناد کتاب «قحطی بزرگ و نسل‌کشی در ایران» نوشته حمد قلی مجد، حدود هشت میلیون کشته در ایران به‌طور غیرمستقیم (بر اثر قحطی و انتشار بیماری‌های واگیردار) برجای گذاشت، انگلیس و متحدانش به عنوان فاتحان جنگ، مرزهای جدیدی که به خون میلیون‌ها انسان رنگین شده بود، در دنیا می‌کشند و کشورهای جدید تاسیس می‌کنند.
یکی از مناطقی که توسط انگلیس و متحدانش آن را با ترسیم مرزهای جدید بین خود تقسیم کردند، سرزمین‌های تحت تسلط امپراتوری عثمانی بود؛ در واقع با سقوط حکومت عثمانی، این امپراتوری به بیش از 18 کشور تجزیه شد و خاورمیانه جدید در 100 سال پیش توسط انگلیسی‌ها بوجود آمد.
 
[تصویر:  1881444.jpg]
 یکی از مناطقی که توسط انگلیس و متحدانش آن را با ترسیم مرزهای جدید بین خود تقسیم کردند، سرزمین‌های تحت تسلط امپراتوری عثمانی بود. نقشه مناطق تحت حکومت عثمانی را نشان می‌دهد
 
نقش استراتژیک نفوذی‌های انگلیس در تجزیه عثمانی و ایجاد خاورمیانه جدید
انگلیس قبل از جنگ جهانی عواملی را روانه سرزمین‌های حکومت عثمانی کرده بود تا علاوه بر کسب اطلاعات، تجزیه از درون این امپراتوری را کلید بزند که اکنون با گذشت بیش از 100 سال از جنگ جهانی اول، نقش جاسوسانی چون ادوارد لورنس، گرترود بل و همفر به تدریج در این رابطه آشکار شده است.
همفر که در اقدامی بر پایه سیاست‌های استعماری انگلیس دست به توطئه مذهبی زد و با کمک به محمدبن‌عبدالوهاب، پایه‌های مذهب جعلی وهابیت را بنا نهاد تا تکفیری‌های تروریست امروزی از دل آن بیرون بیایند و منطقه را به هرج و مرج بکشند.
توماس ادوارد لورنس افسر نظامی – اطلاعاتی انگلیس نیز یکی از مشهورترین جاسوسان عملیاتی انگلیس در عمق خاک عثمانی بود؛ وی با عنوان باستان‌شناس و علاقه‌مند به تاریخ بین‌النهرین وارد سرزمین‌های عربی شد. علاوه بر مطالعه و تحقیق گسترده در خصوصیات قومیت‌ها و ارتباط با بزرگان و روئسای قبایل عرب، زمینه‌های شورش اعراب بدوی و صحرانشین را ضدحکومت عثمانی را رقم زد. لورنس در قامت مستشار نظامی قبایل را آرایش نظامی داد و قبایل را در کنار هم در خدمت اهداف استعماری انگلیس قرار داد. در واقع لورنس موفق شد اعراب را ترغیب به قیام مسلحانه و برضد عثمانی سازماندهی کند و با کمک آنان عثمانی را براند. لورنس فرهنگ اعراب را مطالعه می‌کرد و نه تنها زبان عربی را بلکه لهجه‌های قبایل مختلف را هم آموخته بود. او لباس عربی می‌پوشید و با مردان قبایل بیابانی زندگی می‌کرد و به همین دلیل لقب لورنس عربستان به او داده شد.
[تصویر:  1881442.jpg]
 توماس ادوارد لورنس (سمت چپ) معروف به لورنس عربستان افسر نظامی – اطلاعاتی انگلیس، یکی از مشهورترین جاسوسان عملیاتی انگلیس در عمق خاک عثمانی بود
اما یکی دیگر از نفوذی‌های بسیار مهم انگلیس در عمق سرزمین‌های عربی حکومت عثمانی، خانمی به نام "گرترود بل" (Gertrude Bell) بود که کمتر در رابطه با او در رسانه‌ها صحبت شده است. گرترود بل شاگرد نخست تاریخ اکسفورد، جغرافیادان، ادیب، عکاس، نقاش، باستان شناس، بیابان‌گرد و کوهنورد بود و در 1913 و یک سال پیش از آغاز جنگ جهانی اول ماموریت پیدا کرد تا در سفری دشوار و خطرناک و در پوشش پژوهش باستان‌شناسی به صحرای نجد عربستان برود و برای ارزیابی قدرت آل رشید حاکم حجاز تا منطقه حائل که تا حالا پای هیچ اروپایی به آن منطقه باز نشده بود، سفر کند.
[تصویر:  1881443.jpg]
"گرترود بل" یکی دیگر از نفوذی‌های بسیار مهم انگلیس در عمق سرزمین‌های عربی حکومت عثمانی بود که کمتر در رابطه با او در رسانه‌ها صحبت شده است
او در تصمیم‌گیری انگلیس بعد از جنگ جهانی برای منطقه، نقش اصلی را بر عهده داشت: جابجایی حمایت انگلیس در عربستان از آل رشید به آل سعود. زمانی که توماس لورنس در حال انجام ماموریت خود در جدا کردن حجاز از عثمانی و تشکیل کشور عربستان بود، "بل" نیز در حال برنامه‌ریزی و اجرای طرح تجزیه کشور و مستقل عراق بود.
دو سال پیش در همین رابطه نشریه آمریکایی دیلی بیست در گزارشی با عنوان «گرترود عربستان، زنی که عراق را تاسیس کرد»، به شرح فعالیت این مامور اطلاعانی و جاسوس انگلیسی پس از 100 سال می‌پردازد.
[تصویر:  1881447.jpg]
 گرترود بل در میان نظامیان انگلیسی در منطقه
دیلی بیست به ماجرایی اشاره می‌کند که به یک‌صد سال پیش و چند ماه پیش از آغاز جنگ جهانی اول، باز می‌گردد و می‌نویسد بغداد در محاصره یک رژیم وفادار به ترک‌های عثمانی بود، و مقامات ترک در قسطنطنیه با بی‌میلی به گرترود بل، یک زن ۴۵ ساله بریتانیایی که پس از گذراندان ماه‌ها در یکی از ممنوعه‌ترین صحراهای جهان همراه با دسته کوچکی از مردان وارد بغداد شده بود، اجازه دادند به سفر صحرایی خود ادامه دهد.
آنها بر این باور بودند که او یک باستان‌شناس و اندیشمند غربی بوده و مانند دیگر کاوشگران بریتانیایی است که آنها پیش از آن دیده بودند. اما آن گونه که درگزارش دیلی بیست می‌خوانیم، خانم گرترود در حقیقت جاسوس بود و روئسای انگلیسی‌اش به او گفته بودند اگر به درد سر بیافتد، آنها مسئول نخواهند بود.
[تصویر:  1881440.jpg]
 نشریه آمریکایی دیلی بیست در گزارشی با عنوان «گرترود عربستان، زنی که عراق را تاسیس کرد»، به شرح فعالیت این مامور اطلاعانی و جاسوس انگلیسی پس از 100 سال می‌پردازد
کمتر از ۱۰ سال بعد، گرترود به بغداد بازگشت، در انتخابات دست کاری کرد، یک پادشاه وفادار به بریتانیا را برتخت نشاند، دولت را تجدید سازمان کرد، و مرزهای نقشه عراق امروز را مشخص ساخت.
در واقع بل با همکاری دیگر عوامل انگلیس، خاندان هاشمی را از حجاز به اردن کوچ داد و پس از جنگ جهانی اول، دو پسر حسین الهاشمی (معروف به شریف حسین) یعنی فیصل و عبدالله را به پادشاهی دو کشور عراق و اردن رساند. پس از آنکه در ۲۳ اوت ۱۹۲۱ فیصل در مراسمی در مرکز بغداد به عنوان پادشاه عراق منصوب شد، "بل" در جایی نوشت: «ما تاج را بر سر پادشاه خود گذاشتیم».
[تصویر:  1881445.jpg]
مراسم  تاج گذاری "فیصل اول" پسر حسین الهاشمی (معروف به شریف حسین) که با هدایت گرترود بل به عنوان  نخستین پادشاه عراق منصوب شد
[تصویر:  1881446.jpg]
"عبدالله اول"، برادر فیصل اول و پسر دیگر پسر حسین الهاشمی (معروف به شریف حسین)، که با هدایت گرترود بل به عنوان نخستین پادشاه اردن هاشمی منصوب شد
 
فیلم ملکه صحرا و تصویر انحرافی از گرترود بل جاسوس
سال گذشته میلادی "ورنر هرتزوک" کارگردان خوب آلمانی فیلم «ملکه‌ صحرا» را بر اساس زندگی گرترود بل (1868 تا 1926 میلادی) که نقش او را نیکول کیدمن بازی می‌کرد، ساخت. این فیلم یک درام عاشقانه به مخاطب عرضه می‌کند تا جلوی هر تصویر دیگری از گرترود بل که همان جاسوسی است، گرفته شود. استفاده از نیکول کیدمن نیز برای ارائه چهرای بسیار مهربان و لطیف، و عاشق زیبایی‌های دنیا از گرتورد بل در همین راستا صورت گرفته است.
با این حال در سکانس ابتدایی فیلم نشان داده می‌شود که چطور چرچیل و دیگر مسئولان انگلیسی در حال کشیدن مزها و مناطق جدید تحت حکمرانی خود در کشور تجزیه شده عثمانی هستند است؛ در این سکانس از گرترود اسم برده می‌شود که او از همه بهتر این منطقه و مردمش را می‌شناسد.
[تصویر:  1881448.jpg]
فیلم «ملکه‌ صحرا» یک درام عاشقانه به مخاطب عرضه می‌کند تا جلوی هر تصویر دیگری از گرترود بل که همان جاسوسی است، گرفته شود
جالب آنکه گرترود اولین سفر جدی خود را به ایران و تهران داشته که در این سفر زبان فارسی را یاد می‌گیرد و به شعر حافظ نیز علاقه زیادی نشان می‌دهد. البته متاسفانه هرتزوک با اینکه در این فیلم از موسیقی آواز ایرانی استفاده کرده، اما مردم ایران را با لباس‌هایی عربی به نمایش درمی‌آورد و فضای بازار ایران را نیز شبیه کشورهای عربی نمایش می‌دهد که بسیار جای تعجب دارد.
«ملکه‌ صحرا» به طرز خیلی ناشیانه‌ای اصرار دارد که بگوید گرترود جاسوس نیست و سه بار در فیلم، نیکول کیدمن این دیالوگ را که "من جاسوس نیستم" را به زبان می‌آورد و همچنین در ابتدای فیلم، گرترود و لارنس عربستان را باستان‌شناس معرفی می‌کند.
 
[تصویر:  1881450.jpg]
تناقض اصلی «ملکه‌ صحرا» نیز در اصرار گرترود در سفرهایش به مناطق مختلف اعراب مبنی بر دیدار با امیران و یا شیخ‌های هر قوم و قبیله است که هیچوقت علت و ارتباط این ملاقات‌های او در فیلم پاسخ داده نمی‌شود
جالب آنکه در اواخر فیلم رابطه عاشقانه میانه سفیر انگلیس در دمشق و گرترود را به تصویر می‌کشد که در طول سفر با یکدیگر با نامه در ارتباط هستند و گرترود خاطراتش را برای او می‌نویسد؛ در این خاطرات گرترود می‌خواهد که اطلاعات استراتژیک بدست آمده از "ابن رشید" و "ابن سعود" را در اختیار کنسولگری قرار دهد!
تناقض اصلی «ملکه‌ صحرا» نیز در اصرار گرترود در سفرهایش به مناطق مختلف اعراب مبنی بر دیدار با امیران و یا شیخ‌های هر قوم و قبیله است که هیچوقت علت و ارتباط این ملاقات‌های او در فیلم پاسخ داده نمی‌شود.
البته در آخر فیلم از زبان فیصل و عبدالله گفته می‌شود که گرترود بل در نقش یک عرب‌شناس، آنها را پادشاه اردن و عراق کرد و در نوشته آخر فیلم آمده است که گرترود بل مرزهای پاداشاهی آنها را محدود کرد و با راهنمایی او، انگلیس به "ابن سعود" کمک کرد که حکومت عربستان را بدست بگیرد.
[تصویر:  1881449.jpg]
«ملکه‌ صحرا» به طرز خیلی ناشیانه‌ای اصرار دارد که بگوید گرترود جاسوس نیست و سه بار در فیلم، نیکول کیدمن این دیالوگ را که "من جاسوس نیستم" را به زبان می‌آورد 
 
چرا غرب همچنان به‌دنبال تجزیه بیشتر غرب آسیا است؟
100 سال پیش غرب به سردمداری انگلیس، حکومت عثمانی را که به اسم اسلام حکومت می‌کرد را برنتابیدند و تجزیه کردند و اکنون پس از یک قرن، غرب این بار به سردمداری آمریکا دوباره احساس خطر کرده و دنبال تجزیه بیشتر این کشورهای منطقه هستند تا هسته مقاومت اسلامی که این بار رهبری آن به دست ایران است، کوچک شود و در صورت امکان از بین برود. خاورمیانه جدید که از 100 سال پیش صورت گرفته، گام دومی دارد که اکنون به‌وسیله تکفیری‌هایی که به دست خود غرب ساخته شده، در حال اجرا شدن است.
[تصویر:  1881451.jpg]
خاورمیانه جدید که از 100 سال پیش صورت گرفته، گام دومی دارد که اکنون به‌وسیله تکفیری‌هایی که به دست خود غرب ساخته شده، در حال اجرا شدن است 
غرب نگاه گالیوری به جهان و طرح تجزیه غرب آسیا را شروع کرده است که مشرق گزارشی تصویری با عنوان «نگاهی به استراتژی گالیوری آمریکا» در این رابطه منتشر کرده است. با توجه به این نگاه، غرب نمی‌خواهد قدرت بزرگی  در منطقه غرب آسیا وجود داشته باشد و به همین دلیل از یک قرن پیش تا کنون به دنباله کوچک‌تر کردن مداوم کشورهای این منطقه است.
در این گام جدید، برای تجزیه کشورهایی مانند عراق و سوریه و لبنان، به مانند 100 سال پیش که از شورشی‌ها و بادیه‌نشین‌ها استفاده کردند، بازهم از این عناصر مانند تکفیری‌ها برای پیشبرد تحقق اهداف استعماری در حال بهره بردن هستند. نیروهای خشن و بی‌رحمی که بر اساس نظام بدوی تربیت قبیله‌ای که با پول به راحتی خریداری می‌شوند و کمی هم از آموزه‌های وهابیت تاثیر پذیرفته‌اند، به نیابت از استعمارگران هر جنایتی را انجام می‌دهند.
[تصویر:  1881452.jpg]
 تکفیری که از تلاش‌های جاسوسان انگلیس و مثلث ادوارد لورنس، گرترود بل و چرچیل (عکس بالا) بیرون آمده، اکنون بار دیگر برای غرب به دنبال کشیدن مرزهای جدید آغشته به خون میلیون‌ها انسان بی‌گناه بین ملت‌های منطقه هستند
در واقع مدل جنگ نیابتی را غرب صد سال قبل با نیروهای "ابن سعود" راه انداختند و الان هم با نیروهای تکفیری ادامه می‌دهند. این گروه‌های تکفیری مثل یک قرن پیش با اجرای همان خونریزی‌ها و کشتارها در حال اجرای سیاست‌های قدرت‌های بزرگ مانند انگلیس و آمریکا هستند؛ تکفیری که از تلاش‌های جاسوسان انگلیس و مثلث ادوارد لورنس، گرترود بل و چرچیل بیرون آمده و اکنون با خونریزی شبیه صد سال پیش، بار دیگر به دنبال کشیدن مرزهای جدید آغشته به خون میلیون‌ها انسان بی‌گناه بین ملت‌های منطقه هستند.

برچسب ها : -----
rss نوشته شده در 4 اردیبهشت 1396 و در ساعت 11:42 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

جاسوسی آمریکا با"انگری بردز"و"گوگل مپ"

نشریات آمریکایی و انگلیسی از استفاده سرویس‌های جاسوسی‌ آمریکا و انگلیس در جاسوسی از شهروندان پرده برداشتند.

به گزارش فارس، خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت: بنابر تعدادی از اسنادی که «ادوارد اسنودن» مامور پیشین سازمان جاسوسی آمریکا منتشر کرده است سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس از تلفن‌های همراه هوشمند برای جاسوسی و دسترسی به اطلاعات شخصی شهروندان استفاده کرده‌اند.
 
بنابر اطلاعاتی که «نیویورک‌تایمز» و «گاردین» منتشر کرده‌اند به این منظور برنامه‌های «انگری بردز» و «گوگل مپ» هدف جاسوسی‌های آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) و مرکز اصلی ارتباطات انگلیس (GCHQ) قرار گرفته‌اند.


 
بر اساس این گزارش، به این ترتیب می‌توان در بین دیگر اطلاعات به محل کاربران و جنسیت آنها پی برد. درباره این برنامه توضیحاتی ارائه نشده است اما هر 2 سازمان جاسوسی به صورت معمول با استفاده از برنامه‌های یاد شده به اطلاعات شخصی کاربران دسترسی داشته‌اند.
 
افشای جاسوسی‌های آمریکا در ماه‌های گذشته باعث شد تا انتقادهای فراوانی در جامعه جهانی و حتی در داخل آمریکا متوجه دولت این کشور شود. به طوری که «باراک اوباما» رئیس‌جمهور این کشور خواستار اصلاحات در اقدامات سازمان‌های جاسوسی شد.

برچسب ها : ------
rss نوشته شده در 8 بهمن 1392 و در ساعت 05:40 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

نگاهی به معروف‌ترین زنان جاسوس تاریخ + تصاویر

اغلب با شنیدن واژه "جاسوس"، تصویر یک مرد در ذهن‌مان شکل می‌گیرد. حال آنکه در طول تاریخ کم نبوده‌اند زنانی که با انتقال محرمانه اطلاعات، سرنوشت جنگ‌ها و کشورها را دگرگون ساخته‌اند. استفاده از زنان برای جاسوسی دو دلیل عمده دارد: نخست آن که زنان سوء ظن کم‌تری را برمی‌انگیزند. برای نمونه، در طول جنگ جهانی دوم، احتمال اینکه مردان، برخلاف زنان فرانسوی توسط نازی‌ها مورد بازجویی قرار گیرند بسیار بالا بود. از همین روی، در آن دوره تعداد زنان جاسوس به طرز چشمگیری افزایش یافت و دوم اینکه زنان همواره قادر بودند با استفاده از جذابیت ظاهری‌شان مردان را فریب دهند و به فاش‌ساختن اطلاعات اغوا کنند.

زنان جاسوس را باید به دو دسته جاسوسان عادی و جاسوسانی که به "پرستو" شهرت یافته‌اند تقسیم کرد.

زنان جاسوس که از آنها تحت عنوان "پرستو" نام برده می‌شود، با استفاده از نقطه ضعف سیاستمداران و مقامات شهوت‌ران، با بکارگیری حربه‌های جنسی، طرح سرویس‌های اطلاعاتی متبوع‌شان را پیاده می‌کردند.

نگاهی به سوابق معروف‌ترین این پرستوها نشان می‌دهد که غالب آنها ریشه‌ای یهودی داشته و در خانواده‌هایی با نسب یهودی پرورش یافته‌اند. اینکه چه عاملی منجر به وجود پرستوهای بسیار از قوم یهود شده است خود نیاز به بحث مفصل و مستدل جداگانه دارد اما آنچه با توجه به شواهد تاریخی و مصداق‌های موجود می‌توان گفت این است که جاسوسی و پرورش پرستو به  سلاحی پنهان در دست این قوم تبدیل شده و هریک از افراد این جامعه نه‌چندان وسیع اما با نفوذ و هوشمند، به‌طور بالقوه توانایی تبدیل‌شدن به یک جاسوس یا پرستو را دارا هستند.


جاسوسی زنان به عنوان "دشمن درون"

هندیان باستان با استفاده از این واقعیت که حتی قوی‌ترین مردان هم ممکن است تسلیم جذابیت زنان ‌شوند، به‌کارگیری جاسوسان و عوامل زن را به حد اعلای خود رسانیده بودند. زنان به طور خاص در صف اول عملیات ضدجاسوسی شرکت داشتند. در زمان هند باستان، جاسوسان زن جاسوسان خارجی را پس از شناسایی سیاه‌مست می‌کردند و به قتل می‌رساندند.

در تاریخ چین نیز به جاسوسان زن اشاراتی شده است. در "دوران بهار و پاییز" چین، یعنی ۴۷۶-۷۷۰ پیش از میلاد، حکومت "وو" در چین حکومت همسایه خود، یعنی "یو"، را فتح کرد و پادشاه یو، "گو جیان" را به اسارت درآورد. گو جیان به محض آزاد شدن به فکر انتقام افتاد. اما چون از نظر قوای نظامی توان رقابت با یو را نداشت نقشه‌ای برای تضعیف حکومت وو از داخل طرح‌ریزی کرد. بدین منظور، از وزیر خود خواست تا ده تن از زیباترین زنان را انتخاب کند، تا دو تن از آن‌ها را به سرزمین وو بفرستند.

این دو زن، جاسوسان تعلیم‌دیده‌ای بودند که هدف‌شان تشویق "فو چای" به گسترش منابع نظامی خود و شروع جنگ با همسایگانش و ایجاد اختلاف میان او و وزیر کاردیده‌اش بود. وزیر ارشد فوراً از نقشه این دو آگاه شد و به پادشاه هشدار داد، اما فو چای اعتنایی نکرد. این دو زن به قدری توجه فو چای را از امور مملکتی منحرف ساختند که کشور دچار قطحی شد. سپس فو چای تحت تأثیر دو معشوقه‌ جاسوسش، جنگ با حکومت همسایه، "کی" را آغاز کرد. گو جیان نیز فرصت را غنیمت شمرد و پس از مدت‌ها انتظار به وو حمله کرد و طی جنگی ۹ ساله وو را شکست داد. در پایان، فو چای که از نقشه آن دو زن آگاه شده بود پیش از خودکشی توانست یکی از آن دو را به قتل برساند، اما دیگری گریخت. نام این دو زن در افسانه‌های چین به عنوان وطن‌پرستانی فداکار و زنانی که تاریخ چین را دگرگون ساختند جاودان ماند!

در سال ۱۹۴۲ میلادی نیز "فرانکلین دلانو روزولت" برای اطمینان از پیروزی در جنگ، نخستین آژانس جاسوسی آمریکا یعنی دفتر خدمات استراتژیک (office of strategic services) را تأسیس کرد و برای جذب نیرو فراخوان داد و زنان بسیاری برای به این فراخوان پاسخ مثبت دادند.

زنان OSS پا به پای همکاران مردشان در مناطق جنگی و دوشادوش یکدیگر به فعالیت پرداختند. جالب‌تر آن که، تعدادی از آن‌ها برای انجام عملیات خرابکارانه و زیر نظر گرفتن حرکت نیروهای دشمن ، با چتر وارد قلمرو دشمن شدند.

یکی از عوامل oss زنی به نام جولیا چایلد بود. او پس از کنار گذاشتن حرفه جاسوسی به نوشتن کتاب‌های آشپزی و اجرای برنامه‌های تلویزیونی روی آورد، بی‌آنکه کلامی درباره حرفه پیشینش به زبان بیاورد.


جولیا چایلد، جاسوس سابق که پس از بازنشستگی به حرفه‌ مجری‌گری پرداخت

یکی از تحلیلگران باسابقه اطلاعات آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) ، "مری مک‌کارتی" (Marry Mc Carthy) ، به انتقال اطلاعات مربوط به برنامه نظارتی دولت بوش و زندان‌های مخفی خارج از کشور به روزنامه واشنگتن‌پست در سال ۲۰۰۶ میلادی محکوم شد. مک‌کارتی در پی این اقدام هم شغلش را از دست داد و هم حقوق بازنشستگی خود را پس از ۲۰ سال کار کردن در فضای اطلاعاتی. او همواره ادعا کرده است که دولت بوش در این باره اشتباه کرده است.

براساس اطلاعات منتشره در حجم گسترده‌ای از کتاب‌هایی که در سال‌های اخیر با چاپ رسیده‌، تا چند دهه پس از پایان جنگ جهانی دوم این شایعه مطرح شده بود که زنان در انجام مأموریت‌ها خیلی سریع دستپاچه می‌شدند. به گفته "ملیسا ماهل" یکی از سران پیشین سیا، با اینکه ۴۰ درصد از نیروی کار سیا را در سال ۱۹۹۱ میلادی زنان تشکیل می‌دادند، تنها ۱۷ درصد از افسران عملیات زنان بودند. در سال ۱۹۹۶، ملیسا ماهل خود تا مدت‌ها تلاش می‌کرد افسران مافوق خود در NSA را متقاعد کند تا به او اجازه دهند "خالد شیخ محمد" را در خیابان‌های قطر "برباید". اما این اجازه به او داده نشد و NSA نقشه FBI را پیاده کرد و از دولت قطر رسماً درخواست کرد که این تروریست را دستگیر کنند و به آنان تحویل دهند اما خالد محمد از این موضوع اطلاع یافت و دیگر دیده نشد تا سال ۲۰۰۱ میلادی پس از حادثه ۱۱ سپتامبر که باور دارند طراحی نقشه آن بر عهده او بوده است. بنا به گفته مقامات پنتاگون، محمد اکنون در گوآنتانامو زندانی است.


سارا اِما اِدموندز، جاسوس مردنما (۱۸۹۸-۱۸۴۱)


سارا اِما ادموندز، متولد کانادا بود. او دوران کودکی بسیار سختی داشت. پدرش همواره آرزو داشت که پسری داشته باشد و به همین دلیل برخورد مناسبی با او نداشت. اِما نیز برای جلب رضایت پدر می‌کوشیده رفتار پسرانه‌ای از خود نشان دهد و به همه ثابت کند که زیر این پوست دخترانه، در حقیقت پسری نهفته است. اِما چون هیچ گاه نتوانست پدر خود را راضی نگاه دارد از خانه گریخت و به آمریکا رفت و از آن پس آمریکا را کشور اصلی خود دانست.

وقتی نخستین فراخوان ثبت نام در ارتش متحد آمریکا (Union army) ابلاغ شد، اِما تصمیم خود را گرفت. موهایش را کوتاه کرد، لباسی مردانه خرید، نام "فرانک تامسون" را برای خود برگزید. او پس از چهار بار تلاش برای ثبت نام کردن در نهایت توانست وارد ارتش شود. در سال ۱۸۶۱ میلادی، اِما ادموندز یا فرانک تامسون به عنوان یک پرستار مرد در ارتش آمریکا به خدمت پرداخت. تا اینکه دریافت ژنرال مک‌کللان به دنبال فردی مناسب برای جاسوسی می‌گردد. فرانک تامسون داوطلب شد و در فرصت کوتاهی که داشت شروع کرد به کسب اطلاعات درمورد سلاح‌ها، تاکتیک‌های جنگی، جغرافیا و شخصیت‌های سیاسی. هنگام مصاحبه به قدری همه را تحت تأثیر توانایی‌های خود قرار داد که به این سمت انتخاب شد. این بود شروع فعالیت فرانک تامسون در نقش یک جاسوس. اما تغییر شکل او به همین جا ختم نشد. یک بار برای ورود به ارتش خود را به شکل یک مرد سیاه‌پوست درآورد. برای این منظور پوست خود را با نیترات نقره به حدی تیره کرد که حتی پزشکان بیمارستانی که او پیش‌تر در آن کار می‌کرد نیز او را نشناختند. در یکی دیگر از مأموریت‌هایش برای نفوذ به جبهه دشمن، او خود را به شکل یک زن رخت‌شوی سیاه‌پوست درآورد. سارا اِما ادموندز یازده مأموریت موفقیت‌آمیز را در کارنامه خود به ثبت رسانید.

او در تاریخ ۵ سپتامبر ۱۸۹۸ میلادی به مرگ طبیعی مرد. وی در مورد حس ماجراجویی خود گفته است:

"من ذاتاً عاشق ماجراجویی، کمی بلندپرواز، بسیار رمانتیک هستم. اما حسن میهن‌پرستی راز حقیقی موفقیت من بوده است."

سارا آرونسون (۱۹۱۷-۱۸۹۰) - پرستوی قهرمان قوم یهود

سارا آرونسون یکی از اعضای شبکه جاسوسی یهودی "نیلی" (Nili) بود که در طول جنگ جهانی اول به انگلیس خدمت می‌کرد. گاهی او را "قهرمان نیلی" می‌خوانند.

او درشهر زیخرون یاکوف در فلسطین اشغالی (که در آن زمان بخشی از امپراتوری عثمانی بود) به دنیا آمد و در همان شهر نیز از دنیا رفت. وی مدت کوتاهی نیز در استانبول زندگی کرد.

در مسیر بازگشت از استانبول به حیفا، آرونسون، شاهد آنچه به "قتل عام ارامنه" شهرت یافت، بود. بنا به گفته "حییم هرزوگ"، او پس از مشاهده این رویداد، تصمیم گرفت به نیروهای انگلیس بپیوندد.


پایه‌گذاری حلقه جاسوسی

سارا، به همراه برادرانش آرون و الکس و یکی از دوستانش حلقه جاسوسی نیلی را پایه‌گذاری و رهبری کرد. زمانی که برادرانش برای مأموریت می‌رفتند، او عملیات جاسوسی در فلسطین را رهبری می‌کرد. گاهی نیز خودش برای گردآوری اطلاعات برای انگلیس در سرتاسر قلمرو عثمانی سفر می‌کرد، و اطلاعات به‌دست‌آورده را در مصر به آنان تحویل می‌داد.

در سال ۱۹۱۷ میلادی، الکس که از انتقام عثمانی‌ها وحشت داشت، از او خواست تا در مصر تحت‌حکومت انگلیس بماند اما او بدون توجه به این هشدار، برای ادامه فعالیت‌های شبکه نیلی به زیخرون یاکوف بازگشت.

در سپتامبر ۱۹۱۷ میلادی، نیروهای عثمانی، کبوتر پیغام‌رسان او را به همراه پیامی رمزنویسی‌شده برای انگلیس گرفتند و پیام را رمزگشایی کردند. در اکتبر، عثمانی‌ها شهر را محاصره و مردم بسیاری از جمله سارا را دستگیر کردند. سارا آرونسون پس از چهار روز شکنجه و برای محافظت از همکارانش، توانست به ضرب گلوله، خود را بکشد.

یولاند بیکمن (۱۹۴۴-۱۹۱۱)

یولاند و جاپ بیکمن

یولاند بیکمن در فرانسه به دنیا آمد و در کودکی به همراه خانواده‌اش به لندن نقل مکان کرد. او به زبان‌های انگلیسی، آلمانی و فرانسوی مسلط بود.

با شروع جنگ جهانی دوم، او به نیروی هوایی زنان پیوست و در آنجا اپراتوری بی‌سیم را یاد گرفت. به دلیل مهارت‌های زبانی‌اش و توانایی کار با بی‌سیم به فرانسه اعزام شد.

در سال ۱۹۴۳ میلادی، با گروهبان جاپ بیکمن از ارتش آلمان ازدواج کرد اما اندکی پس از ازدواج‌شان از شوهرش خداحافظی کرد و برای به دست‌آوردن اطلاعات به پشت خطوط دشمن در فرانسه اعزام شد.

به گزارش مشرق، وی در ۱۳ ژانویه ۱۹۴۴ میلادی، توسط گشتاپو دستگیر شد. در پایگاه‌های گشتاپو او را مورد شکنجه قرار دادند اما او به حرف نیامد. سپس او را به زندانی در پاریس منتقل کردند. دوباره در آنجا از او بازجویی کردند و او را شکنجه دادند. او را در سلولی زندانی کردند. به گفته هم‌سلولی‌اش، هدویگ مولر، او به قدری آسیب دیده بود که "به‌ندرت می‌توانست از سلول بیرون برود". در مه ۱۹۴۴ میلادی، او و دیگر عوامل دستگیرشده را به زندان زنان در کارلسروهه آلمان منتقل کردند. بیکمن در طول اسارت خودش را با طراحی و قلاب‌دوزی سرگرم می‌کرد. با سوزنی انگشت خودش را سوراخ می‌کرد و با خون خود بر روی دستمال توالت نقاشی می‌کرد. پس از مدت کوتاهی او را به اردوگاه کار ا جباری داخائو منتقل کردند. سرانجام، در سپیده‌دم روز ۱۳ سپتامبر ۱۹۴۴ میلادی، او را به همراه چهار زن دیگر تیرباران کردند و اجسادشان را سوزاندند.


تزیپی لیونی؛ پرستوی سنگدل


لیونی در ۸ ژوئیه ۱۹۵۸ میلادی در تل آویو، فلسطین اشغالی، به دنیا آمد و در یک خانواده سلطنتی صهیونیستی بزرگ شد.

لیونی فعالیت خود را به عنوان یک عامل ممتاز موساد در پاریس آغاز کرد. وی در اوایل دهه ۸۰ میلادی، بخشی از "گروه پوششی" در پاریس بود. در آن زمان، پاریس کانون مبارزه عوامل موساد با فلسطینیان و افرادی که به صدام در دستیابی به فناوری هسته‌ای یاری می‌رسانیدند، بود.

لیونی، درست مانند همه جاسوس‌های حرفه‌ای، تا کنون از نقش خود در موساد دم نزده است اما برخی کارشناسان بر این باورند که او یکی از عوامل مسموم‌کردن دانشمند هسته‌ای عراقی در سال ۱۹۸۳ میلادی بوده است.

بنا بر مصاحبه‌ای در روزنامه اسرائیلی یدیعوت‌آحارونوت، او یکی از مسؤولان عملیات "خشم خدا" در دهه ۸۰ میلادی بوده است. "خشم خدا" نام عملیاتی مخفیانه بود که برای انتقام از عوامل "حمله به المپیک مونیخ" از سوی موساد اجرا شد. در طی این عملیات ده‌ها نفر که مظنون به دست داشتن در این حمله بودند، ترور شدند.

لیونی در مصاحبه‌ای از فشارهای ناشی از کار کردن به عنوان یک عامل مخفی موساد و نقشش در مأموریتی مخفی در طول جنگ با لبنان گفته است. او حتی نمی‌توانسته به اعضای خانواده‌اش بگوید که یک جاسوس است. وی می‌گوید که کار کردن برای موساد مانند "زندگی همزمان در دو دنیای متفاوت" بود. از یک سو، بسیار به فعالیت‌هایی که انجام می‌دادم افتخار می‌کردم و احساس می‌کردم دارم به امنیت اسرائیل کمک می‌کنم. از سوی دیگر، باید دهانم را بسته نگه می‌داشتم و در این باره کلمه‌ای حرف نمی‌زدم.". او به گفته خودش، حاضر بود در راه کشورش دست به قتل بزند. به گفته لیونی، "کشتار و ترور، با اینکه اقدامی قانونی نیست، اگر در راه کشورتان باشد، کاملاً مشروع است."

پرستوی سنگدل، روابط بسیار گرمی با خاندان آل ثانی داشته است

پس از کناره‌گیری ایهود اولمرت از مقام نخست وزیری رژیم اسرائیل در پی رسوایی‌های مالی سیاسی، رقابت میان لیونی که در آن زمان وزیر خارجه این رژیم بود و شائول موفاز، وزیر حمل و نقل این رژیم برای ریاست بر حزب کادیما شدت گرفت.

پس از گلدا مایر، لیونی دومین نخست‌وزیر زن این رژیم شد. نقطه مشترک دیگر مایر و لیونی، فعالیت جاسوسی در موساد بود. یکی از القاب لیونی "زن آهنین" بود که به این دلیل که وی به عنوان یک آدم‌کش و تروریست با سابقه مشهور بود این لقب به وی داده شده بود. شهرت دیگر لیونی که به وی داده شده بود، "گلدا مایر دوم بود که وی در واکنش به این نام‌گذاری گفته بود" من گلدا مایر دوم نیستم، بلکه "لیونی اول” هستم."

لیونی در دهه هشتاد میلادی نیز عامل موساد در اروپا بود و با اسم رمز "اسپارو" (گنجشک)، با استفاده از روابط جنسی، اطلاعات درخواستی موساد را از شخصیت‌ها و سیاست‌مداران اروپایی جمع‌آوری می‌کرد.


لیمور لیونات (نماینده کنست): لیونی یک همجنس‌باز است و با رایس روابط عاشقانه دارد

علاوه بر این، لیونی از حامیان سرسخت همجنس‌بازان در  اسرائیل بوده است. خود لیونی نیز متهم به همجنس‌بازی و داشتن ارتباط جنسی با سیاستمداران زن است. مهم‌ترین این اتهامات، ارتباط لیونی با کاندولیزا رایس وزیر خارجه پیشین آمریکاست. براساس اخبار منتشر شده، وزیر پیشین آموزش کابینه رژیم صهیونیستی و عضو کنست (مجلس) این رژیم "لیمور لیونات"، لیونی را به داشتن رابطه با رایس و علاقه این دو مقام سیاسی به یکدیگر متهم کرد.


رایس نیز هیچ‌گاه وجود چنین رابطه‌ای را نه‌تنها تکذیب نکرد، بلکه تصریح کرد که یک همجنس‌باز است و برای شریک جنسی خود نیز یک آپارتمان در نیویورک تهیه کرده است.**



والری پلیم؛ پرستوی سوخته

والری پلیم در ۱۹ آوریل ۱۹۶۳ در ایالت آلاسکا در آمریکا به دنیا آمد.

والری پلیم یکی از عوامل پیشین سیا بود که تا همین چند سال پیش هویت اصلیش مخفی بود. تا اینکه در ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۳ میلادی مقاله‌ای درباره ارتباط او با سیا در روزنامه‌ واشنگتن پست با عنوان "مأموریت نیجریه" به چاپ رسید. تحقیقات حاکی از آن است که سرمنشأ این افشا خود کاخ سفید بوده است. پلیم خود بر این باور است که علت این امر، انتقاد همسرش "جو ویلسون" از دولت بوش به دلیل حمله به عراق و دروغ‌گویی در توجیه این تجاوز بوده است. زمانی که نام او در سال ۲۰۰۳ میلادی فاش شد وی رئیس نیروهای عملیاتی مشترک سیا در عراق و مسؤول ده‌ها افسر و تحلیلگر بود. پیش از جنگ عراق بود و او در آن زمان به دنبال شواهدی برای اثبات این امر بود که صدام، دارای سلاح کشتار جمعی است.

والری پلیم سال‌ها در این باره سکوت کرده بود، تا اینکه در اکتبر ۲۰۰۸ میلادی طی مصاحبه‌ای با برنامه "۶۰ دقیقه" شبکه سی‌بی‌اس از جزئیات کاری خود حرف زد.


والری پلیم در کنار همسرش جو ویلسون


او به مدت ۲۰ سال برای سیا کار کرده و به موقعیت بالایی دست یافته بود. برای انجام مأموریت‌هایش به سرتاسر دنیا سفر می‌کرد و به گردآوری اطلاعات و جذب جاسوسان جدید می‌پرداخت. یکی از مأموریت‌هایش جاسوسی برای بخش جدید سیا تحت عنوان "ضد اشاعه" در سال ۱۹۹۸ میلادی بوده است. او خود در این باره می‌گوید: "مأموریت ما این بود که اطمینان حاصل کنیم "آدم‌بدها" به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکنند.

به اذعان خود پلیم، او یکی از افرادی بود که از سوی سیا برای اخلال در برنامه هسته‌ای ایران مأمور شده بود. وی در مصاحبه با شبکه سی‌‌بی‌اس از  عملیاتی با نام "عملیات مرلین" پرده برداشت که طی آن قرار بود پلیم با همکاری سیا نقشه‌های جعلی طراحی و ساخت سلاح هسته‌ای به ایران بفروشد و پس از آن با علنی‌کردن موضوع، غیرصلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران را مطرح کند اما عملیات مرلین هیچ‌گاه انجام نشد و با فاش شدن نام پلیم، دیگر عوامل سیا که با وی همکاری داشتند نیز شناخته شدند و ضربه سنگینی به یکی از حرفه‌ای ترین تیم‌های عملیاتی سیا وارد شد.

پلیم عملیات مشابهی را نیز در مورد عراق انجام داده و این کشور را متهم به خریدن کیک زرد از آفریقای جنوبی کرده بود. در آن زمان، جو ویلسون همسر پلیم، مأمور تحقیق در مورد اتهام مطرح شده از سوی پلیم شد و به نیجریه سفر کرد اما تحقیقات وی راه به جایی نبرد و در مقاله‌ای تحت عنوان "آنچه در آفریقا پیدا نشد" به شرح تحقیقات خود پرداخت.


گلدا مایر (مئیر)؛ مادربزرگ پرستوها

گلدا مایر در سال ۱۸۹۸ میلادی در شهر کی‌یف روسیه و در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد و نزد پدر و خواهرش زبان عبری و انگلیسی می‌آموخت. نخستین همکاری وی با صهیونیست‌ها در سن ۱۷ سالگی و با عضویت در یک اتحادیه کارگری تحت حمایت آن‌ها بود.

پس از آن و در سال ۱۹۲۱ میلادی به عضویت یک سازمان صهیونیستی با مأموریت تشویق یهودیان برای مهاجرت به فلسطین در‌می‌آید. بدین ترتیب مقدمات مهاجرت گلدا به فلسطین اشغالی فراهم می‌شود. وی دو سال در یک مزرعه اشتراکی اسکان داده شد و در آنجا با دیوید بن‌گورین نخستین نخست وزیر اسرائیل آشنا شد. بن گورین از وی و همسرش می‌خواهد نام خانوادگی خود را از "موریس" به دلیل شباهت به نام مسیحیان، به نام عبری مایر (مئیر) تغییر دهد.

پرستوی یهودی در جوانی، افسران مصری را به دام خود می‌کشید

با مهاجرت به بیت‌المقدس، وی فعالیت‌های سیاسی خود را ادامه می‌دهد و همین موضوع موجب اختلاف با همسرش و در نتیجه جدایی آن‌ها می‌شود. مایر با شرکت در جلسات فدراسیون کارگران یهود و انجام مأموریت‌هایی، در سال ۱۹۲۸ میلادی به عنوان دبیر اتحادیه کارگران یهود انتخاب می‌شود. در سال ۱۹۳۴ میلادی در هیئت اجرایی فدراسیون کارگران یهود مشغول به کار شد و در سال ۱۹۴۰ نیز رئیس دفتر سیاسی این فدراسیون شد.

بن‌گورین با پایان جنگ جهانی دوم و افزایش تلاش‌ها برای تشکیل دولت یهودی، به آمریکا رفته و با کمک ۵۰ میلیون دلاری به فلسطین بازمی‌گردد و نخستین سازمان نظامی یهودی به نام هاگانا تأسیس می‌شود. پس از تشکیل هاگانا، مایر به مأموریتی سری برای ملاقات با ملک عبدالله فرستاده می‌شود. مایر سه دوره ملاقات با ملک عبدالله اول، شاه اردن برگزار می‌کند و از وی تضمین‌هایی برای تشکیل کشور اسرائیل می‌گیرد. ملک عبدالله به وی تضمین می‌دهد که به کشور در حال تشکیل اسرائیل حمله‌ای صور نگیرد اما تضمینی نمی‌دهد که کشورهای دیگر به اسرائیل حمله نکنند. مایر در پاسخ به سؤال ملک عبدالله در مورد عجله آن‌ها برای تشکلی دولت یهودی می‌گوید: "ما دو هزار سال برای تشکیل دولت یهود صبر کرده‌ایم، باز هم می‌گویید عجله داریم؟"



بخشی از مستند پخش شده از سیما با موضوع گلدا مایر

برای دانلود اینجا را کلیک کنید


پس از اعلام موجودیت رژیم اسرائیل، شوروی نخستین کشوری بود که رژیم یهودی را به رسمیت شناخت. بن‌گورین به دلیل اصلیت روسی گلدا، از وی می‌خواهد که به عنوان اولین سفیر اسرائیل به شوروی برود. وی در شوروی با استقبال گرم یهودیان این کشور روبرو می‌شود. پس از بازگشت از شوروی، در کابینه بن گورین، به عنوان وزیر کار و تامین اجتماعی فعالیت خود را ادامه می‌دهد.

مایر سپس به سمت وزیر خارجه کابینه منصوب می شود. بن گورین در دفاع از انتخاب خود و در پاسخ به انتقادات از انتخاب یک زن، گلدا را "تنها مرد کابینه اسرائیل" می‌نامد.

نقش اصلی مایر در جنگ معروف به "یوم کیپور" نمود پیدا می‌کند و وی با وجود شکست‌ سنگین ابتدایی نیروهای اسرائیلی، اعلام بسیج عمومی می‌کند اما به دلیل زمان بر بودن فراخوان نیروهای ذخیره، از آمریکا و دولت نیکسون درخواست کمک می‌کند و آمریکا به نفع اسرائیل وارد جنگ می‌شود. مایر شش ماه بعد از یوم کیپور از مقام خود استعفا می‌دهد.

رژیم صهیونیستی به دلیل آگاهی از احتمال حمله کشورهای عرب همسایه، پیش از اعلام تشکیل کابینه یهود، جاسوسانی را به کشورهای مصر، اردن، سوریه و لبنان فرستاده بود. مایر یکی از این جاسوس‌ها بود که در پوشش یک توریست اهل شوروی، وارد اردن شد و در نزدیکی محل اقامت فرماندهان نظامی و افسران اردنی مستقر شد. پس از مدتی و با رفت و آمدهای بسیار، توانست با برخی از این افسران طرح دوستی ریخته و وارد مجالس آن‌ها شود. وی با استفاده از حربه تن‌فروشی، توانست اطلاعات بسیاری از جمله تصمیم اردن برای حمله به اسرائیل را کسب کند. همچنین مایر توانست به برخی تأسیسات نظامی اردن نیز وارد شود و اطلاعات ارزشمندی را کسب کند.

پیش از اعلام رسمی تشکیل اسرائیل و نطق بن گورین، مایر به سرزمین‌های اشغالی بازگشته و در دیدار با سران این رژیم، آن‌ها را از برنامه حمله اردن به اسرائیل مطلع می‌کند. جاسوسان دیگر اسرائیلی نیز اطلاعات مشابهی را از مصر و سوریه به دست می‌آورند و بدین ترتیب اسرائیل در نخستین جنگ خود با همسایگان عربش، پیروز می‌شود.

مایر در کتاب خاطرات خود آرزو می‌کند قبل از آنکه خیلی پیر شود بمیرد و به این آرزوی خود نیز می‌رسد. مایر به بیماری سرطان لنفاوی دچار بود که تا پایان عمرش فاش نشد و یک راز دولتی محسوب می‌شد.

از مایر با عنوان مادربزرگ اسرائیل یاد می شود. وی ازجمله کسانی بود که در تشکیل رژیم یهودی تلاش بسیاری کرد.


مرکل؛ پرستویی که صدر اعظم شد


آنگلا مرکل متولد ۱۹۵۴ میلادی، نخستین صدر اعظم زن آلمان و دومین رئیس زن گروه جی ۸ بوده است.

به گزارش مشرق، پدر وی در آلمان شرقی در رشته الهیات تحصیل کرده و یک کشیش بود. نحوه زندگی خانواده مرکل در آلمان گمانه‌زنی‌ها درباره ارتباط این خانواده با کا.گ.ب و سرویس‌های امنیتی شوروی را بیشتر کرد. در زمان حضور نیروهای شوروری خانواده مرکل به‌راحتی از شرق به غرب آلمان رفت و آمد داشتند؛ مسأله‌ای که برای افراد عادی تقریبا غیر ممکن بود.

وی تحصیلات خود را در دانشگاه لایپزیگ ادامه داد و آنجا با اولریخ مرکل آشنا شد و ازدواج کرد. پس از آن وی تصمیم گرفت به آکادمی علوم برلین وارد شود و همین موضوع سرآغاز جدایی وی و اولریخ مرکل شد. آکادمی علوم برلین از جمله مراکزی بود که تحت نظارت شوروی و بطور خاص کا.گ.ب اداره می شد. مرکل در این آکادمی دبیر شاخه جوانان آلمان آزاد شد. وی در این آکادمی موفق به کسب دکترای فیزیک کوانتوم شد.

یکی از نگرانی های آن زمان شوروی تأسیساتی بود که در زمینه علوم هسته ای و الکترونیک ایجاد کرده بود و نگران روزی بود که عمر این تأسیسات به پایان برسد. از این رو، و با توجه به کمبود دانش فنی کافی در داخل شوروی، توجه مقامات این کشور به آکادمی علوم برلین در آلمان شرقی معطوف شد. از طریق این آکادمی بود که دانشمندانی چون انیشتن در غرب شناخته شدند. این آکادمی پیش از ورود شوروی نیز فعال بود اما پس از جنگ جهانی دوم شوروی به فراخور نیازهای خود فعالیت‌های آن را گسترش داد.

مأموریت های مرکل نیز از همین آکادمی آغاز می شود. نخستین مأموریت مرکل شناسایی و کسب اطلاعات از افرادی بود که مخفیانه به آلمان غربی و دیگر کشورهای آنسوی دیوار برلین می روند. این مأموریت را شخص مارکوس وولف مسؤول بخش خارجی وزارت امنیت داخلی آلمان شرقی - که خود وی نیز یهودی بوده و شخصیتی پیچیده داشت - به مرکل واگذار کرده بود.



مقاومت کوهل برای جلوگیری از افشای هویت "آنیتا" که شباهت بسیاری به مرکل دارد به استعفای وی انجامید


پس از به قدرت رسیدن "هلموت کوهل" در مقام صدر اعظمی آلمان، فشارها برای افشای هویت دو جاسوس کا.گ.ب با اسامی رمز آنیتا و فلیکس که همچنان در آلمان حضور داشتند بالا گرفت و در نهایت صدر اعظم آلمان را مجبور به استعفا کرد. براساس شواهد موجود و فعالیت‌های مشابه مرکل، احتمالا آنیتای کا.گ.ب همان مرکل صدر اعظم آلمان است.


آنا چاپمن؛ پرستو  از نژاد روسی

آنا واسیلیونا کوشچینکو معروف به آنا چاپمن متولد ۱۹۸۲ در روسیه است. وی ساکن نیویورک بود تا اینکه در سال ۲۰۱۰ به همراه ۹ تن دیگر به اتهام جاسوسی برای روسیه بازداشت و در تبادل زندانیان با روسیه به این کشور بازگردانده شد. پدر وی دیپلمات روسیه در سفارت این کشور در نایروبی پایتخت کنیا بود. همچنین براساس اخباری تأیید و تکذیب نشده، واسیلی کوشچینکو پدر وی، در زمان اتحاد جماهیر شوروی جزء افسران بلندپایه کا.گ.ب بود.

این مدل معروف روسی که در آمریکا مشغول به جاسوسی در لباس مدلینگ و تبلیغات بود با تن‌دادن به روابط جنسی، عامل جمع‌آوری اطلاعات برای سازمان جاسوسی خارجی روسیه یا SVR بود. زمانی که وی پس از دستگیری با جاسوسان آمریکایی مبادله و به روسیه بازگردانده شد مورد تقدیر ولادیمیر پوتین قرار گرفت. او با تکیه بر ظاهر زیبای خود، نفوذ بالایی در میان مقامات بلندپایه امریکا و کابینه اوباما دست و پا کرده و اطلاعات مختلفی به خصوص در زمینه فناوری به دست آورده بود.

چاپمن تا کنون دو بار ازدواج کرده است که هر دو همسر وی انگلیسی بوده‌اند. وی پس از بازگشت به روسیه و نگارش زندگی نامه خود، آن به قیمت ۲۵۰ هزار دلار به حراج گذاشت. وی سپس در روسیه در همان حرفه مدلینگ لباس فعالیت خود را ادامه داد.

در سپتامبر ۲۰۱۰ میلادی وی به عنوان رئیس شورای "محافظان جوان روسیه" منصوب شد. وی در این سمت، به آموزش جوانان روسی که قرار است در آینده افسران امنیتی این کشور شوند آموزش می دهد. زیرکی و ذکاوت از جمله ویژگی‌های این جاسوس بوده است و همین ذکاوت با وجود به دام افتادن وی در آمریکا، جان او را نجات داد. مأموران سیا پس از بازداشت وی ایراد اتهام جاسوسی به او، از یافتن مدرکی دال بر انتقال اطلاعات به روسیه ناتوان بودند.

مدل هلندی و بازیگر پورنو؛ پرستوی خاندان قذافی

در میان پرستوهای مشهور، مدل هلندی‌تبار نیز شهرت ویژه‌ای پیدا کرده است. این مدل اگرچه در ظاهر به مدلینگ و تبلیغات مشغول است اما در واقع جاسوس سازمان اطلاعات خارجی هلند یا AIVD است. مهم‌ترین شکار سیاسی این مدل در سال‌های اخیر پسر معمر قذافی بوده است. او در ٢٠٠۴ میلادی با هدایت AIVD با پسر قذافی آشنا شد و حتی تا آخرین روزهای سقوط قذافی به لیبی رفت و آمد داشت. این مدل علاوه بر نقش اصلی خود مقادیر فراوانی پول و طلا هم از معتصم در ازای رابطه جنسی و رقص دریافت می‌کرد. این مدل و بازیگر پورنو، در نقش جاسوس اطلاعات فنی و اقتصادی از مدیران شرکتهای بزرگ صاحب فناوری هم فعالیت داشته است.




منابع و مأخذ:


http://www.telegraph.co.uk/culture/film/۸۳۱۸۰۷۵/Valerie-Plame-Wilson-the-housewife-CIA-spy-who-was-fair-game-for-Bush.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Wrath_of_God

http://abcnews.go.com/US/story?id=۱۲۱۳۰۳۴&page=۱

http://www.cbsnews.com/۲۱۰۰-۱۸۵۶۰_۱۶۲-۳۳۷۸۰۸۹.html?pageNum=۲&tag=contentMain;contentBody

http://www.timesplus.co.uk/tto/news/?login=false&url=http%۳A%۲F%۲Fwww.thetimes.co.uk%۲Ftto%۲Fnews%۲Fworld%۲Fmiddleeast%۲F

http://www.newser.com/story/۳۷۹۳۶/tzipi-livni-was-a-spy-in-paris.html

http://www.civilwarhome.com/edmondsbio.htm


منبع : مشرق نیوز
برچسب ها : -
rss نوشته شده در 27 تیر 1391 و در ساعت 09:37 توسط : ارتش ضد ماسون | امتیاز : 1 2 3 4 5 |

پربازدیدترین مطالب


آخرین مطالب نوشته شده


Copyright © 2010 by http://ArmyAnti-Mason.samenblog.com